حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
لئون1
شخصیت لئون (بازیگر فیلمی به همین نام) را جزئیات رفتاری خاص و منحصر به فردش میسازند. عادات رفتاری بخصوصی که فقط خودش آنها را داراست. کلاه مضحک به سر میگذارد و عینک آفتابی گرد به چشم میزند. موی سرش کوتاه است و همیشه هم پالتو تنش است. به دید زدن از سوراخهای کوچک علاقه خاصی دارد و شاید برای همین است که شگردش آدامس چسباندن روی چشمی در خانههاست. نشسته میخوابد و شیر را به هر نوشیدنی دیگری ترجیح میدهد. آدمکش است اما عواطف کودکانه دارد. سینما میرود و با شعف بچگانه فیلم موزیکال تماشا میکند و وسواس عجیبی هم در اتو کردن لباسهایش و تمیز کردن برگهای گیاه مورد علاقهاش دارد. در کل برای گلدانش احترام خاصی قائل است؛ شاید چون به قول خودش بهترین دوستش همین گلدان بیزبان است: «بهترین دوستمه، همیشه شاده. هیچ سؤالی نمیکنه، مثل منه.»
از آدمیزاد جماعت خیر ندیده و تعجبی ندارد اگر خوکها را بهتر از آدمها میداند: «در مورد خوکها بد صحبت نکن، اونا معمولاً بهتر از آدما هستند.»! عروسک بازی میکند و عروسکش هم خوک پارچهای بامزهای است که لئون خیلی خوب بلد است جایش حرف بزند و خُر خُر کند.
به کارش وارد است و در آن «خیلی جدی.» حرفهای است نه مثل رئیس پلیس روانی شهر که به لطایفالحیل آدم میکشد. لئون برای کارش قوانین لازمالاجرایی دارد: «نه زن، نه بچه.» دلیلش را بعداً میفهمیم وقتی برای مجاب کردن ماتیلدا با حسرت و افسوس داستان عشق از دست رفتهاش را بازگو میکند. او بیدلیل آدمکش نشده. همه چیز از نوزده سالگی و در پی شکست در آن عشق نافرجام شروع شده. لئون را وسوسه انتقام به اینجا کشانده و او خوب میداند که شغل درست و حسابی و آبرومندانهای ندارد. به قول ماتیلدا «بهترین آدمکش شهر» است و ما میبینیم که تمام قوای انتظامی شهر هم که جمع شوند نمیتوانند از پس دستگیری او برآیند اما با این همه به خودش نمیبالد. چیزی برای افتخار کردن ندارد. او پشیمان است و برای همین هم نمیخواهد ماتیلدا آیندهای مثل خودش پیدا کند: «تو فقط یه دختر کوچولویی زندگیت رو تو راه خلاف ننداز... وقتی انتقام بگیری میفهمی که اصلاً خوب نیست... وقتی یه نفر رو بکشی همه چی مثل قبل نمیمونه. زندگیت برای همیشه عوض میشه.»
لئون شکست ناپذیر است. مثل نامش. مثل شیر. وقتی با ناجوانمردی تمام از پشت سر گلوله میخورد باز هم میتواند در همان وضعیت، انتقام ماتیلدا را از قاتل برادر 4 سالهاش بستاند. تنها دوست و معتمد لئون (به جز ماتیلدا) یعنی کافرمای او درباره این رویین تنی اش به او میگوید: «تو تباهیناپذیری. گلولهها از تو فرار میکنن. تو با اونا بازی میکنی.» لئون در نظر ماتیلدا اما نه فقط تباهیناپذیر، که فناناپذیر است. لئون در نظر او حتی بعد از مرگ هم «بزرگترین مرد روی زمین» است.
پانوشت:
1- محصول 1994 امریکا، کارگردان: لوک بسون، بازیگران: ژان رنو، گری اولدمن، ناتالی پورتمن
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....