میگوید(با یک عصبانیت متقابل): تو هم تا امروز، ما را سیاسی نکنی، ول کن معامله نیستی...باباجان، دور ما یکی را خط بکش. زن و بچه داریم. گفتی از جومونگ چه خبری داری؟......
میگویم: ای که جومونگ بخورد توی سرت....!من گفتم خبری ندارم که....!چرا این قدر این مسأله برایت مهم است؟.....وزیر پیشنهادی برای وزارت کشور، آقای نجار شده؛ آن وقت تو هی گیر بده به جومونگ که از بیخ افسانه است و اهل دعوا و زد و خورد و...
میگوید: به هر حال، بهتر از سایر اطرافیان امپراطور است که.....!اگر نبود که آن نوجوان خدابیامرز، در هوای دیدن بازیگر نقش عیال مربوطهاش« سوسانو» دست به کار خبط خودکشی نمیزد که...! ولش کن؛ گفتی از جومونگ چه خبری داری؟...!
میگویم: لااله الا الله.... بر پدر شیطان رجیم لعنت...! من در فکر اینم که برای اولین بار سه تا زن به عنوان وزیر در کابینه دولت معرفی شدهاند؛ آن وقت جنابعالی در فکر سوسانو هستی ، اگر وقت میکنی، خجالت بکش!
میگوید: اصلاً ولش کن. از تو برای ما خبری در نمیآید.... [روزنامهای را از روی میز برمیدارد و ادامه میدهد که.....] بیا ببین توی این روزنامه وزین راجع به برادر«سانگ ایل گوک» چی نوشته......!
می گویم (باتعجب): این برادر سانگ ایل گوک دیگر کیه؟.....جومونگ کم بود، اینم اضافه شد؟......!
میگوید (با تبسم): آقا رو.....!این بیخبری جنابعالی هم تحفه است. سانگ ایل گوک، همان جومونگ عزیز، هنرپیشه نقش اصلی سریال کروی جومونگ است که هماکنون با هفشده تا محافظ قلچماق در تهران به سر میبرد. دم هتلش آنقدر ازدحام مردمی بوده این روزها که نگو....!
میگویم: راست میگی؟....چرا زودتر نگفتی که تهران آمده؟... حالا کدوم هتل مستقر شده؟.....میشه رفت دیدنش؟.....اصلاً چرا داریم حرف میزنیم؛ پاشو بریم ببینیمش تا اول این ماه رمضونی از کشور در نرفته نامسلمون......!دیدن او یک نظر، صد چو منش خونبهاست. اعضای کابینه دولت همیشه هستند، ولی جومونگ کم گیر میاد....!
رضا رفیع