سلام شترگاوپلنگیهای تنهای دیار من! امیدوارم حال و احوالتان خوب باشد. این هفته میخواهم به نامه نرگس از خراسان جواب بدهم و چون میخواهم روده درازی کنم پس با اجازه میروم سر اصل مطلب!
خواهر خوبم نرگس ! نامهات را خواندم و به اندازه تمام دنیا ناراحت شدم. راستش را بخواهی از دست پدرت خیلی عصبانی شدم و نفهمیدم که چرا او خوشبختی خودش را نمیبیند و نمیخواهد. نفهمیدم که چرا آدمها این همه قدر ناشناسند و چرا چشمشان را به روی چیزهایی که دارند میبندند. او چرا متوجه نیست که رفتارش چه تاثیر وحشتناکی روی خانوادهاش میگذارد و چرا به فکر قیامت نیست که باید بابت همه رفتارهایش جواب پس بدهد؟ اما خواهرکم! عصبانی شدن که چاره کار نیست، هست؟ نشستن و غصه خوردن هم فایدهای ندارد. اگر با غصه خوردن کاری درست میشد الان باید صفحه دخترانه پسرانه را میبستیم چون من آنقدر برای بچههایی که برای این صفحه نامه مینویسند غصه میخورم که نپرس! خواهر خوبم، درست است میخواهم بگویم برایت نگرانم و نمیدانم چه کمکی از دست من برمیآید. میخواهم بگویم از تو فقط یک خواهش دارم و آن این که هوای مادرت را بیشتر داشته باشی. اگر پدرت شوهر مهربانی نیست تو فرزند مهربانی باش و سعی کن شادی را با محبت کردنهایت به قلب او بازگردانی. سعی کن کاری کنی که او به خودش بگوید اگر شوهرم مرا اذیت میکند عوضش بچههای خوبی دارم! و محکم باش. تو مطمئن باش که امام رضا آن نامه را خوانده است. حتما که نباید به پابوسش رفت. او صدای ما را هر کجا که باشیم میشنود پس او را صدا کن و از خدایی که واقعا همین نزدیکی است بخواه که به تو صبر و استقامت بدهد. بخواه که به تو کمک کند. سعی کن زندگیات را بدون وجود پدرت و کارهایش تعریف کنی. سعی کن کارهای او را ندید بگیری و به زندگیات بدون عذابهایی که او میدهد ادامه دهی. حرفهای خیلی زیادی دارم که به تو بزنم، اما پیش از آن امیدوارم هر چه زودتر نامه تو برایم برسد که در آن نوشتهای حالم خوب است! پس منتظر نامه ات میمانم. مرا بیخبر نگذار.
خب، ما رفتیم. تا هفته بعد درود و بدرود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....