در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حضور در لابراتوار صداوسیما یکی از موقعیتهای هیجانانگیزی است که امکان دارد در دنیای خبرنگاری پیش بیاید. سازوکاری که در لابراتوار فیلم وجود دارد تا حدود زیادی یادآور فعالیت یک چاپخانه است. شاید برخی خوانندگان این مطلب حضور در چاپخانههای روزنامهها را در قالب بازدیدهای دوران مدرسه تجربه کرده باشند، اما فضای لابراتوار به دلیل حساسیتهایش، هیچگاه نمیتواند پذیرای گروههای بازدیدکننده باشد.
بهمن کریمیان، سرپرست و مدیر ارزشیابی کیفی لابراتوار سازمان صداوسیما که از سال 1354 در این حرفه فعالیت دارد 8 سال پیش با چشمپوشی بر عنوان محدودکننده بازنشستگی بار دیگر به ساختمان سیمانی 3 طبقه لابراتوار صداوسیما بازگشت تا تجربیات خود در این حرفه را در اختیار سینما و تلویزیون بگذارد. او در بخشی طولانی از دوران فعالیت کاری خود، به عنوان معاون مدیران مختلف این واحد فعالیت داشته است. کریمیان که برای تهیه این گزارش همراه من در لابراتوار و پاسخگوی پرسشهای من میشود، همان ابتدا بر یک نکته تاکید میکند و میگوید: «در این حرفه مظلومیت زیادی وجود دارد و حتی در جایی مانند جشن خانه سینما و داوریهای جشنواره فجر هم زحمات این حرفه جایی ندارد.» به نظر میرسد تنها انعکاس فعالیتهای دستاندرکاران این حرفه، ذکر نام آنها در عنوانبندی پایانی فیلمها و سریالهایی است که دیدن آن نیز بستگی به حوصله تماشاگر دارد که آیا عنوانبندی را دنبال کند یا نه؟
مساله دیگری که پیش از ورود به لابراتوار کریمیان به آن اشاره میکند این است که بسیاری از دستاندرکاران سینما هنوز نگاهی سنتی به این حرفه دارند و تصور میکنند هنوز هم مانند سالهای بسیار دور، فعالان این حرفه در فضایی تاریک و دخمهمانند در یک زیرزمین فعالیت میکنند و مثلا برای گرم کردن داروهای ظهور و شستشو از تشتهایی آهنی استفاده میکنند که سالها قبل مادربزرگهای ما در آن رخت میشستند؛ البته چنین وضعیت رقتباری تا سالهای سال وضعیت غالب لابراتوارها بوده است. در خاطرات قدیمیهای این حرفه بارها شنیدهام که آنها برای گرم کردن دارو از چراغهای پریموس استفاده و فیلمها را تکهتکه در این تشتها ظاهر میکردند. اگر دارو کمی گرم میشد، برای کم کردن حرارت دست به دامان یخهای طبیعی میشدند. در آن دوران همیشه افرادی بودند که سوار بر دوچرخههایشان به سرآسیاب دولاب از محلات قدیمی تهران بروند، یخ بخرند و آن را تا محل لابراتوار بیاورند، اما حالا وضع خیلی فرق کرده و این حرفه صاحب کارشناسان دقیق و برجستهای شده که با تکیه بر دانش تخصصی، تمامی این مراحل را در آزمایشگاههای مجهز و فضاهای مدرن طی میکنند. مثلا در لابراتوار سازمان صداوسیما از 53 کارمند آن 4 نفر در مقطع دکتری تحصیل میکنند، شیمیستها مدرک فوقلیسانس دارند و وارد حوزه تحصیلی دکتری شدهاند. تقریبا بیشتر تکنسینها نیز مدرک کارشناسی مختلف دارند و فقط کارگران هستند که دیپلمهاند.
فعالیت در لابراتوار از چه زمانی آغاز میشود؟
فیلمها و سریالهایی که به شیوه 35 میلیمتری فیلمبرداری میشوند تنها مشتریان لابراتوار صداوسیما هستند. سریال «در چشم باد» که جمعهشبها در حال پخش از شبکه یک سیماست، یکی از این آثار است که کار چاپ و ظهور آنها در لابراتوار صورت گرفته است. به عبارت سادهتر، حاصل کار یک گروه مفصل فیلمسازی اعم از فیلمبردار، کارگردان، تهیهکننده و بازیگران در قالب نگاتیو به لابراتوار میرسد تا در این محل 14 متخصص مختلف روی این نگاتیو کار کنند و نتیجه را به صورت پوزیتیو قابل نمایش روی پرده سینما یا نمایش تلویزیونی آماده کنند. کاستهای نگاتیو 4 دقیقهای است و با اتمام فیلمبرداری، کاستهای استفاده شده در فضایی کاملا تاریک به داخل قوطیهای آهنی خودشان بازگردانده میشود و این فیلم به یکی از اعضای گروه تولید داده میشود تا آن را به لابراتوار برساند.
علیرضا بیات، دستیار تولید سریال تلویزیونی مختارنامه که روز حضور ما در لابراتوار، نگاتیوهای این سریال تلویزیونی را آورده بود، میگوید شرایط حملونقل نگاتیو بسیار مهم است. باید آنها را در کارتنهای محکم بستهبندی کرد و اگر محل فیلمبرداری شهرستان است نباید موقع رد شدن از فرودگاه نگاتیوها از زیر دستگاه ایکس ری عبور کنند. درجه حرارت مناسب برای نگهداری نگاتیو هم 13 درجه است و نباید محل نگهداری آن خیلی گرم یا خیلی سرد باشد. نگاتیوها نسبت به هر نوع ضربه و درجه حرارت حساس هستند و ممکن است بسادگی اتفاقی رخ دهد که حاصل ساعتها کار گروه و هزینه فراوان از میان برود. ممکن است بر اثر تماسهای فیزیکی، نگاتیوها دوباره در معرض نوردهی مجدد قرار گیرند که این مساله باعث نابودی فیلم میشود. هر قدر حساسیت فیلم زیاد باشد، میزان ضربهپذیری آن بیشتر است.
کریمیان هم در ادامه صحبتهای بیات به این مساله اشاره میکند که در برخی طرحها به محض تمام شدن فیلمبرداری، نگاتیو به گوشهای انداخته میشود. انگار کار تمام شده، اما تازه کار آغاز شده و اصل ماجرا در حال شکل گرفتن است. او به خاطرهای اشاره میکند و میگوید: چند ماه قبل فیلمی در یکی از شهرستانها فیلمبرداری داشت. وقتی قوطی فلزی نگاتیو آن به دستم رسید، از شدت گرما دستم سوخت و فیلم از دست من افتاد روی میز! این فیلم از آن شهرستان حاشیه کویر داخل صندوق عقب اتومبیل قرار گرفته بود و 3 ساعت تا تهران پشت صندوق عقب اتومبیلی که زیر آفتاب ایستاده بود، مانده بود!
فاطمه چیتگر، اولین فردی است که مراجعان به پشت درهای سازمان صداوسیما با او مواجه میشوند. با هماهنگیهای این فرد است که نگاتیو وارد و از لابراتوار خارج میشود. پس از ورود به ساختمان لابراتوار، در اتاق پذیرش نگاتیوها از سوی منوچهر ثابتقدم و علی آقاکیانیان پذیرش میشود. نگاتیوی که در داخل قوطی به این قسمت تحویل داده میشود، حکم هندوانه سربسته را دارد. اطلاعات مربوط به نگاتیوها از نظر شماره حلقه، رنگی یا سیاه و سفید بودن و تعداد حلقهها، کاری که قرار است روی آن انجام شود و نوع خروجی که قرار است از آن داده شود، در دفترهای مخصوصی ثبت و کارتی برای آنها صادر میشود.
قسمت پذیرش در هر لابراتواری از حضور قویترین افراد آن لابراتوار بهرهبرداری میکند. فردی که پشت میز پذیرش قرار میگیرد باید همه اطلاعات مربوط به این حرفه را داشته باشد و بتواند به عنوان رابطی میان لابراتوار و عوامل اصلی کار مثل کارگردان، تهیهکننده و مدیر فیلمبرداری عمل کند و به آنها اطلاعات لازم را درباره کار لابراتوار بدهد.
پیش به سوی ظهور
یک طبقه پایینتر از قسمت پذیرش و در زیرزمین ساختمان لابراتوار، دستگاههای ظهور منتظر فیلمهای تازه از راه رسیده هستند. در قسمت ظهور دستگاههای متنوعی برای ظهور فیلمهای سیاه و سفید یا رنگی در فرمت 16 و 35 میلیمتری وجود دارد. تعداد آنها 8 دستگاه است. لحظاتی بعد تلفن همراه از دسترس خارج میشود. وقتی از کریمیان علت قرار گرفتن این دستگاهها را در زیرزمین میپرسم، پاسخ میدهد: لابراتوار حتما نباید در زیرزمین ساخته شود، اما وقتی این تشکیلات در محیطهای زیرزمینی ساخته میشود، کنترل بیشتری از نظر آلودگی و گردوخاک روی دستگاهها اعمال میشود. لابراتوار بشدت نسبت به گردوغبار حساس است. از طرفی چون فعالیت این دستگاهها سروصدای زیادی به دنبال دارد، در محیط زیرزمین از نفوذ صدا به قسمتهای بالاتر جلوگیری میشود. باید به این نکته هم اشاره کرد که محیط لابراتوار برای کارکنان آن محیطی آلوده است و برای کاهش آلودگی، افراد فعال در آن باید روزانه یک لیتر شیر بخورند که این شیر از طرف سازمان صداوسیما در اختیار آنها قرار میگیرد.
از کریمیان درباره وضعیت تجهیزات این بخش میپرسم و اینکه این تجهیزات تا چه اندازه به روز است؟ او پاسخ میدهد: آخرین بار حدود 13 سال پیش بود که تجهیزات لابراتوار به روز و مدرن شد. در حوزه ظهور، 2 دستگاه خریدیم که هر دو قابلیت نمایش تصاویر بعد از ظهور را دارند و هر اتفاقی که روی نگاتیو بیفتد، توسط تکنیسینها کنترل و رفع میشود. در حوزه اتالوناژ (تصحیح رنگ) اولین لابراتواری بودیم که تجهیزات این کار را از شرکت فیلملب خریدیم. این مرحله از کار مدتهاست دیگر از حالت دستی خارج شده و از طریق نرمافزارهایی که روی سیستم نصب است انجام میشود.
کریمیان احساس میکند از توضیحهای او چیزی دستگیرم نشده. او در ادامه این موضوع میگوید: در گذشته وقتی در مرحله فیلمبرداری از چند نگاتیو با حساسیتهای متفاوت استفاده میشد، تنها با یک شرایط قادر به کار بودیم اما دستگاههای امروزی این امکان را برای ما فراهم میکند تا بتوانیم در حین کار نگاتیوهای مختلف با حساسیتهای متفاوت را با شرایط خاص خودشان مورد توجه قرار دهیم.
به گفته کریمیان دستگاههای جدید این قابلیت را هم دارند که میتوان همزمان با تصحیح رنگ نگاتیوها، تصاویر آن را روی یک نوار ویدئو به مدیر فیلمبرداری و کارگردان داد تا آنها فیلم را بازبینی کنند و بتوانند مواردی مانند کیفیت رنگ، جنبههای هنری و... را کنترل و روی همین نسخه ویدئویی با استفاده از شیوه تدوین غیرخطی و با بهرهگیری از رایانه، به جای کار روی نسخه پوزیتیو، نسخه ویدئویی کار را تدوین کنند. لابراتوار صداوسیما این روزها به دنبال خرید یک دستگاه اسکنر پیشرفته است. در بخش تجهیزات فنی، سفارشی برای خرید یک تلهسینمای مناسب و پیشرفته در دست اقدام است. یکی از دستگاههای منحصر به فرد این لابراتوار دستگاه «چاپ خیس» است که نمونه آن در ایران وجود ندارد. این دستگاه قابلیتی دارد که هنگام چاپ نگاتیو، در صورتی که روی آن خش یا آسیبدیدگی وجود داشته باشد، آن فیلم را با کیفیت مطلوب چاپ میکند.
در ادامه این بازدید به «بخش شیمی» میرسیم؛ آزمایشگاهی در وسط لابراتوار که هر روز افرادی با روپوشهای سفید، پشت دستگاهها و تجهیزات آزمایشگاهی آن قرار میگیرند و داروهای مورد نیاز برای ظهور را از روی جدولها و کتابهایی که فقط خودشان از آن سردرمیآورند، درست میکنند. هر اشتباهی در این مرحله میتواند به کیفیت کار لطمه بزرگی بزند. کار در این مرحله آنقدر تخصصی و پیچیده است که هیچ توضیحی نمیتواند بیانکننده زحمت دستاندرکاران آن باشد.
همه چیز درباره ایج نامبر
اتاق ثبت ایج نامبر، جایی است که نگاتیوها بعد از رسیدن به مقصد گرم و نرم لابراتوار و پس از پشت سر گذاشتن مرحله ظهور وارد آن میشوند. ایج نامبر اعداد و ارقامی است که در حاشیه و لبه فیلم حک شده است. منصور کاظمی و همکارانش در این محل، اطلاعات ابتدا و انتهای نگاتیو را ثبت میکنند. برای این کار ابتدا حلقههای کوچک نگاتیو که 400فیت است، سرهمبندی شده و به حلقههای 2000 فیتی تبدیل میشود.
پس از آن برای حلقههای 2000 فیتی که نتیجه همنشینی مسالمتآمیز حلقههای نگاتیو در کنار هم است، کارتی صادر میشود که حافظ اطلاعات نگاتیو برای همیشه در آرشیو است. با پشت سر گذاشتن این مرحله، نگاتیوهایی که حالا در داخل قوطیهای بزرگ قرار گرفتهاند، راهی اتاق اتالوناژ میشوند. معنی ساده این عبارت یعنی اصلاح و تصحیح رنگ با کمک دستگاهی به نام کالر مستر صورت میگیرد که تنها نمونه موجود در ایران فقط زیر سقفهای این لابراتوار موجود است. نگاتیو ظاهر شده در این مرحله از مقابل یک منبع نوری رد میشود و با کمک یک دوربین، اطلاعات مربوط به آن کنترل میشود. 3 رنگ قرمز، زرد و آبی؛ رنگهایی است که در ترکیب رنگ هر تصویری به مقدار کم یا زیاد وجود دارد. کنترلی که در این مرحله روی فیلم صورت میگیرد، با این هدف انجام میشود که رنگ طبیعی هر صحنه اصطلاحا دربیاید. فردی که در این مرحله پشت میز کنترل نشسته، میداند شرایط طبیعی رنگ چطور باید باشد تا به آن رنگ ایدهآل برسد. پس از آن اطلاعات مربوط به این مرحله به دستگاه چاپ منتقل میشود تا نگاتیو روی پوزتیو چاپ شود.
چاپ و پایان خدمات نگاتیو
فیلمها بعد از اصلاح رنگ و نور به قسمت چاپ میآیند و سوار دستگاهی میشوند که وظیفه چاپ را به عهده دارد. در این مرحله در مقابل نگاتیو، پوزتیو قرار میگیرد. هر دوی این فیلمها به طور همزمان از مقابل یک گیت نوری عبور میکنند. این دستگاه با یک سیستم شبکهای به قسمت اتالوناژ متصل است. به همین دلیل با یک کلیک، تمام اطلاعات مربوط به این فیلم از فریم صفر تا فریم آخر وارد دستگاه میشود و تمام فریمها با نورهای مختلفی که قبلا به دستگاه داده شده، روی پوزتیو چاپ میشود. این چاپ به چاپ خشک معروف است؛ اما دستگاه چاپ خیس که ابهت و عظمت آن در همین اتاق جلب توجه میکند، دستگاهی است که با آغاز فعالیت آن، بویی شبیه به داروهای خشکشویی به مشام میرسد. کریمیان توضیح میدهد که این دارو بسیار سمی و خطرناک است و کسانی که اینجا کار میکنند، بخشی از فعالیتشان ایثار است. در این دستگاه نگاتیو و پوزتیو در یک محلول به شکل شناور چاپ و خشها و لکهای احتمالی روی نگاتیو برطرف میشود. برای اتاق، تهویههای مختلف طراحی شده؛ اما وقتی دستگاه کار میافتد، بوی آن تا اتاقهای دیگر نیز به مشام میرسد.
همه چیز تحت کنترل است
هرچه زمان میگذرد، به کنجکاوی من برای کسب اطلاعات تازه درباره لابراتوار افزوده میشود. در ادامه همراهی با نگاتیو به واحد کنترل میرسیم؛ جایی که در آن پوزتیوها کنترل میشوند و در صورت نبود مشکل، محصول به وجود آمده در قالب پوزتیو یا ویدئو به واحد پذیرش داده میشود تا برای تدوین به کارگردان یا تدوینگر، پسفرستاده شود. برخی تدوینگران همچنان با شیوههای قدیمی و اصطلاحا خطی کار میکنند. آنها تدوین را روی نسخه پوزتیو انجام میدهند، بعد آن را دوباره در اختیار لابراتوار قرار میدهند تا نسخه نهایی برای نمایش در سینما آماده شود؛ اما برخی تدوینگران ترجیح میدهند با استفاده از سیستم غیرخطی و امکاناتی که ابزار دیجیتال در اختیار آنها قرار میدهد، ابتدا تدوین را روی همین نوارهای ویدئو که در زیر هر تصویر شمارههای حاشیه فیلم یا ایج نامبر وجود دارد، انجام دهند و سپس نسخه نهایی را برای قطع نگاتیو به لابراتوار بدهند. قطع نگاتیو به این معنی است که براساس کپی کار یا نوار ویدئویی که تدوینگر فیلم را تدوین کرده، کل حجم نگاتیو را براساس آن چیده و اضافههای نگاتیو را خارج میکند. به عبارت سادهتر، ویدئو یا پوزتیو تدوین شده به واحد قطع نگاتیو سپرده میشوند تا معادل نگاتیوی آنها از میان حجم نگاتیوهای موجود استخراج شود. برای فیلمهای سینمایی معمولا این فعالیت در یک اتاق صورت میگیرد؛ اما درخصوص سریالهای تلویزیونی به دلیل حجم بالای نگاتیوهای آن که در مورد سریالی مانند یوسف پیامبر با 2200 حلقه و یا سریال مختارنامه که نگاتیوهای گرفته شده آن حدود 3800 حلقه است این فعالیت در یک سالن بزرگ صورت میگیرد. مرحله قطع نگاتیو فیلمها را نیز ابوالفضل سپهری و همکارانش به عهده دارند. اگر هم تدوین به شکل غیرخطی انجام شده باشد، از طریق آن شات لیست که توسط تدوینگر در اختیار لابراتوار قرار میگیرد، با خواندن شمارههای موجود در فهرست، پلانها از میان نگاتیوها، جستجو و پلانهای مربوط به هر قسمت در کنار هم قرار میگیرد. اضافههای نگاتیو معمولا تا مدتی نگهداری میشود و بعد در اختیار تهیهکننده قرار میگیرد. نگاتیوها قابلیت بازیافت هم دارند و با سوزاندن آنها میتوان نقره داخل آنها را استخراج کرد. نقره نگاتیوهای سیاه و سفید بیشتر از نگاتیوهای رنگی است که البته دیگر از آنها استفادهای نمیشود.
جلوههای ویژه میخواهیم!
گاهی فیلمهای سینمایی نیاز به جلوههای ویژه دارند تا برخی صحنههای خاص و پرهیجان را به تصویر بکشند. جلوههای ویژه به چند دسته تقسیم میشوند؛ جلوههای ویژه میدانی یا نوع اول، جلوههای ویژه لابراتواری یا نوع دوم و جلوههای ویژه ترکیبی و پیوندی یا نوع سوم. در سینمای دنیا امروز گرایش زیادی به جلوههای ویژه نوع سوم وجود دارد. در لابراتوارها، تنها شکل دوم انجام میشود. هر نوع درخواستی در این زمینه در ابتدای کار و در مرحله پذیرش مطرح میشود. پس از آن نگاتیو به اتاقی میآید که مهندس سیدحامد طباطبایی در آن فعالیت میکند. خیلی از افرادی که از کار کردن با دوربین 35میلیمتری ترس دارند و ویدئو را به آن ترجیح میدهند، به یک دلیل ساده، دوربین 35 میلیمتری را کنار میگذارند: «در کار با دوربین 35میلیمتری، نمیتوان از جلوههای ویژه به شکل گسترده استفاده کرد.» آیا چنین مسالهای درست است؟ کریمیان با رد چنین مسالهای میگوید: «در دنیای امروز، پایه کار به دلیل قابلیتهای انکارناپذیر نگاتیو همچنان به صورت 35 میلیمتری و نگاتیو انجام میشود و در ادامه در حوزه فعالیتهای دیجیتالی، جلوههای ویژه مورد توجه قرار میگیرد. در لابراتوار، هر نوع جلوههای ویژهای که کارگردان یا تدوینگر بخواهد، انجامشدنی است. ما در لابراتوار 24 تا 28 مورد تروکاژ لابراتواری داریم که از این تعداد فقط 4 تا 5 مورد آنها از سوی فیلمسازان استفاده میشود. یکی از دلایل چنین مسالهای این است که فیلمسازان رغبتی به این کار ندارند و وقت کافی برای بخش لابراتوار نمیگذارند. معمولا فیلمها در دقیقه 90 و شب جشنواره برای لابراتوار ارسال میشوند. برای این مدت زمان کوتاه هیچ وقت کارهای جلوههای ویژه قابل انجام نیست، چون زمانبر است. به گفته کریمیان، درخصوص جلوههای ویژه لابراتواری دو مساله «مواد خام مناسب و جدید» و «تجهیزات کارآمد و استاندارد لابراتواری» از اهمیتی ویژه برخوردار است. در کنار این دو موضوع در تمام لابراتوارهایی که در ایران فعالیت میکنند، افراد توانمندی حضور دارند که میتوانند کارهای تروکاژی را انجام دهند.
برخی از تروکاژها برای اجرایی شدن نیاز به قالبگیریهای ثابت یا متحرک دارند. کار جلوههای ویژه هم در این مرحله با دستگاه آکسبری که دستگاهی قدیمی و مکانیکی، اما دقیق است انجام میشود.
خداحافظ پوزتیو
پس از تدوین نهایی و پیش از آن که پوزتیو راهی پرده اکران شود، باردیگر پوزتیو در قسمت کنترل کیفی توسط دو نفر از شیمیستها از نظر وضعیت رنگ، آسیبهای فیزیکی و یا مسائل و مشکلات احتمالی که ممکن است در واحدهای مختلف پیش بیاید، بررسی میشوند. اگر مشکلی نباشد، مهر تایید بر پوزتیو میخورد و فیلم به قسمت پذیرش میرود تا برای صاحب فیلم ارسال شود؛ اما اگر مشکلی وجود داشته باشد به قسمت مربوط فرستاده میشود تا مورد ترمیم قرار گیرد و در نهایت بار دیگر کنترل میشود.
فعالیت در زیرزمینی که اشعه نور بسختی خود را به آن میرساند، تنها زمانی میتواند لذتبخش باشد که در کنار این فعالیت، نکات تازهای به تجربه دستاندرکاران آن اضافه شود. کریمیان از این موضوع به عنوان یکی از نقاط برجسته کار خود یاد میکند و میگوید: «مدیران فیلمبرداری که با من کار کردهاند، میتوانند در این زمینه اظهارنظر کنند. من همیشه از فیلمبردارانی که کارهای خاص انجام میدهند، استقبال میکنم و حاضرم همیشه برای آنها کارهای ویژه انجام بدهم. در ایران فیلمبرداران و کارگردانها وقتی با دوربین 35 میلیمتری کار میکنند، عموما به یک تعامل با لابراتوار میرسند و میگویند ما علاقهمندیم که بخشی از فیلم ما از افه خاصی برخوردار باشد و برای آن تمهیدات لابراتواری داشته باشیم؛ کارهایی مانند تکرنگ کردن پلانهای فیلم. زمانی ممکن است شما، فیلمی را با نگاتیو رنگی فیلمبرداری کنید؛ اما بخواهید بنا به اقتضای فیلمنامه، مخاطب تنها یک رنگ غالب بیشتر نبیند یا اینکه رنگ سیاه و سفید یا قهوهای غالب باشد. البته تکرنگ کردن یک پلان، کار خاصی نیست؛ ولی در این بستر کارهای جالبی انجام دادهایم. این کار در حوزه ویدئویی خیلی راحت است، مثلا فیلمی که به شکل رنگی تصویربرداری شده، به سیاه و سفید تبدیل شود یا اینکه در یک پلان سیاه و سفید، نقاط رنگی دیده شود. این کار در فیلم بسیار مشکل است؛ ولی من تجربه این کار را قبلا داشتهام. بتازگی هم در فیلم «شبانهروز» با مدیریت فیلمبرداری مرتضی پورصمدی، یکی از فیلمبردارهای خوب سینمای کشورمان، تجربه موفقی را در زمینه جلوههای ویژه بصری رنگ داشتهام؛ هرچند بخش عمده این موفقیت، از طریق این مدیر فیلمبرداری صورت گرفت.
لحظاتی بعد ساختمان لابراتوار را ترک میکنم. مشاهداتم از این ساختمان سبب شد تا از این به بعد عنوانبندی پایانی سریالها و فیلمها را با جدیت بیشتری دنبال کنم. شاید باز هم در عنوانبندیها مشاغل دیگری پیدا کنیم که بتواند به گزارشی اینچنینی تبدیل شود.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: