حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شدت و غلظت این موج آنچنان بالاست که سازمان فضایی آمریکا (ناسا) در گزارشهای اخیری که از این پدیده منتشر کرده از عبارت کمسابقه «موج وحشتناک گرد و غبار» در خاورمیانه استفاده کرده است. در روزهای گذشته بسیاری از شهروندان در شهرهای مختلف کشور به واسطه تشدید غلظت ذرات گرد و غبار در هوا با مشکلات تنفسی عدیدهای روبهرو شده و از سوی دیگر تعطیلی اجباری بسیاری از نهادها و ارگانهای دولتی و فعال کشور، تأثیرات محسوسی بر روند فعالیتهای اقتصادی گذاشته است. با این حال، نگاه به چنین پدیدهای آن هم از زاویهای علمی میتواند زمینهساز مناسبی برای کاهش شدت وقوع چنین پدیدههایی در آینده باشد و از خطرات و تبعات دامنگیر آنها بکاهد.
آنچه این روزها و بخصوص در روزهای گذشته مانع مشاهده همیشگی نه تنها کوهها بلکه تا صدها متر آن طرفتر شده، استقرار موج بیسابقهای از ذرات معلق گرد و غباری یا به عبارتی ریزگردی است که خاستگاه اصلی آنها مناطق صحرایی و تالابهای خشک شده عراق و عربستان به شمار میآید. نکته مهمی که در اینجا به نظر میآید این است که در منطقه بسیار وسیعی از شرق دریای مدیترانه گرفته تا ایران، طیف گستردهای از مناطق صحرایی و بیابانی وجود دارد که در گذشته موطن تالابهای متعددی بودهاند. با این حال و با گذشت ایام، شمار قابل توجهی از این تالابها خشک شده، فروکش کرده و زمینه مناسبی را برای ناپایداری بیشتر بسترهای خاکی فراهم کردهاند. در این میان، برخی کارشناسان تالابهای خشک شده و غیرفعال در عراق را از جمله علل وضعیت به وجود آمده در ایران و کشورهای اطراف میدانند. به گفته این صاحبنظران، در سرزمین عراق تالابهای خشک شده فراوانی وجود دارد که زمینه خشک شدن آنها به بیش از 15 تا 20 سال گذشته باز میگردد. به عقیده برخی از آنها، تغییرات جوی که بشر در 20 سال گذشته با آنها روبهرو بوده است، آثار خود را بتدریج به نمایش میگذارد و عقیده بر این است که با تغییرات به وجود آمده در الگوهای آب و هوایی مناطق مدیترانه و شرق این دریا و همچنین حوزههای آبگیری روخانههای تأمین کننده تالابها و آبگیرهای عراق، مقدمات شکلگیری امواج گرد و غبار امروزی فراهم شده است؛ البته مشابه این فرآیند و البته با تغییراتی ساختاری در مناطق بیابانی عربستان نیز دیده میشود تا آنجاکه کارشناسان سهمی از شکلگیری موج بیسابقه گرد و غبار را نیز به مناطق بیابانی این کشور اختصاص میدهند.
محققان و کارشناسان که از سالها پیش شکلگیری پدیدههایی از این نوع را دنبال کردهاند معتقدند در کل میتوان عوامل گوناگونی را در شکلگیری و راه افتادن چنین امواجی مؤثر دانست. بررسی نقشههای آب و هوایی مناطق مورد بررسی (مناطق بیابانی و صحرایی عراق و عربستان) حاکی از آن است که طی یک تا دو دهه گذشته، خشکسالی بیسابقهای در این مناطق حکمفرما بوده است. بررسیهای علمی نشان میدهند خشکسالی از مهمترین و شاید اصلیترین عامل سست شدن بسترهای خاکی و از بین رفتن پیوستگی موجود میان لایههای خاک باشد. این عامل موجب میشود خاک از استعداد بالایی برای انتقال به مناطق و حوزههای اطراف در قالب امواج گرد و غبار برخوردار باشد و این دقیقا همان چیزی است که در بحران اخیر به وجود آمده در مناطق مرکزی و غربی کشور بخوبی دیده شده است. در کنار عامل خشکسالی، کاهش بارشهای سالانه، خود عامل مهمی در کمآبی و خشک شدن تالابها و آبگیرها در مناطق و کشورهایی همچون عراق شده است. در این میان، بروز تغییرات و کشمکشهای سیاسی نیز مزید برعلت شده است، به گونهای که بنا به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، وقوع بحرانهایی نظیر جریان بیسابقه موج گرد و غبار در روزهای اخیر، امری تقریبا قابل پیشبینی بوده است، اما ناپایداریهای سیاسی و به دنبال آن ضعف در تصمیمگیری در سطح کلان برای ریشهکن کردن چنین مشکلاتی موجب شکلگیری بحران زیستمحیطی اخیر شده است. 2 عامل ذکر شده موجب شدهاند تا در بیش از یک دهه گذشته به میزان قابل توجه و البته بیسابقهای بر مناطق بیابانی عراق و سرزمینهای اطراف افزوده شود.
البته برای مقابله با چنین پدیدههایی، تکنیکهای مختلفی نیز وجود دارد که درخصوص پدیده فعلی، تعلل صورت گرفته در عراق در بهکارگیری از آنها بر وخامت اوضاع افزوده است. از سالهای گذشته و در برخی کشورهای بیابانخیز جهان از جمله ایران، با هدف مقابله با توسعه مناطق بیابانی و کنترل چنین مناطقی از تکنیکهای مختلفی نظیر کاشت کمربندهای گیاهی و همچنین استفاده از تکنیک مالچ پاشی بهره میبردهاند. پوشش مالچ که به نوعی از مشتقات نفت به شمار میآید مانع از گسترش مناطق بیابانی شده و در نتیجه تأثیر چشمگیری بر کاهش احتمال شکلگیری امواج گرد و غبار دارد. با این حال به نظر میرسد در سالهای گذشته و حداقل در 5 سال گذشته توجه چندانی به استفاده از تکنیک یاد شده در مناطق بیابانی و همچنین تالابهای خشک شده و غیرفعال عراق و جنوبی آن نشده است.
در کنار این عوامل، کارشناسان سهمی از بحران زیستمحیطی فعلی را نیز به داخل کشور اختصاص میدهند. در این خصوص مدیرکل سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان با تاکید بر این که آلودگی کنونی این استان که تقریبا بیشترین تأثیرپذیری را از موج گرد و غبار اخیر داشته از دفعات گذشته شدیدتر و خطرناکتر است، گفت: گرد و غبار اخیر و آلودگیهای ناشی از آن کمتر از 20 درصد منشأ داخلی دارد. استفاده نامطلوب از منابع آبی و خشکسالی در صحراهای خوزستان از دیگر عوامل داخلی است که منجر به این آلودگیها شده است. کاکاوند و دیگر کارشناسان محیط زیست بر این باورند که بحران فعلی و ادامه آن تاثیر منفی بر محیط زیست خواهد داشت به طوری که گرد و غبار موجود علاوه بر به خطر انداختن سلامت انسانها، تنوع زیست جانوری، منابع آبی، تنوع گیاهی، جنگلها و مراتع را نیز در معرض تهدید جدی قرار داده است، چنان که «ریزگردهای عربی» سال گذشته خسارات زیادی به مراتع و جنگلهای استانهای غربی از جمله لرستان وارد کرد و تاثیرات نامطلوبی که این عوامل روی برگ درختان بلوط در مناطق حفاظت شده برجای گذاشتند موجب خسارات جدی در روند رشد و حیات بیش از 80 درصد این درختان شد.
ریزگرد
طی روزهای گذشته عبارت ریزگرد عمدتا برای بررسی بحران فعلی گرد و غبار به کار گرفته شده است. ترکیب فیزیکی و تجزیه شیمیایی گرد و غبار در فضای خوزستان و سایر استانهای کشور نشان میدهد این گرد و غبارها صرفا متشکل از دانههای شن نیستند، بلکه ترکیب پیچیدهای از عناصر شیمیایی هستند. محمدرضا مسندیپور، کارشناس ارشد شیمی کاربردی از واژهای به نام ریزگرد در ترکیب گرد و غبار استفاده میکند و میگوید: عناصری از فلزات قلیایی خاکی، سیلیس، کربن، کلسیم، پتاسیم و برخی دیگر از عناصر آلی نیز در گرد و غبار مشاهده میشود که تمام این عناصر میتواند اثرات سویی بر مجاری تنفسی و ریه داشته باشد.
مهدی پیرگزی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....