از همان جا تصمیم گرفتم، بازیگر بشوم. برادری داشتم که خدا رحمتش کند، بسیار مهربان و خونگرم بود. او با آقای کنگرلو که هنرمند توانای آن سالها بود، دوستی داشت. ایشان هم صدای گرم و دلنشینی داشتند و هم بازیگر توانا و بااستعدادی بودند. برادرم مرا به ایشان معرفی کرد و آن هنرمند فقید هم مرا به شاگردی قبول کرد و در همان سال 1312 مرا به روی صحنه فرستاد. همدورههای من در آن زمان مرحوم زاهد، علی صفایی، مجید محسنی، مرتضی احمدی و آقای انتظامی بودند. راستش را بخواهید، من از پدر و مادرم میترسیدم که بگویم نمایش بازی میکنم. برای پدر و مادرم مشکل بود که قبول کنند من کارهای هنری انجام میدهم. برای همین از اسم مستعار استفاده میکردم.
من هنر را دوست داشتم. هنرمند واقعی کسی است که در کارش صادق باشد. هنرمند اگر در کارش صداقت داشته باشد، مردم هم او را دوست دارند. نوجوانانی هم که علاقهمند به بازیگری هستند، ابتدا درس بخوانند و بعد دنبال شغلی باشند که بتوانند زندگی خود را اداره کنند.
جعفر بزرگی رام
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)