به گزارش خبرنگار ما، اولین شکایت از مرد سارق توسط یک زن سالمند به پلیس ارائه شد. این زن به ماموران گفت: ساعاتی پیش برای برداشت پول از عابر بانکم به یکی از دستگاهها مراجعه کردم. پشت سرم مرد جوانی ایستاده بود. از او خواستم تا کمک کند مقداری پول از حسابم برداشت کنم. او کارت را داخل دستگاه گذاشت و از من شماره رمز را پرسید من هم به او گفتم اما بعد از چند دقیقه به من گفت که دستگاه خراب شده و پول نمیدهد و کارتم هم در دستگاهگیر کرده است.
زن سالمند گفت: مرد جوان از من خواست که داخل بانک بروم کارتم را پس بگیرم. من هم وارد بانک شدم. مسوول دستگاه گفت که هیچ کارتی در دستگاهگیر نکرده است. به محض اینکه خارج شدم و به سمت دستگاه عابر بانک رفتم متوجه شدم که مرد جوان رفته و کارت مرا به سرقت برده است.
البته من یک حقوق بگیر هستم و فقط پول حقوقم داخل حسابم بود اما من با همان پول یک ماه زندگی میکنم و نبودنش آسیب بزرگی به من میرساند.
با شکایت این زن تحقیقات ماموران در این خصوص آغاز شد تا این که مدتی بعد به ماموران اطلاع داده شد درست به همین شیوه سرقت دیگری انجام گرفته است. ماموران دریافتند بهترین راه برای دستگیری این جوان سارق این است که در مقابل عابر بانکها گشت نامحسوس بگذارند البته این تنها اقدام ماموران نبود بلکه با همکاری شاکیان عکس چهرهنگاری شده مرد سارق نیز به دست آمد و درسومین سرقت مرد جوان دستگیر شد.
تحقیقات پلیسی نشان داد این مرد با ظاهری فریبنده مردم را گول زده و از آنهایی که سواد کمی داشتند یا افرادی که نمیتوانستند از عابر بانک استفاده کنند سرقت میکرده است.
افشین در توضیح کاری که کرده بود گفت: از زمانی که شغلم را از دست دادم تصمیم به سرقت گرفتم. از آنجایی که تا به حال سرقت نکرده بودم و نمیدانستم چطور باید این کار را بکنم تصمیم گرفتم که از افراد پیر که توان کمتری دارند و نمیتوانند من را تعقیب کنند سرقت کنم.
وی ادامه داد: اولین بار اضطراب زیادی داشتم. میترسیدم اما وقتی کنار عابر بانک ایستادم پیرمردی از من کمک خواست فهمیدم که چهره قابل اعتمادی دارم. کاری که او خواسته بود انجام دادم و او رفت. بار دوم با لباس مرتبی به سمت یک عابر بانک رفتم، در اطراف دستگاه پرسه زدم تا این که پیرزنی رسید. وقتی دیدم نمیتواند با دستگاه کار کند جلو رفتم و طوری وانمود کردم که انگار کار دارم و منتظر هستم که پیرزن کارش را تمام کند. او مرا که دید کمک خواست. رمزش را از او گرفتم و کارت را داخل دستگاه گذاشتم و بعد ادعا کردم دستگاه کارتش را پس نمیدهد و به او گفتم باید داخل شعبه برود. زمانی که پیرزن وارد شعبه شد کارت را برداشتم و فرار کردم و کمی جلوتر هر چه پول در حسابش بود برداشت کردم.
افـشـیـن بـه چـنـد فـقـره سـرقـت بـه هـمـیـن شیوه اعتراف کرد ودرحالحاضر بازداشت شده و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم