سلام امید عزیز امیدوارم که حالت خوب باشد و همچنین امیدوارم خداوند نیرویی به تو عطا کند که بتوانی شکل آزاردهنده مشکلاتت را تحمل کنی. راستش وقتی نامهات را خواندم فهمیدم انسانهای دیگری هم هستند که مشکلاتشان شبیه من است. منتهی چون شما پسر هستی کمی وضعیت وخیمتری داری. من هم مثل تو هستم. بیش از حد احساساتی و یک بیماری پوستی هم دارم که دیگر نور علی نورم کرده است در واقع من از آن آدمهایی هستم که به نصف چیزهای موجود در جهان و هستی حساسیت دارند و فوری تمام بدنشان پر از دانههای ریز میشود. اما بیشترین حساسیت من مربوط به گرماست که خب من هم در عمق آن قرار دارم چون ساکن جنوب ایرانم. حالا بگذریم. افت فشار خون هم دارم به علاوه کمخونی و البته کمبود قند دارم. فکرش را بکن هر روز 14 بار یا بیشتر سرت گیج بره و از زندگیات سیر شوی. خلاصه میخواستم یک جورهایی اعلام همدردی کنم. از اینکه فهمیدم دفتر شعر هم داری خیلی خوشحال شدم.من نیز هم شعر میگویم و هم نویسندگی میکنم ولی از بس خواهرم توی ذوقم زده و دوستانم مسخره کردهاند دیگر حالم خیلی بد شده درست مثل تو. اما بدان که هیچ وقت فکر خودکشی به سرم نزده و نمیزند و نخواهد زد. یک بار جایی خواندم که نوشته بود: تا حالا به این فکر کردید اینکه در دنیا زندگی میکنید و به دنیا آمدید یک هدیه از طرف آفریدگارتان است ؟ حالا تصورش را بکنید که ما به خاطر مشکلات زیاد و تلاش کم و تنبلی هی بگوییم از زندگی سیر شدیم و میخواهیم خودکشی کنیم؟ میدانی، بزرگترین گناه میتواند پس دادن هدیه خداوند باشد؟ دیگه فکر آخرتت را نکن که هزار بار زجرش از بدبختیهایی که الان میکشی بیشتر و بدتره؟! پس هر وقت داشتی توی غصه و غم غرق میشدی یاد حرف من بیفت. راستش من هم بارها از خودم پرسیدهام داشتن یک دفتر شعر که آدم بتواند در آن افکار پاک و لطیفش را، افکاری که دیگران کمتر قدرش را دانستهاند و میدانند واقعا چه اشکالی دارد؟ اگر ما نخواهیم برای حفظ، احترام و نگهداری از زبان فارسی و باستانی و مادری مان کاری بکنیم پس چه کسی میخواهد این کار را بکند ؟ باز هم میخواهیم بگذاریم انسانهای بیگانه و خارجی، زبان ما را مثل خیلی چیزهای دیگه نگهداری کنند؟ پس رگ غیرتمان کجا رفته ؟... آقا امید بدان که هیچ کدام از حرفهایم شعار نیست. راستی بگو ببینم هیچ فکر کردی که برای رفع مشکل افسردگی ات تا حالا چه کارهایی انجام دادی. اینکه فقط بخواهی به دکتر بروی که چاره کار نیست ؟ چرا میگویی همه دوستانم سیگاری هستند ؟ هیچ به این فکر کردهای که همین دوستان سیگاری را این تو بودی که انتخاب کردی؟ حالا ممکن است که بچههای خوب و سر به راهی باشند و تنها عیب شان همین سیگار کشیدن باشد اما اینکه تو اجازه دهی آنها هر روز بهت سیگار تعارف بکنند بدجنسی در حق خودت نیست ؟ چرا به آنها نمیگویی که بهت سیگار تعارف نکنند یا جلوی تو سیگار نکشند؟ چرا خودت سعی نمیکنی به آنها کمک کنی تا سیگار را ترک کنند؟ میدانی کمک کردن چقدر در روحیهات تاثیر مثبت میگذارد؟ گفتی مشغول درس خواندن هستی تا بعد از سربازی به دانشگاه بروی و برای خودت کسی بشوی. این بهترین کاری است که انجام میدهی. هیچ وقت انگیزه ات را برای این کار از دست نده چون آینده روشنی انتظارت را میکشد. در مورد علاقههایت هم باید بگویم سعینکن جلوی آنها را بگیری یا به خاطر حرفای بقیه سرکوبشان کنی چون من این کار را کردم و نتیجه مطلوبی نگرفتم. سعی کن خودت باشی و جلوی دیگران هم همین طوری رفتار کن که دوست داری. مطمئن باش یک کاکتوس با مراقبت هیچ وقت نمیشکند، چون ناسلامتی گیاه بیابان است؟ در ضمن سعی کن یه گفتگوی صمیمانه با پدر و مادرت داشته باشی. من و همه نسلسومیها برایت دعا میکنیم و بدان که تنها نیستی و خدا پشت و پناه توست. همیشه زنده باشی.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)