آرزوها

کد خبر: ۲۷۰۸۲۰

من با شوخی به او گفتم که چرا به این زودی و با این سن کم به کالج آمده و او لبخند زنان گفت که آمده تا مرد ثروتمندی را پیدا کند ازدواج کند و بچه دار شود سپس بازنشسته شود و به سفر رود. اما پس از شوخی‌های اولیه گفت که همیشه می‌خواسته رشته‌ای را به طور علمی دنبال کند و تا حالا امکانی برای این کار نداشته است.

وقتی وارد کلاس شد خود را معرفی کرد و گفت که 87 سال سن دارد. اما به قدری شاد و شوخ بود که تمام بچه‌ها جذب او شدند.

در مدت 3 ماه بعد تا وقتی که ترم به پایان برسد کارمان شده بود که هر روز با دوستان و رز مسافتی را قدم می‌زدیم و او در مورد مسائل مختلف برایمان صحبت می‌کرد و همگی به واقع از صحبت‌هایش لذت می‌بردیم.

او زنی بسیار موقر و متین بود که به وقت مناسب شوخی می‌کرد و به وقت مناسب هم سکوت می‌کرد. طرز رفتار و حرکات و لباس پوشیدن متناسب او همه دانشجوها را به تحسین واداشته بود.

در اواخر ترم که روز مسابقه ورزشی تیم‌های کالج بود قرار شد رز برایمان یک سخنرانی کوتاه داشته باشد. او که در لحظه موعود کمی مضطرب و خجالتی به نظر می‌رسید در هنگام صحبت کاغذهایی را که با خود آورده بود از دستش ریخت. در حالی که سریعا خم شد تا آنها را بردارد با لبخندی گفت انواع داروها و قوت بینایی هم خیلی به درد می‌خورد. سپس شروع به صحبت کرد و گفت فکر کردم بهتر است به جای هر موضوعی به گزیده‌ای از آنچه می‌دانم برایتان اکتفا کنم:

ما بازی را تمام نمی‌کنیم زیرا پیر می‌شویم و بزرگ می‌شویم و رشد می‌کنیم زیرا بازی را متوقف می‌کنیم. چند راز مهم برای جوان ماندن ، خوشحال بودن ، موفقیت و عمر طولانی وجود دارد و آن هم این است که باید هر روز بخندید و با دید مثبت و حتی شوخی به پدیده‌ها بنگرید.

باید آرزوهایی در سر داشته باشید. اگر آرزویی نداشته باشیم می‌میریم. ما بسیاری افراد را در اطراف خود می‌بینیم که زنده هستند و راه می‌روند اما زندگی نمی‌کنند زیرا آرزویی ندارند. آنها مرده‌اند اما خودشان هم نمی‌دانند.

توجه داشته باشید که میان پیر شدن و رشد کردن و بزرگ شدن تفاوت است. اگر شما 19 سال داشته باشید و یک سال را فقط استراحت کنید و روزها از پشت هم بیایند و بروند و شما هیچ آرزویی نداشته باشید و هیچ کاری نکنید بیست ساله می‌شوید.

من هم در سن 87 سالگی اگر یک سال فقط استراحت کنم و جایی بنشینم بدون این‌که کار مفیدی بکنم 88 ساله می‌شوم.

بدین ترتیب همه پیر می‌شویم.

اما هیچ مهارت و یا توانایی به ما اضافه نمی‌شود. اما بزرگ شدن و رشد کردن یعنی همواره به دنبال فرصتی برای تغییر باشیم.

اگر ما رشد کنیم هرگز از پیر شدن و اضافه شدن سن مان ناراحت نمی‌شویم. زیرا از آنچه انجام داده‌ایم تاسف نمی‌خوریم و پشیمان نیستیم. ما وقتی از پیر شدن ناراحتیم که کاری انجام نداده باشیم و فقط افرادی از مرگ می‌ترسند که از انجام یا عدم انجام برخی کارها پشیمان باشند.

او در نهایت ما را تشویق کرد تا زندگی هر روزمان را زندگی کنیم و لحظه‌ای را از دست ندهیم.

باید بگویم که یک سال پس از اتمام تحصیلات رز از دنیا رفت اما به بیش از دو هزار دانشجو آموخته بود که باید همواره منتظر فرصت‌های زندگی بود و هر فرصتی را به معنی شانسی برای تغییر و آموختن و بهتر شدن تلقی کرد.ما از رز یاد گرفتیم که باید در زندگی آرزوهایی داشته باشیم و برای رسیدن به آنها تلاش کنیم، روز به روز قدم به قدم به آنها نزدیک شویم و در این راه ناملایمات را با شوخی و لبخند پشت سر بگذاریم تا زندگی را زندگی کنیم نه فقط زنده باشیم.

مترجم : سحر کمالی نفر
منبع: inspireme.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها