درباره بیلی وایلدر

هشیار نگه‌داشتن مخاطب

در 22 ژوئن 1906 در وین متولد شد. او که کوچک‌ترین فرزند از دو پسر مکس وایلدر هتلدار و صاحب رستوران‌های زنجیره‌‌‌ای و اوژنی دیتلر بود، برای تحصیل به دانشگاه وین فرستاده شد و هنوز یک‌سال نگذشته بود که دانشگاه را ترک کرد و در روزنامه دی‌استاند به عنوان نامه‌رسان و کمی بعد گزارشگر مشغول به کار شد. در روزهای اولیه پس از پایان جنگ جهانی اول، نویسندگان جوانی که در ویرانه‌‌های به جا مانده از پادشاهی اتریش ــ مجارستان زندگی می‌کردند، جذب برلین و فضای پرشور فرهنگی‌اش شدند و وایلدر بیست ساله هم پا به این جریان گذاشت. مدتی خبرنگار جنایی و گاه منتقد فیلم بود، داستان‌های پرتب‌وتابی از این دوره زندگی وایلدر روایت می‌کنند و می‌گویند عاشق رقاصه‌ای می‌شود (و اغلب هم به نقل از خودش)‌ روایت می‌شوند.
کد خبر: ۲۵۹۶۴۷

شغلش را رها می‌کند و پس از مدتی بدل به یک «ژیگولو» می‌شود. در این مدت که اوقات بیکاریش را در جمع کافه‌های برلین می‌گذراند، با چند فیلمساز جوان آشنا می‌شود و برای اولین بار فیلمنامه‌نویسی را تجربه می‌کند.

اولین فیلمی که براساس فیلمنامه‌ای از وایلدر ساخته شد مردم در یکشنبه (1929)‌ به کارگردانی جوانی خوش آتیه به نام رابرت سیودماک بود. به قول وایلدر فیلم «درباره جوانان برلین و خوشگذرانی‌هایشان بود و بسیار درباره‌اش حرف زده شد این فیلم راه و روش خوبی برای فیلمسازی نشان‌مان داد: بدون اتحادیه، بدون کاغذبازی، بدون استودیو، بدون صدا با نگاتیو‌های ارزان. وقتی فیلم موفق از کار درآمد، همه ما در بزرگ‌ترین استودیوی آلمان شغل‌هایی دست و پا کردیم. ماهی سه‌، چهار فیلمنامه می‌‌نوشتم و برای صد فیلم صامت قرارداد بستم که بعد از سال 1929 و با ورود صدا به سینما تعدادشان بیش‌تر هم شد.» از میان این فیلم‌‌ها می‌توان به امیل و کارآگاهان (1931)‌ به کارگردانی گوهارت لامپرشت و بسیاری فیلم‌های دیگر اشاره کرد که برای ستارگان آن سال‌های سینمای آلمان موفقیت و محبوبیت فراوانی به همراه داشتند. وایلدر اگر چه گوشه چشمی به هالیوود داشت، اما وقتی در 1933 هیتلر به قدرت رسید، زودتر از آن‌‌چه می‌خواست مجبور به ترک آلمان شد. وایلدر در دوران توفق‌اش در پاریس اولین فیلمش بذر بد (1933)‌ را ساخت. فیلمی کم‌خرج با ریتمی تند‌ درباره یک سارق اتومبیل. کمی بعد وایلدر داستانی به کمپانی کلمبیا فروخت که راه ورودش به مکزیکو و بعد کالیفرنیا را هموار کرد. او در حالی پا به هالیوود گذاشت که تقریبا هیچ تسلطی به زبان انگلیسی نداشت. پس از دو سال سخت، وایلدر به جمع نویسندگان پارامونت پیوست و تا مدتی موفقیت چشمگیری نداشت تا این‌که در سال 1936 آرتور هورنبلو از او دعوت کرد در نوشتن فیلمنامه هشتمین زن ریش‌آبی به کارگردانی ارنست لوییچ با چارلز براکت همکاری کند.

نیمه شب (1939)‌، نگذار صبح شود (1941)‌، گلوله آتش (1941)‌ و نینوچکا (1939)‌ از فیلم‌های بسیار موفق تیم وایلدر و براکت بود که در سال‌های آخر دهه 1930 و اوایل دهه 1940 برای کارگردان‌های پارامونت نوشته‌اند. اولین فیلم‌ آمریکایی وایلدر در مقام کارگردان بزرگ و کوچک (1942)‌ درباره دختر ناامید و شکست‌خورده‌ای است که در نیویورک کار می‌کند. او که پول کافی برای خرید بلیت مخصوص بزرگسالان و بازگشت به شهرش را ندارد، خودش را دختری 12 ساله جا می‌زند. جینجر راجرز 30 ساله در نقش قهرمان زن و ری میلاند در نقش افسر مدرسه نظامی ــ که دختر عاشقش می‌شود ــ بازی می‌کنند. وایلدر سپس پنج قبر تا قاهره (1943)‌ را می‌سازد. داستان جنگی مهیج و خوش ساختی که در آن اریک فون اشتروهایم در نقش فیلدمارشال رومل بازی می‌کند. در فیلم بعدی غرامت مضاعف (1944)‌ که براساس داستانی از جیمزام ــ کین نوشته شد، ریموند چندلر جای براکت را به عنوان همکار و نویسنده وایلدر گرفت. در این فیلم نوآر تحسین‌برانگیز و درخشان، باربارا استنویک و فردمک مورای در نقش زوج عاشقی که برای مرگ به ظاهر تصادفی شوهر استنویک نقشه می‌کشند، ظاهر می‌شوند. ادوارد. جی. رابینسون مامور بیمه خونسرد و آرامی است که رسیدگی به این پرونده را به عهده دارد. غرامت مضاعف فیلمی است بدیع که وایلدر همیشه معتقد بود شگفت‌زده کردن هیچ وقت به اندازه تعلیق تاثیرگذار نیست. وایلدر و فیلم برادرش جان. اف. ستینر در غرامت مضاعف به جای واقعیت شیک هالیوودی، واقعیتی چرک و کهنه را تصویر کردند. غرامت مضاعف امروز به عنوان نمونه کلاسیکی از ژانر نوآر شناخته می‌شود. فیلم بعدی آخر هفته از دست رفته (1945)‌ برنده چهار جایزه اسکار شد: بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد (ری میلاند)‌ و 2‌‌‌اسکار برای وایلدر به عنوان کارگردان و فیلمنامه‌‌نویس. فیلم داستان مبارزه یک نویسنده الکلی برای غلبه بر اعتیادش را به تصویر می‌کشد و این که او چگونه در این مبارزه شکست می‌خورد، دروغ می‌گوید، خیانت می‌کند و برای خرید مشروب دست به دزدی می‌زند. فیلم گذشته از پایان‌ خوشی که با مایه‌های طنز گزنده‌اش جور درنمی‌آید، ساختاری محکم و تحسین برانگیز دارد. والس امپراتوری (1948)‌ عاشقانه لطیف و سرگرم‌کننده‌ای است که وایلدر را از خیابان سوم نیویورک به وین کشاند. جایی که بینگ کرازبی گرامافون فروش آمریکایی عاشق یک کنتس اتریشی می‌شود. تقابل ارزش‌های آمریکایی و اروپایی، موضوعی که در این فیلم مطرح می‌شود، در یک ماجرای خارجی (1949)‌ به طور گزنده‌تری مطرح می‌شود: جین آرتور، نماینده کنگره آمریکا برای بررسی وضعیت اخلاقی سربازان آمریکایی مستقر در آلمان پس از جنگ جهانی، ‌راهی برلین می‌شود. سانست بلوار (1950)‌ فیلم سیاه و به یادماندنی وایلدر، اثری جنجال‌برانگیز بود که با موفقیت جهانی روبه‌رو شد و به اعتقاد بسیاری بهترین فیلمی است که تاکنون درباره هالیوود ساخته شده است. فیلم با تصویر جسد شناور مرد جوانی در استخر خانه‌ای در هالیوود آغاز می‌شود و سپس مرد جوان (ویلیام هولدن)‌ ماجرایی که او را به این سرنوشت کشانده تعریف می‌کند. وایلدر و براکت برای سانست بلوار برنده اسکار بهترین داستان و بهترین فیلمنامه شدند. اما این آخرین فیلمنامه مشترک آنها بود.

فیلم بعدی وایلدر سیاه‌ترین فیلمی بود که تا آن زمان در نظام استودیویی ساخته شده بود: تک‌خال در حفره (1951)‌ داستان خبرنگاری بداقبال (کرک داگلاس)‌ را روایت می‌کند که به دنبال راهی برای رونق گرفتن حرفه‌اش می‌گردد. او مردی را که در حفره یک معدن به دام افتاده پیدا می‌کند و با به تاخیر انداختن کمک نیروهای امدادی از این وضعیت به نفع موقعیت شغلی‌اش استفاده می‌کند. فیلم در اروپا تحسین شد، اما در آمریکا با شکست فاجعه‌باری روبه‌رو شد. 3 فیلم بعدی وایلدر بازسازی‌های موفقی از چند نمایشنامه‌اند: بازداشتگاه 17 (1953)‌ کمدی مفرحی درباره یک بازداشتگاه اسرای جنگی، سابرینا (1951)‌ کمدی رمانتیکی که آخرین فیلم وایلدر در پارامونت بود و خارش هفت ساله (1955)‌ که بخشی از شوخی‌های حیرت‌انگیزش زیر سایه حضور چشمگیر مرلین مونرو رنگ می‌بازد. روح سنت‌ یونیر (1957)‌ روایت وایلدر از سفر هوایی لیندنبرگ از نیویورک به پاریس بود که با شکست سختی روبه‌رو شد. به دنبال آن وایلدر فیلم دیگری براساس یک نمایشنامه نوشت: شاهدی برای تعقیب (1958)‌.

اما عشق در بعدازظهر (1957)‌ شروع جدیدی در کارنامه فیلمسازی وایلدر است: یک کمدی عاشقانه که ماجرای تحول شخصیت گری کوپر، مرد خوشگذران آمریکایی است که عاشق دختر معصوم پاریسی (ادری هپبرن)‌ شده است. در کمدی بعدی وایلدر بعضی‌ها داغش رو دوست دارن (1959)‌، دو نوازنده ورشکسته در دوران ممنوعیت مشروبات الکلی به طور تصادفی شاهد کشتار روز سن‌والنتاین می‌شوند. آنها بین مرگ و بی‌آبرویی تصمیم می‌گیرند مثل زن‌ها لباس بپوشند و به گروه زنان نوازنده‌ای که راهی فلوریدا هستند بپیوندند. این یکی از بزرگ‌ترین کمدی‌های تاریخ سینماست که خیلی‌ها آن را بهترین فیلم وایلدر و ترکیب غنی و چند لایه‌ای از طنز و هجو می‌دانند. وایلدر سپس با آپارتمان (1960)‌ کمدی تلخ و سنگینی که مجوز آن نزاع ابدی بین عشق و پول است موفقیت خود را تکرار می‌کند. فیلم اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را نصیب وایلدر کرد. فیلم‌های بعدی هیچ یک نتوانستند موفقیت و اعتبار فیلم‌های دهه 1950 و 1960 وایلدر را تکرار کنند. گرچه این فیلم‌ها هم مدافعان و تحسین‌کنندگان خود را داشتند: یک، دو، سه (1960)‌ فیلمی مهیج و شلوغ بود و ایرما خوشگله (1963)‌ فیلمی است کمدی درباره یک زن فرانسوی که نویسندگان کایه دو سینما آن را به خاطر پرداخت هنرمندانه و نمایش ماهرانه فضای فرانسوی ستودند. احمق مرا ببوس (1964)‌ در کشورهای دیگر به خاطر به مسخره گرفتن بی‌رحمانه حرص و تزویر آمریکایی ستوده شد، اما در خود آمریکا موجی از مخالفت‌ها و بدگویی به راه انداخت و گروه‌های اخلاق‌گرای کاتولیک محکومش کردند. شیرینی شانس (1966)‌ کمدی بعدی وایلدر بود و زندگی خصوصی شرلوک هولمز (1970)‌ یکی دیگر از مطالعات وایلدر در باب تقابل ارزش‌های اروپایی و آمریکایی است. فرورا (1978)‌ بحث‌انگیزترین فیلم از میان آثار اخیر وایلدر به نوعی همان الگوی سانست بلوار را ــ غم‌انگیزتر و عاقلانه‌تر از قبل ــ تکرار می‌کند. دو رفیق صمیمی (1981)‌ اقتباس وایلدر و دایموند از یک «فارس» فرانسوی است که در این فیلم والتر ماتیو در نقش یک قاتل حرفه‌ای بدخلق و عبوس و جک لمون در نقش مرد دست و پا چلفتی که همیشه خودش را به خطر می‌اندازد، بازی می‌کند. در 1982 انجمن فیلم مرکز لینکلن از وایلدر تجلیل کرد. او با همان روش طنزآلود خود تاکید داشت که هدفش هشیار نگه داشتن مخاطبان است: «اگر بتوانم با سبک، بینندگان را سرگرم کنم و به آنها انگیزه بدهم که تا 15‌دقیقه پس از ترک سینما درباره فیلم حرف بزنند، احساس رضایت می‌کنم.»

مسعود ثابتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها