قصه همیشگی گیشه و طولانی شدن صف در آثار طنز، نقطه اوج این مدعاست و البته این کلام اغراق نیست که اگر چنین بود، تماشاچی حداقل چند ساعت پس از دیدن چنین آثاری در حافظهاش کمی آن را به یاد میآورد! جای بسی تاسف است که فرصتی که طنز میتواند در قابلیت بروز دغدغههای اجتماعی صرف نماید، اینک تبدیل به لودگی گشته. «پسر تهرونی» که این روزها گوش فلک را با تبلیغاتاش کر کرده، اثر طنزی است که به نظر میرسد ضربهای عمیق به این ژانر در کشور ما وارد کرده است.
این فیلم سینمایی همه چیز را فدای فروش کرده و هیچ موقعیتی را برای بروز وقایع و اتفاقات خاص رقم نمیزند. داستان به جای هدایت موضوعی و محتوایی تبدیل به یک لودگی صرف، هجو و در یک کلام فکاهی شده است. سوال جدی اینجاست که آیا خنداندن فقط هدف نهایی طنز است؟! که اگر چنین باشد باید اظهار تاسف کرد.
قطعا چنین چیزی غیرقابل قبول است. متاسفانه در «پسر تهرونی» این اتفاق افتاده است. ظاهر داستان ظاهری متظاهرانه و فانتزی است. ظاهری که در همان ابتدا و حتی در تبلیغات فیلم مشهود است، اما محتوا و شخصیتپردازی هیچ تناسبی با این اوضاع ندارد.
فـضـاهـای رویـایـی و آنقدر شیک، اداها و قیافههای نافرم و بخصوص حرکات نادر سلیمانی در نقش زن در کنار شرایط ماهوی و قصههای درهم «پسر تهرونی» نهتنها هیچ تناسبی ندارد بلکه سبب شده پیکرهای جدا از پوسته طراحی و به نمایش گذاشته شود.
ابتدا داستان که با مریض شدن حاج منصور همراه میگردد و به ناگهان با بازگشت به گذشته، خاطرات طرح میگردد، عدم تقارن در یک نسبت داسـتـانـی را دارد بـخـصـوص نـگـاههـای خاصه شخصیتها به دوربین (همانند طنزهای برره و...) این روند را با نقصان روبهرو ساخته.
مسائل پیرامونی در حوزه ازدواج که محور اصلی «پسر تهرونی» است در بسیاری از آثار طرح و به نمایش گذاشته شده، اما نحوه بیان و اجرای آن در این فیلم جای تامل دارد. شتاب کمیک آن خود اصل ماجرا را نیز بر هم زده، بخصوص برای آن که به این شتاب یک حرکت انفعالی داده شده، کارگردان با پیدایش تخیل آن را با بحران مضاعف روبهرو ساختهاست.
گرچه کارگردان با فاکتوری نظیر تغییر نگاه نسلها سعی میکند هدفی عمیق را در ظاهر بیان کند اما این امر به خاطر درهم بودن ماجراها و بخصوص کمیک بودن بیش از حد آن، ضربه خورده و مبدل به طنزی بیپایه گشته. بیان عشق و درد و بخصوص نفرت در قیاس غیرمتعارف تصویری و تاکید خاصه به عشق و پیرامونهای آن، سببساز فیلمی درخور همان زبان گشته.
کدام دغدغه و کدام مشکل در این فیلم طرح شد؟ آیا صرف بیان ارزشها و اخلاق آن هم در فصلهای پایانی اثر کفایت میکند؟ تکیه و نگاه طعنهوار سروش و پدرش و تاکید بر علاقه همگان به آنها به واسطه پول در کجای این اثر به نتیجهای خاص میرسد؟ «پسر تهرونی» از همان ابتدا از ضعف داستان و نوشته رنج میبرد و گویا کارگردان نوع نگاه مخاطب ایرانی را به خوبی نمیشناسد.
ایمان صالحی