شاید برای بسیاری از ما تفکر زندگی بدون اینترنت ممکن نباشد. اما باید بدانیم که حاکمان اینترنت کنترل آن را در دست دارند و اگر بخواهند، بهسادگی خاموش کردن یک چراغ، شمع عمر اینترنت را نیز خاموش میکنند. خاطره و یا بهتر بگوییم تجربه چند سال قبل در مورد پاک شدن نام دامنههای .ir این نکته را در ذهن ما تداعی میکند که باید مراقب بود و چارهای اندیشید.
تمام سخنانی که در باره انحصار اینترنت گفته شده است در یک سو و حرف نماینده آمریکا در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در سوی دیگر قابل تامل است، وی درباره حق استفاده و انحصار در اینترنت اینچنین گفت: »اینترنت حق نیست، بلکه امتیازی است که ما به بقیه میدهیم و هر وقت بخواهیم آن را میگیریم«. سوالی که در کنار این موضوع به ذهن هرکس خطور میکند این است که: اگر اینترنت نباشد چه؟ و آیا ممکن است اینترنت نباشد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است تاریخچه اینترنت را بدانیم.
اولین شبکه رایانهای را چند فیزیکدان ساختند که معتقد بودند با اتصال رایانههای چند مرکز به یکدیگر روند نتیجهبخشی اطلاعات بسیار سریعتر خواهد بود و به این ترتیب اولین شبکه رایانهای راهاندازی شد، یعنی یک شبکه برای افزایش دانایی. در زمان جنگ سرد و حتی قبل از آن روسیه و آمریکا سعی در افزایش قدرت تهاجمی و دفاعی خود داشتند که در این میان روسیه با آزمایشهای موشکی به آمریکا قدرتنمایی میکرد و آمریکا نیز امنیت ارتباطی خود را در خطر میدید. پس سعی کرد این ضعف را رفع کند و ایده برقراری ارتباط در شبکهای که در آن دوطرف با چندین مسیر به هم متصل باشند، موجب پیدایش موسسه تحقیقات پیشرفته ARPA شد و با ایده برقراری ارتباط در شبکههای آسیبدیده پایههای اینترنت امروزی گذاشته شد.
وینتون سرف، لورنس رابرتس، لئونارد کلین راک، رابرت کان افرادی بودند که پایهگذار اینترنت امروزی هستند و در حقیقت ایده پروتکل TCP\IP را ارائه دادند و الگور که در آن زمان نماینده سنای آمریکا بود، تنها ایده این شبکه را در ذهن داشت. در سال 1961 تعداد 4 کامپیوتر در 2 ایالت مختلف باموفقیت ارتباط برقرار کردند و با گسترش این شبکه و ایجاد شبکه علمی در آن زمان که موجب ایجاد یک شبکه بین دانشگاهی گردید، تعداد زیادی خواستار دسترسی آزادتر به این شبکه شدند که در نهایت به آزادسازی سراسری این شبکه انجامید و در آن با زبانهای خاصی امکان ایجاد ارتباط وتبادل داده بود. از آن زمان اینترنت آنقدر تغییر کرد که نمونه امروزی آن با مدل اولیهاش قابل مقایسه نیست؛ اما به هر حال اینترنت توانست با حمایتهای مالی و علمی بسیاری از کشورها مخصوصا ایالات متحده بنیاد جدیدی در علم راهاندازی کند، بهعنوان مثال سیستمهای متنباز به نوعی فرزندان اینترنت بهشمار میروند و اگر اینترنت نبود شاید سیستم عاملی به نام لینوکس نیز در حد و اندازه امروزی بهوجود نمیآمد.
حال ببینیم مبانی حقوقی آزادی اطلاعات دراینترنت چیست؟
مواردی که میتوان حقوق آزادی اطلاعات را بر مبنای آن سنجید، بسیار است اما در اینترنت نیز مانند زندگی شهری هرگاه شخصی به حریم شما تجاوز کند (بهعنوان مثال از شما سرقت کند) شما تنها به وسیله قانون میتوانید در مقابل آن ایستادگی کنید و اگر این مبانی نباشد شخص خطاکار عملا از قاعدهای سرپیچی نکرده است که کسی بتواند او را مجازات کند، پس برای احقاق حقوق در جامعه اطلاعاتی نیز، نیاز به دانستن مبانی قانون و حقوق خود داریم.
حقوق مادی ملتها اولین حقی است که باید محترم باشد، با گسترش سرمایهگذاری کشورها و افرادی با ملیتهای مختلف در فضای اینترنت میلیاردها ثروت ملتها در این فضا پراکنده است که مبتکران این شبکه هماکنون بهنوعی امانتدار تمام ملتها هستند و ناگفته پیداست که کسی نمیتواند در امانت خیانت کند.
حال سوالی که مطرح میشود این است که دسترسی آزاد به اطلاعات برای شهروندان جامعه جهانی یک «حق» محسوب میشود، یا آنکه «امکانی» است که میتواند برآورده شود و یا برآورده نشود؟
در اسناد بینالمللی این حقوق به وضوح بیان شدهاند که ما برخی از آنها را بیان میکنیم:
اعلامیه جهانی حقوق بشر که در سال 1948 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده است، درماده 19 خود این چنین دارد:
«هرکس حق آزادی عقیده و بیان را داراست؛ این حق شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب «اطلاعات» و «اندیشهها» و در اخذ و انتشار آن با تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»
در جای دیگر این سند (که چند سال بعد اصلاح شد) آورده شده است که:
1 ـ هر کس حق آزادی بیان دارد و این حق شامل آزادی «جستوجو» و «کسب» و «اشاعه» اطلاعات و اندیشهها از هر طریق بدون توجه به مرزها، خواه شفاهی یا بهصورت نوشته یا چاپ یا بهصورت هنری و یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود است.
در این سند که بسیاری آن را تنها به آزادی بیان در کوچه و خیابان نسبت میدهند کلمات «جستوجو»، «دریافت» و «انتشار» که هر کدام یک امتیاز است بهعنوان اجزای تشکیل دهنده یک «حق» نگاه شده است که هیچکس حتی مبتکران وسیلهای مانند اینترنت نیز نمیتواند آن را نادیده گیرد و نمونههایی که برای اطلاعات در این قانون ذکر شده است، تمام صورتهای چندرسانهای را نیز شامل میشود.
باید دانست آزادی بیان در صورتی معنا پیدا میکند که تهدیدی برای آن نباشد، چراکه نبود یک امکان مانند اینترنت باعث میشود که اطلاعات تولید نشود و مادام که چیزی برای بیان کردن وجود نداشته باشد، آزادی بیان بیمعناست.
باید یادآوری کرد که در بند الف و ب ماده 19 این اساسنامه تاکید شده است که تحقق اصل آزادی اطلاعات و مولفههای آن، از جمله حق دسترسی به اطلاعات، در تضاد با حفظ حریم خصوصی و یا حفظ امنیت ملی نیست.
جالب آنجاست که نظریهپردازان حریم خصوصی نیز آمریکایی بودهاند. در دهه 1890 دو تن از قضاتدادگاهعالی ایالات متحدهآمریکا بهنامهای «ساموئل وارن» و «لوئیس براندیس» در مقالهای با عنوان «حقحریم خصوصی» برای اولین بار این مسالهرا بهعنوانیک بحثجدی و صریح حقوقی مطرح کردند و البته در آن زمان حریم خصوصی را «حقافراد برای تنها بودن» تعریف کردند.
و نیز کسانی که امروزه ارتباطات جهان را بهراحتی شنود میکنند گویا فراموش کردهاند که به عقیده صاحب نظران خودشان: «برای حفظ یک کشور، باید اسرار مربوط به توانایی سلاحها و محل استقرار ارتشها را حفظ کنیم. حتی باید شیوههایمان برای محفوظ نگاه داشتن اسرارمان و نیز روشهایمان برای کشف رازهای دشمنان را پنهان بداریم.» که با در نظر گرفتن 2موضوع حریم خصوصی و امنیت ملی، بهراحتی میتوان مالکان اینترنت را از فکر برهم زدن نظم اطلاعاتی جهان بر حذر داشت. و شاید مواردی مانند انفجار اطلاعات که نشانگر اهمیت و نقشآفرینی ابزارهایی مانند اینترنت است مبتکران آن را به فکر سوءاستفاده از این وسیله و تهدید ملتها انداخته است؟!
امنیت و حیثیت ملی ما
حضور فناوری اطلاعات زندگی ما را با وجود پیچیدگیها، ساده کرده است. اما هر نوع اختلالی در کار آن میتواند نظم زندگی را بر هم بزند و این زندگی هر چه به محیطهایی مانند اینترنت نزدیکتر باشد، بهنوعی دچار وابستگی افراطی میگردد. حال در این میان امنیت ملی و حیثیت ملی ما با قطع چنین امکاناتی دچار مشکلات بزرگی خواهد شد که در این میان رسانهها بهعنوان شاهراه ارتباطی جامعه امروزی دچار مشکل جدی خواهند شد.
با اینکه تمامی قوانین و عرف بینالمللی و شاید حقوق مادی مبتکران اینترنت آنها را از حذف این گزینه بر حذر دارد، اما هر ملتی باید به هوش باشد که امنیت ملی جای اما و اگر ندارد و باید به فکر حفظ آن بود.
در چند سال اخیر مسوولان کشور به فکر ایجاد یک شبکه انتقال داده سراسری افتادهاند که کشور را از تبادل داده بهصورت سراسری بینیاز کند و نیز اقداماتی برای حفظ حداقل ارتباط در هنگام بحران صورت گرفته است که جای امیدواری است. اما این تفکر باید در سراسر کشور نهادینه شود و همه به فکر استفاده از محصولات و خدمات غیروابسته باشیم و در کنار آن از خدماتی مانند اینترنت بهره ببریم و فراموش نکنیم اینترنت در اختیار کشورهایی است که میخواهند همه به آنها وابسته باشند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)