در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز گذشته، روز میلاد قمر بنیهاشم بود، روز میلاد ابوالفضل (ع) مشکلگشا، روزی که احمد عزیزی شاعر دلباخته مهر آل طاها و اهل بیت که نزدیک 2 سال است در حالت نیمه بیهوشی و کما به سر میبرد، در چنین روزی و با شنیدن زمزمههای شعری که خودش برای ابوالفضل سروده به ناگاه تکانی میخورد و لب به سخن میگشاید و حیرت همه پزشکان را بر میانگیزاند.
احمد این شعر را سالها پیش سروده بود، غزلی استوار و محکم که هنگام خواندن آن ناخودآگاه فکر میکنید عزیزی آن را برای همین روزهای سخت و بیماریاش سروده تا توشه راهش باشد و ابوالفضل مشکلگشا تن بیمار او را از درد و رنج رهایی بخشد به امید شفای کامل این شاعر با هم بیتهایی از این شعر را میخوانیم :
ساخت ابوالفضل من، مطلع انوار من زاده امالبنین، حیدر کرار من
جان تو شاه جهان، رحم نما چون شهان بر دل مجروح من، بر تن بیمار من
دود دلم را ببین، دامن گلها گرفت وین چه فغان میکند مرغ گرفتار من
مست نباشم ز می، جان من و جان وی سوز دل زینب است، آتش رخسار من
فخر کنم بر فلک، ناز کنم بر ملک ماه بنیهاشم است، دلبر و دلدار من
احمد عاشق بگوی، مدح ابوالفضل شاه کز اثر طبع توست رونق بازار من
عازم کرب و بلاست بهر تو عباس جان طبع شکرریز من، کلک شکربار من
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: