در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر بار که میخواهد تعریف کند چه اتفاقی افتاده است به سختی بر بغض خود غلبه میکند و میگوید حرف زدن در مورد اتفاقی که برایش افتاده لرزه بر اندامش میاندازد: « فکر میکردم همان قدر که من در رفتارم صادق هستم او هم صادق است. من هر چه واقعیت بود در مورد خودم گفتم. زمانی که با هم قرار گذاشتیم او هم به نظرم صادق آمد چون هر چه در مورد ظاهر خودش گفته بود درست بود. اما نمیدانستم پشت این ظاهر آرام، شیطانی خوابیده که بدترین بلای ممکن را بر سرم خواهد آورد.»
چه سخت و دردناک است برای مینو گفتن در مورد آن دقایق وحشتناک و پولهایی که مجبور شد به خاطر نوید از مادرش سرقت کند: « وقتی از آن ساختمان بیرون آمدم فکر میکردم دنیا به آخر رسیده و دیگر نباید زندگی کنم. میخواستم خودکشی کنم. چندین بار قرص هم تهیه کردم و بـه اتـاق خـوابـم رفـتـم کـه خودکشی کنم اما نتوانستم.
تحمل این شرایط بسیار برایم سخت بود و چــارهای نــداشـتـم. نـویـد مـن را آزار داده و فیلمبرداری هم کرده بود. هر بار که با من تماس میگرفت میگفت اگر پولی که خواسته تهیه نکنم فیلم را برای مادرم و فامیلهایم میفرستد و بعد هم روی اینترنت میگذارد تا همه مردم ببینند. نمیتوانستم این بیآبرویی را تحمل کنم. کاری که با من کرده بود به اندازه کافی آزارم مـیداد و یـک چـنـیـن کـاری را نـمیتوانستم تحمل کنم. »
مینو دیگر آن دختر شادابی که شب تا صبح و صـبـح تـا شـب پای کامپیوتر مینشست و با دوستانش چت میکرد و میخندید نیست. مینو دختری شده که دیگر توان غذا خوردن هم ندارد و فـقـط روی تـخـتـخوابش میخوابد و گریه مـیکـنـد. همین رفتارهایش هم باعث شد تا مادرش بفهمد چه اتفاقی برای این دختر افتاده است.
مینو میگوید:«هربار به اتفاقی که افتاده بود و تـهـدیـدهـایـی کـه مـیشـدم فکر میکردم دلم میخواست هر چه زودتر بمیرم ، حتی توان بلند شدن از تختخوابم را هم نداشتم و میترسیدم با کسی تلفنی صحبت کنم. هر بار صدای زنگ تلفن همراهم بلند میشد انگار آب سرد بر سرم میریختند. میدانستم پشت خط کسی نیست جز نوید و باز هم قصد اخاذی از من را دارد. از اینکه مجبور بودم از خانه پول سرقت کنم خیلی ناراحت بودم خصوصا اینکه میدیدم گم شدن این پولها چقدر فکر مادرم را مشغول کرده است. دیگر از وضعیت موجود خسته شده بودم و به همین خاطر هم وقتی مادرم سراغم آمد و گفت فکر میکند بین این همه ناراحتی من و گم شدن پولها رابطه وجود دارد و از من توضیح خواست واقعیت را به او گفتم. زمانی که همه چیز را گفتم سبک شدم و دیگر احساس حقارت و خودکشی به من دست نمیداد خصوصا اینکه مادرم به من گفت کمکم میکند تا نوید را به سزای اعمالش برسانیم و از او شکایت کنیم.»
مینو از روزهایی میگوید که گول نوید را خورده است و به دام تله این جوان افتاده است:«هرشب با هم چت میکردیم. اصلا ما از طریق چت با هم آشنا شده بودیم و من از مدتها قبل از این ماجرا به اینترنت و چت معتاد شده بودم . از وقتی که با نوید آشنا شدم دیگر همه کارهایم تعطیل شده بود و تقریبا تمام وقتم را با او چت میکردم تا اینکه بعد از مدتی با هم تلفنی صحبت کردیم و بعد هم قرار ملاقات گذاشتیم. قرار در پارک بود. نوید مدعی شد در دفتر یک شرکت کارهای دکور انجام میدهد و از من هم خواست همراهش بروم ، من هم اینکار را کردم. او در آن ساختمان مرا مورد آزار قرار داد و بعد هم فیلمبرداری کرد و... از آن به بعد بود که از اینترنت متنفر شدم و دیگر سراغش نرفتم.»
هرچند مینو از نوید شکایت کرده و این جوان همچنان در زندان است و رسیدگی به پرونده وی در دادگاه کیفری استان تهران در حال رسیدگی است اما آسیبی که به این دختر وارد شده از نظر خودش غیرقابل جبران است. مینو با چهرهای که تمام اجزای آن سعی دارد غم درونش را پنهان کند میگوید: « نوید حالا در زندان است من هم میدانم که او مجازات میشود و 10 میلیون تومان پولی که در این مدت از من اخاذی کرده است به من برگردانده میشود اما آبروی ریختهام و روح پر از آسیبم چه؟ آیا آنها هم به حالت اول باز میگردد؟ از خودم میپرسم آیا مادر و پدرم من را به خاطر اشتباهی که کردم میبخشند؟ من بعد از آن ماجرای هولناک دیگر نتوانستم حتی یک شب خواب راحت داشته باشم. شرایط روحیام طوری شد که مدتی در بیمارستان بستری بودم. هیچ کدام از این آسیبها برطرف نخواهد شد و من تا پایان عمرم در کابوس آن روز هولناک خواهم ماند.»
تــلاشهــای زیــادی بــرای بــرطـرف کـردن افسردگی روحی مینو شده است . او مدتهاست که داروی اعصاب استفاده میکند. روانپزشک این دختر به او گفته است که زندگی با روحی سالم برای او کار بسیار دشوار و تقریبا غیر ممکن است با این حال خانواده این دختر همچنان پیگیر حل اتفاقاتی هستند که برای او رخ داده است. مینو میگوید: «این آسیب تنها به من وارد نشده است و همه اعضای خانوادهام هم این مشکل را دارند. آنها هم به شدت تحت تاثیر اتـفــاقــاتــی کــه بــرای مــن افـتــاده اسـت قـرار گرفتهاند.امیدوارم صدور حکم مجازات برای مردی که زندگیام را دگرگون کرد بتواند کمی من را آرام کند و دوباره به حالت عادی برگردم.»
مینو هم به مانند همه افرادی که بعد از آسیب وارده پشیمان میشوند از اینکه چرا از خود مراقبت نکرد و بدون توجه به خطراتی که آنها را تهدید میکند از اینترنت استفاده کرده است، میگوید:«اینترنت وسیلهای بسیار خوب است اما عدهای به مانند من از آن استفاده نادرست مـیکـنـند. من از اینترنت ابتدا برای کارهای دانشگاهیام استفاده میکردم اما بعد که فهمیدم اینترنت چه دنیای بزرگی است و انتها ندارد هر چه بیشتر علاقهمند شدم تا آن را بشناسم و بعد با این اتفاق تلخ گرفتار شدم و همچنان دارم عواقب آن را تحمل میکنم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: