در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عطا خبرنگاری زرنگ در حوزه دولت و مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. در خبرهایش ردپایی از گرایشهای سیاسیاش نبود چون حرفهای عمل میکرد.
افشاری واقعا خبرنگار بود وقتی در حادثه بمب گذاری کربلا تعدادی از زائران ایرانی به شهادت رسیدند و او که برای تهیه گزارش در کربلا حضور داشت، میدانست که اگر خود را خبرنگار معرفی کند، نمی تواند اسامی شهدا و مجروحان ایرانی را از بیمارستان بیرون بکشد با زیرکی تمام لباس پزشکان را بر تن کرد و به راحتی توانست اسامی شهدا و مجروحان ایرانی را لحظه به لحظه و زودتر از همه به ایران مخابره کند.
روزهای سرد زمستان سال 81 بود که با عطا آشنا شدم. دوستی ما با گرمی ادامه یافت و دوستان نزدیکش سنگ صبور برای درددلهای این خبرنگار باتجربه بودند.
افشاری آدمی بی کینه ، متعهد ، متخصص ، دین باور و اخلاق محور بود و وقتی به جمع دوستانش میپیوست همواره لبخند بر لب داشت. هرگز به یاد نمیآورم که از کسی کینه و یا دلخوری داشته باشد، حتی از کسانی که به وی بدی و در حقش ظلم کردند نیز کینه به دل نمیگرفت.
افشاری رفت در سن 37 سالگی و با ناگفتههای بسیار. اجل امانش نداد تا او بهرغم وعدهاش در وبلاگ کوچک و قشنگش «خیلی دور خیلی نزدیک» که تحت عنوان روزنوشتههای یک خبرنگار سیاسی در آن قلم میزد، بیشتر بنویسد.
بیماری سرطان گوارش، افشاری را به بیمارستان دی تهران و بیمارستان ولیعصر قم کشاند اما مبارزه او با این بیماری بدخیم بیش از یک سال به طول نینجامید. او دیروز یکشنبه سینا تنها فرزند خود و همه ما را تنها گذاشت اما پیش از خداحافظی به خانوادهاش سفارش کرد تا قبل از رسیدن دوستان و همکاران مطبوعاتیاش از تهران به قم مراسم ،تدفین وی را برگزار نکنند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
یوسف اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: