قاتل سریالی زنان کرجی در گفت و گو با «جام جم»:

عذاب وجدان لحظه‌ای رهایم نمی‌کند

گروه حوادث: قاتل سریالی زنان کرجی، روز گذشته در جریان آخرین تحقیقات قضایی در شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج، قتل 10 زن را به انگیزه سرقت پذیرفت. به گزارش جام‌جم، از 22 بهمن سال 86 تا اوایل تیر سال 87، کارآگاهان جنایی اداره آگاهی استان تهران با وقوع قتل 8 زن و دختر جوان در ساوجبلاغ، کمال‌شهر، جاده قزل‌حصار و فرودگاه پیام روبه‌رو شدند که همگی آنها پس از خارج شدن از خانه ناپدید و روزهای بعد اجسادشان در حالی از سوی پلیس کشف شده بود که قربانیان مورد آزار و اذیت قرار گرفته و با روسری خفه شده بودند و اجساد آنها ملحفه‌ پیچ شده در محله‌های فوق رها شده بود.
کد خبر: ۲۶۳۸۸۵

ماموران در بررسی پرونده‌های این 8 قربانی به این گمانه‌زنی رسیدند که عامل جنایت باید یک متهم سابقه‌دار باشد. با مشخص شدن این موضوع،‌ افراد سابقه‌داری که در محدوده جغرافیایی قتل‌ها سکونت داشتند، شناسایی شدند و معلوم شد یکی از آنها به نام امید (معروف به حمید) که با یک دستگاه خودروی سواری قهوه‌ای رنگ مسافرکشی می‌کند، از چند روز پیش همراه همسرش، خانه اجاره‌ای در خرمدشت کرج را ترک کرده و به شمال کشور رفته است.

با فرار این زوج، آنها به عنوان مظنونان در پرونده قتل‌های سریالی تحت تعقیب قرار گرفتند و اوایل تیر سال 87 در یکی از محله‌های شمالی کشور شناسایی و دستگیر و با انتقال به مرکز پلیس، بازجویی شدند که امید مرد جوان به قتل 8 زن و دختر در کرج و 2 زن در شمال به انگیزه سرقت و آزار و اذیت آنها اعتراف و ادعا کرد، همسرش مریم (معروف به ساحره) از 6 فقره از قتل‌ها آگاهی داشته و در فروش طلاهای مسروقه با او همکاری کرده است.

به دنبال اعتراف این متهم، همسر وی هم گفته‌های او را تایید کرد و آنها پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند. روز نهم تیر امسال مریم، متهم ردیف دوم پرونده برای اخذ آخرین دفاع به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یافت و ادعا کرد که از وقوع قتل‌ها اطلاعی نداشته و فقط می‌‌دانسته که همسرش اموال مسروقه را خریداری کرده است. بنابراین تعدادی از این اموال را به اقوامش هدیه داده است.

به دنبال انکار این زن به عنوان معاونت در 6 فقره قتل و 6 فقره فروش طلاها و اموال مسروقه قربانیان، وی با تجدید قرار به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد و شوهر وی روز گذشته برای اخذ آخرین دفاع به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یافت و با پذیرفتن قتل 10 زن و دختر جوان در کرج و شمال به انگیزه سرقت اموال آنها، ادعا کرد که همسرش از وقوع قتل‌ها اطلاعی نداشته و در خصوص فروش طلاها با او همکاری نکرده است.

در ادامه تحقیقات قضایی، خبرنگار ما فرصتی پیدا کرد و به گفتگو با این قاتل سریالی پرداخت.

چند فقره سابقه کیفری داری؟

8 فقره سابقه کیفری ، 5 فقره به خاطر سرقت در شهرستان قزوین، یک فقره آدم‌ربایی نافرجام در کرج، 2 فقره سرقت و کیف‌قاپی در شمال و اصفهان.

قبل از آغاز قتل‌های سریالی چکار می‌کردی؟

با خودرویی که با فروش طلاهای همسرم و قرض گرفتن پول از اقوام خریده بودم، مسافرکشی می‌کردم.

چرا و چگونه تصمیم به قتل‌های سریالی گرفتی؟

فقط بنویسید، فقر مالی، من از صبح تا شب کار می‌کردم، اما موفق به پرداخت بدهی‌هایم نشده بودم. کرایه خانه‌ام را ماه‌ها پرداخت نکرده بودم و در شرایط بد مالی به سر می‌بردم، گمان می‌‌کردم با سرقت می‌توانم به وضع مالی خود سامان دهم، اما همین سرقت‌ها، از من یک قاتل ساخت.

چگونه قربانیان خود را انتخاب می‌کردی؟

با خودرو در سطح شهر می‌گشتم و زنانی را که مدت طولانی منتظر تاکسی بودند، شناسایی و سوار خودرو می‌کردم و سپس باب گفتگو را با آنها باز می‌کردم وقتی متوجه مشکلات خانوادگی و فساد اخلاقی‌اشان می‌شدم، آنها را در غیاب همسرم به خانه ‌می‌بردم و پس از این‌که مورد آزار و اذیت قرار می‌دادم، آنها را با روسری خفه می‌کردم و پس از مطمئن شدن از مرگشان، اجساد را داخل ملحفه قرار می‌دادم و با خودرو به اتوبان‌های منتهی به خانه‌ام انتقال می‌دادم. آنگاه طلا، گوشی تلفن همراه و کیف‌های زنانه را در یکی از اتاق‌های خانه پنهان می‌کردم.

از ارتکاب قتل‌ها پشیمان نیستی؟

خیلی ناراحتم و هر لحظه عذاب می‌کشم و از خودم بدم می‌آید. پس از ارتکاب اولین قتل، دست و پایم می‌لرزید، و به خودم می‌گفتم این آخرین بار است که مرتکب خطا می‌شوم و دیگر جان فردی را نمی‌گیرم، اما وقتی فقر مالی باز هم به سراغم می‌آمد، سرقت و قتل را دوباره آغاز می‌کردم.

همسرت مریم از وقوع قتل‌ها و سرقت طلای قربانیان اطلاع داشت؟

نه، او اصلا با من همکاری نداشت. وقتی طلاها و کیف‌های زنانه‌ را در خانه دید و به من اعتراض کرد، گفتم که آنها را از فرد سارقی خریده‌ام و قصد فروش آن را دارم، او به خاطر علاقه‌ای که به من داشت، دروغ‌هایم را باور می‌کرد، تا روز دستگیری‌مان و اعتراف من در اداره آگاهی، اطلاعی از قتل‌ها نداشت.

تا به حال طی این یک سال یا پس از وقوع قتل‌ها، خواب قربانیان را دیده‌ای؟

نه، اما از 2 شب قبل خواب‌های آشفته‌ای می‌بینم. خواب می‌بینم، مار خانواده‌ام را نیش می‌زند و یک نهنگ از دریا به سمت من می‌آید و قصد جانم را دارد، می‌دانم به آخر خط رسیده‌ام و مرگم نزدیک است، فقط از خانواده قربانیان طلب بخشش دارم.

فکر می‌کردی یک روز دستگیر و مجازات شوی؟

نه، هنوز هم باورم نمی‌شود که دستگیر شده‌ام. با فروش طلاهای قربانیان وضعیت مالی‌ام خوب شده بود، بنابراین تصمیم گرفتم همراه همسرم به شمال سفر کنیم و به زندگی‌امان ادامه دهیم و دیگر به سراغ قتل‌ و سرقت نروم که دستگیر شدم.

می‌دانی چه حکمی در انتظارت است؟

بله، اعدام، این واژه را بارها شنیده بودم، اما فکر نمی‌کردم یک روز به سراغ من بیاید. من حق حیات 10 زن را گرفتم و خانواده‌هایشان را عزادار کردم و مستحق مرگم. می‌خواهم زودتر محاکمه شوم تا دیگر عذاب نکشم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها