همچنین فضای دیگر برنامههای معارفی بهگونهای بود که کمتر اینچنین عمیق به عالم پس از مرگ (برزخ و قیامت) میپرداختیم بنابراین میتوان هفتآسمان را نقطه عطف برنامههای معارفی تلویزیون هم دانست. رادیو شبیه این برنامه را داشته و دارد اما در تلویزیون، برنامهای به گستردگی هفتآسمان، در ذهن ندارم. جالب است بدانید آقای رکنی، تهیهکننده صاحبنظر این برنامه نیز بسیار با اخلاق، باسواد و مسلط بر موضوعات برنامه هستند. کمتر تهیهکنندهای را دیدهام که این گونه بر مبانی و اطلاعات مرتبط با موضوع برنامهاش اشراف داشته باشد و حتی گاهی اشتباه کارشناس برنامه را نیز گوشزد و اصلاح نماید. در مجموع میتوانم بگویم این برنامه، شانس دوره کاری و معارفی من است.
آیا میتوان گفت مناسبتزدگی در سیما، آن قدر اثــرگــذاری بــرنــامــههــای مـذهـبـی و مـعـارفـی را تـحـتالشعاع قرار داده که باید دست به دامان برنامههای اجتماعی شویم؟
فضای برنامههای معارفی، مشکلات خاص خودش را دارد و به دلیل آن که مناسبتی با آنها برخورد میکنیم اثری که باید داشته باشد را ندارد اما برنامههای اجتماعی به خاطر آیتمهای متنوع و شاد، معمولا پربینندهترند لذا اگر بتوانیم با بهرهگیری از شیوههای غیرمستقیم، این آموزهها را لابهلای آن بگنجانیم، اثرگذاری بیشتری را شاهد خواهیم بود.
الان اینگونه نیست؟
ترس از مذهبی شدن فضای برنامه ــ به اصطلاح خودشان ــ باعث شده این مسائل در برنامههای اجتماعی با احتیاط بیشتری مطرح گردد، البته من اصلا این استدلال را قبول ندارم. در برخی برنامهها، واقعا حرفهای به مراتب زیباتر و عمیقتر از گفتههای کارشناس یا نویسنده برنامه را در آموزههای دینیمان داشتهایم، اما همین ترس، باعث شده تهیهکننده و یا دستاندرکاران تولید آن برنامه، به قول شما موافق ستارهچینی نباشند.
در چنین برنامههایی احساس غربت نمیکنید؟
صد درصد. خیلی ناراحت میشوم. زیرا خداوند سبحان از طریق سخنان و آموزههای بیشمار اهل بیت علیهمالسلام، راه را نشانمان داده اما گاهی اوقات غافلیم و میخواهیم در برنامههایمان از طریق دریافتهای کارشناسان غرب ــ که لزوما همیشه درست هم نیست ــ راه دیگری را نشان دهیم لذا متاسفانه به بیراهه میرویم و از مقصد، باز میمانیم.
اصلا چرا اجرای این برنامهها را میپذیرید؟
سعی میکنم به اندازه خودم سهم داشته باشم. البته نمیخواهم بگویم خدای ناکرده همه عوامل اینگونه برنامهها خطا میکنند و من درست میگویم؛ اصلا بحث این نیست. هر کس به اندازه خودش باید بکوشد تا کار سالمی انجام دهد. من نیز در حد خودم میکوشم تا در این برنامهها، گاه با زبان شوخی و گاه با بیانی کاملا عـامـیـانـه، یـک محتوای معارفی که از اهل بیت علیهمالسلام گرفته شده را بازگو نمایم و فکر میکنم به اندازه سهم خودم همین مقدار هم اثرگذار باشد.
چطور شد که از بام برنامههای معارفی، پریدید و مسافر سفر بخیر شدید؟
من نقدی جدی به تلویزیون دارم و آن هم این که چرا در 20 سال اخیر، مجریانی مثل من که به اسم مجری معارفی شناخته شدهایم را فقط در برنامههای کاملا سنگین مناسبتی و دینی، جلوی دوربین آوردهاند؟!
شما با تخصصگرایی و مرزبندی حوزه کاری مجریان، مخالفید؟
از زمان افزایش و گسترش شبکههای تلویزیونی، بازخوردی منفی نسبت به بچههای مذهبی تلویزیون در جامعه ایجاد شده است و آن این که مجریان معارفی و مناسبتی، همواره غمگین نشان داده میشوند؛ هرچه مناسبت وفات و شهادت است، ما باید لباس مشکی بپوشیم و اجرا کنیم، اما نوبت برنامههای شاد که میرسد، دوستان دیگری دیده میشوند. به نظر من ترکیبی که در گذشته برای اجرای برخی برنامههای اجتماعی در همین شبکه 3 داشتیم و طی آن یک مجری شاد و به اصطلاح شومن در کنار یک مجری سنگین و باوقار، سکاندار برنامه بودند، خیلی خوب بود و نشان میداد که مجریان ثابت برنامههای معارفی و مناسبتی هم در چارچوب خودشان، اهل شوخی و خنده هستند. لذا هیچ منعی ندارد که یک مجری کارشناس معارفی در کنار یک مجری کارشناس اجتماعی، برنامه اجرا کند، زیرا اجرای برنامه اجتماعی با برنامه طنز متفاوت است و قطعا درست نیست من که اجرای معارفی دارم، برنامه طنز هم اجرا کنم، زیرا اثر کلامم در ژانر اولیه کاسته میشود، اما اشکالی نمیبینم که یک مجری معارفی، اجرای برنامهای اجتماعی که مثلا قرار است در آن راجع به سفرهای تابستانی، مصرف بهینه سوخت، مسائل خانوادگی و... صحبت شود؛ را بر عهده گیرد. بین این دو حوزه، تضادی وجود ندارد حتی معتقدم یک مجری سیاسی خوب نیز در صورت داشتن تخصص و توانایی میتواند برنامه معارفی اجرا کند.
به عنوان کسی که شغلی جز اجرا ندارد به ما بگویید چه باید کرد تا مجریان تلویزیون، همواره بر حسب فضیلتهایشان روی آنتن قرار گیرند و حق به حقدار برسد؟
اگر انتخاب مجریان با ساز و کاری دقیق و مناسب صورت گیرد نه مجری ناراحت میشود و دلخوری پیش میآید که چرا فلانی باشد و من نباشم؟ و نه برنامه دچار ضعف میشود. فکر میکنم اگر مثلا یک گروه تولید تلویزیونی برای اجرای برنامهاش، 10 کاندیدا داشته باشد؛ باید ابتدا اطلاعات و سابقه کار، جزئیات تحصیل، خصوصیات و ویژگیهای رفتاری و... هرکدام از اینها را به تفکیک بیرون آورد و سپس متناسب با اهداف و محتوای برنامه، بهترین و قویترین گزینه را برگزیند تا جای هیچ اعتراضی باقی نماند و برنامه، موفق ظاهر شود، اما متاسفانه در بیشتر اوقات، انتخاب مجری به آخرین لحظات، موکول میشود و به دلیل عدم بررسی لازم، یکدفعه میبینیم مثلا یک مجری که اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارد و محیط دانشگاه را ندیده است به خاطر چهره یا رابطه، اجرای برنامهای که در دانشگاه ضبط میشود و برای مخاطب فرهیخته و دانشگاهی پخش میگردد را برعهده میگیرد! اگر معیارهای انتخاب، صحیح باشد و دستاندرکاران، نگاه درستی به این قضیه داشته باشند، مجریان مجبور به اثبات خود نمیشوند تا به هر قیمتی شده حضور داشته باشند و خودی نشان بدهند بلکه با خیال راحت، منتظر میمانند زیرا دیر یا زود بر حسب فضیلتها و توانمندیهایشان به سراغشان خواهند رفت.
بخیرترین اجرای عمرتان؟
همین برنامه سفربخیر است. متاسفانه آمار سالانه کشتههای تصادفات رانندگی در کشور ما، حدود 23 هزار نفر است. شعاری که آقای نیکبخت تهیهکننده محترم سفربخیر برای برنامه در نظر گرفتهاند این است که اگر بتوانیم با این برنامه حتی یک نفر را از خطر مرگ برهانیم، کار بزرگی انجام دادهایم و این تعبیر خداوند است که در قرآن کریم میفرماید: کسی که یک نفر را احیا کند گویی همه خلایق را احیا کرده است. بنابر آمار و نظرسنجیها، طی سالهای گذشته، سفربخیر بعد از انیمیشنهای راهنمایی و رانندگی، اثربخشترین برنامه در کاهش میزان تصادفات رانندگی بوده است. لذا من نیز اهمیت ویژهای برای این برنامه قائلم و سعی میکنم با ارائه اطلاعات و آمار مقایسهای وضعیت تصادفات و طرحهای اجرا شده برای کاهش آن در کشورهای مختلف، پا به پای مهمانان و کارشناسان برنامه، پیش آیم و باعث افزایش آگاهی مخاطب شوم. اگر سفربخیر، سبب گردد تا مثلا هزار نفر از آمار کشتهها کاسته شود ببینید چه خیر و ثوابی به تلویزیون و همه دستاندرکاران این برنامه میرسد.
لحظههای از دست رفته اجرای هفت آسمان را در سفر بخیر، جبران میکنید؟
فضای این دو برنامه با هم متفاوت است اما بارها نکاتی درباره سفر از دیدگاه اهل بیت علیهمالسلام را در سفربخیر، بیان کردهام. در مورد کاهش تصادفات، اصلاح رفتارهای رانندگی با توجه به اخلاق، بسیار اثربخش است. طبق رشدی که در سالهای قبل داشتیم در حال حاضر، آمار کشتههای تصادفاتمان باید 36 هزار نفر در سال باشد اما با این که تعداد خودروها و گواهینامهها افزوده شده، آمار پایین آمده و یک دلیلش رفتارهای دینمدارانه مردم ماست لذا ما در برنامه سفربخیر، در کنار بحث کارشناسی و نگاه علمی امروزی به موضوع تصادفات میتوانیم از اخلاق و آموزههای معصومین علیهمالسلام، نهایت استفاده را داشته باشیم.
دوست دارید نشان اجرای کدام برنامه، نقشبند پیشتانیتان گردد؟
هیچ برنامهای. دوست دارم نشان صداقت، روی پیشانیام نقش بندد تا وقتی مردم مرا در خیابان، فروشگاه یا در کنار خانواده میبینند؛ ذهنیتشان عوض نشود و متلاشی نگردد. مجری در هر ژانری اجرا میکند باید ادب اجتماعی داشته باشد یعنی مردم در مواجهه با او همان رفتاری را که انتظار دارند، ببینند. مثلا اگر منی که برنامههای معارفی و دینی را اجرا میکنم، نمازم را دم تیغ آفتاب بخوانم به مخاطبم خیانت کردهام. در سفر بخیر اگر به مردم بگویم کمربند ببندید، خطرناک رانندگی نکنید و... اما خودم رعایت نکنم و عامل به آن نباشم، خیانت کردهام و این یعنی عدم صداقت در اجرا. صداقت در رفتار و گفتار باید مهر پیشانی هر مجری باشد و به آن افتخار کند وگرنه اجرای برنامه پربیننده که افتخار ندارد....
ما موظفیم و محکومیم که حرف و عملمان و گفتار و رفتارمان، یکی باشد در غیر این صورت نباید به تلویزیون بیاییم و اجرا کنیم چون زمین میخوریم. عدم تناسب در کلام و رفتار، مجری را به زمین میزند. لذا همواره به خدا پناه میبرم و از او میخواهم هرچه جلو میروم، جا میافتم و بین مردم چهره میشوم، تغییری در رفتار و منشام حاصل نگردد و عوض نشوم. ما در روایاتمان هم داریم که هرچه مسوولیت سنگینتر شود باید برای خلوت با خدا، زمان بیشتری بگذارید. یک مجری نیز وقتی بین مردم، ستاره میشود و مورد توجه قرار میگیرد باید رابطهاش را با خدا قویتر کند تا راه را گم نکرده و چپ نکند.
آخرین بار، کی جریمه شدید؟
با اطمینان عرض میکنم از دو سال و نیم پیش که خودرویی خریدم تا امروز، یک بار هم جریمه نشدهام.
دلواپسیهایتان در اجرای هفت آسمان بیشتر است یا سفربخیر؟
این دو برنامه را به خاطر اهدافشان از هم جدا نمیدانم. هدف مقدس سفربخیر، کاهش کشتههای تصادفات و در نتیجه زندگی است و هفت آسمان میخواهد بگوید پاک زندگی کنیم زیرا زندگی، زنگ تفریح نیست، ساعت بعد حساب داریم.
با سفر کردن در خیال به ناشناختهها موافقید؟
نه، بیشتر سعی میکنم با واقعیات کنار بیایم لذا بعضی اوقات که تحت فشار قرار میگیرم یا دلتنگ میشوم به سراغ قرآن میروم. اطلاعاتم در زمینه برخی سورهها و ویژگیهایشان، بد نیست. بیشتر دوست دارم یک سفر معنوی به آیهها و سورههای قرآن کریم داشته باشم زیرا امیرالمومنین (ع) فرمودند: «قرآن، داروی هر درد و بیماری است.»
میلاد و شیما کریمی