گاه هم شیطان گولشان میزد و اتفاقاتی ناراحت کننده رخ میداد. داستان <کی ما را داد به باخت> روایت <فرهاد کشوری> از یکی از این شبها است درسرزمین بختیاری. از این که چه طور یک گروه سه نفری جوانان، سه گوسفند را از چوپانی میدزدند و این میشود آغاز بدبختیشان. مجازات میشوند نه در اندازه جرمشان در آن حدی که خان دوست دارد. فحش میشنوند و رفیقی دارند که هم تفنگدار است و هم همراه آنان از گوشت گوسفندها خورده است.
داستان روایت اول شخص مفرد است و شخصیت اصلی یکی از گناهکاران است.
در طول روایت میخوانیم که چه حرفهایی میخواسته بگوید که نگفته است. چه کارهایی میخواسته بکند که نکرده است و چه فکرهایی مدام درباره آدمهای مختلف به ذهنش میرسد و نمیگوید. ما هم مثل او دنبال آن کسی هستیم که این اتفاق را لو داده است.
مرد جوان به دنبال نشانهها است میگردد و در عین حال ما از خیلی اتفاقات پیدا و پنهان با خبر میشویم. اتفاقاتی که در پس این دزدی و سرگرمی است و عواقب و ماجراهایی دیگر را به وجود میآورد.
خواندن این کتاب یک فرصت است برای آَشنایی یشتر باحال و هوای جوانانی که در روستا هستند با خصوصیات خاص خودشان. مجموعه داستان کشوری را سرچشمه منتشر کرده است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)