گفتگو با قهرمان و نایب قهرمان تکواندوی جهان

با نازیلا نظامی و ریحانه زین العابدینی در مجموعه ورزشی آزادی ، سالن تکواندوی بانوان ، اتاق شماره 6 دیدار کردیم .
کد خبر: ۲۵۷۳۵
جایی که غیر از آنها 5 تکواندوکار دیگر هم حضور داشتند.
ما با آنها از هر دری صحبت کردیم ، از مسابقات جهانی که برای اولین بار در آن شرکت کرده بودند و دو نفری یک مدال طلا و یک نقره برای ایران گرفته بودند تا المپیک آتن ، که هر دو با امیدواری کامل به آن نگاه می کردند.
آنها اگر چه از خیلی چیزها شاکی بودند اما از طرفی خوشحال بودند که خیلی مسائل را ثابت کرده اند.
مصاحبه ما در حالی صورت گرفت که دوستان نازیلا و ریحانه مدام آنها را می خنداندند و ما بارها مجبور بودیم دکمه STOP ضبط را بزنیم ; اما به هر حال خودشان معتقد بودند که مصاحبه خوبی از آب درآمده آشنایی با یک قهرمان (نازیلا نظامی) و یک نایب قهرمان (ریحانه زین العابدینی) تکواندوی جهان حتما برایتان جالب خواهد بود.
بخصوص وقتی که آنها راحت روی صندلی نشسته باشند.

در اولین دوره حضور در مسابقات بین المللی ، خیلی خوب ظاهر شدید ، خودتان بیشتر توضیح بدهید؛
نازیلا : سطح مسابقات واقعا بالا بود و از لحاظ فنی و تاکتیکی کاملا با مسابقات کشوری فرق داشت بخصوص این که تجربه کاری حریفهایمان خیلی بیشتر از ما بود.
ریحانه : خیلی خوب بود ، مخصوصا برای ما که اولین بار بود در مسابقاتی شرکت می کردیم که در خارج از کشور برگزار می شد.
کلا چند کشور در این تورنمنت شرکت کرده بودند؛
نازیلا : 18 کشور بودند ; اما در وزن ما 8 تا 10 کشور حضور داشتند.
برای شما که اولین حضور بین المللی تان را تجربه می کردید چقدر مشکل بود؛
نازیلا : برای من که واقعا سخت بود ; چون اصلا تجربه این نوع مسابقات را نداشتم و از طرف دیگر استرس زمین بازی هم من را گرفته بود.
ریحانه : استرسی که نازیلا می گوید واقعا وجود داشت ، یعنی شاید ما از لحاظ تکنیکی چیزی از حریفانمان کم نداشتیم اما این استرس کارها را خراب می کرد.
اما با وجود همین استرسی که می گویید ، رفتید و مدال گرفتید؛
نازیلا : ما از همان اول ، فقط هدفمان بازی خوب بود ، شاید حتی فکرش را هم نمی کردیم که اول یا دوم بشویم ; اما به هر حال این اتفاق افتاد.
ریحانه : من که برای اولین بار بود در رده سنی جوانان کار می کردم ، تازه وارد تیم ملی شده بودم و اصلا فکر چنین عنوانی را هم نمی کردم.
حریفهایتان از چه کشورهایی بودند؛
نازیلا : من در دور اول با منتخب اتریش بازی داشتم که 3 بر صفر بردم و در دور دوم حریف ژاپنی را 5 بر یک شکست دادم .
ریحانه : من در دور اول با تیم آلمان بازی داشتم بعد تیم دوم اتریش و در مرحله سوم هم تیم اصلی اتریش که بین همه اینها بازی اولم با حریف آلمانی واقعا سخت بود.
حریفهایتان را از قبل می شناختید؛
نازیلا : من هیچ شناختی از هیچکدام از حریفهایم نداشتم .
ریحانه : من که وضعم از نازیلا بدتر بود ; چون اصلا قرعه ای را که به من افتاده بود نمی دانستم در بازی اول که با منتخب آلمان بود ، مربیانم گفتند که با اتریش مسابقه دارم چون حریف آلمانی واقعا قدر بود و مربیان نمی خواستند ناامیدم کنند.
تازه پس از بازی بود که فهمیدم حریفم از تیم آلمان بوده و تا به حال در هر مسابقه ای که شرکت کرده ، روی سکو رفته!
یعنی فکر می کنی اگر از اول می دانستی که طرف ، آلمانی است کارت مشکل تر می شد؛
خب تاثیر زیادی دارد ، وقتی بدانی کسی که مقابلت ایستاده در سطح جهانی کلی مقام کسب کرده و از آن طرف تو برای اولین بار است که در این مسابقه ها شرکت می کنی ، ناخودآگاه استرس سراغت می آید ; اما خب تدبیر مربیان من چاره ساز شد.
برخورد حریفهایتان با شما چطور بود؛
نازیلا : من هیچ برخوردی نداشتم ، فقط گاهی اوقات کسانی که ما را نمی شناختند ، می آمدند و می پرسیدند: از کدام کشور آمدید؛
ریحانه : در مجموع برخوردشان خوب بود ; چون تیم ملی تکواندوی آقایان هم همراه ما بودند ، جرات نمی کردند چیزی بگویند اما برخوردی که با من داشتند مربوط به بازی اول بود.
در آن بازی من راند اول و دوم را واگذار کردم و آن طور که سرپرستمان می گفت آنها مدام مسخره می کردند ; اما وقتی من بازی را بردم ، قیافه هاشان دیدنی بود ، حسابی خجالت زده شده بودند.
چیزی بهشان نگفتی؛
من که خودم چیزی نفهمیدم ; اما سرپرستمان می گفت : ما فقط دعا می کردیم که تو ببری و به قول معروف حالشان را بگیری ، که خب من هم همین کار را کردم .
راستی لباسهایتان چطور بود؛
لباسهایمان مثل لباسهای معمولی تکواندو بود ، فقط حدود 15 سانت بلندتر بود و مقنعه هم اضافه شده بود.
با مقنعه بازی کردن برایتان سخت نبود؛
نه زیاد، چون در تمرین های کلاس هم بعضی وقتها با مقنعه کار کرده بودیم ، آنجا راحت بودیم .
چه تیمهای دیگری همراه شما بودند؛
ریحانه : تکواندوی آقایان 2 تیم داشت ، یکی نوجوانان و یکی هم بزرگسالان که آقایان افلاکی ، بی باک و عبداللهی هم به همراه آنها بودند.
قبل از مسابقات با شما صحبت نمی کردند؛
ریحانه : چرا اتفاقا روحیه ای که آنها به ما می دادند ، باعث می شد بهتر کار کنیم ، آنها وقتی بازی داشتند بوضوح ترس را در چهره حریفانشان می دیدیم ، این موضوع در خصوص ما هم صدق کرد ، یعنی من در بازی فینالی که با حریف اتریشی داشتم ، در راند اول و دوم کاملا حس کردم که حریفم ترسیده بود.
بعد از نتایجی که شما به دست آوردید چه می گفتند؛
ریحانه : خوشحال بودند ، از طرفی برایشان خیلی جالب بود.
می گفتند: فکر نمی کردیم بتوانید اینقدر خوب عمل کنید ، تازه کلی هم تشویقمان کردند البته این تعجب ها فقط شامل آقایان نبود.
همه متعجب بودند ، یادم هست مربی تیم هلند که ایرانی هم هست ، می گفت : آنها اصلا فکرش را نمی کردند که شما موفق شوید ، حتی مربی خودمان می گفت : به مقام و اینجور چیزها فکر نکنید ، فقط تکنیکی کار کنید ; اما ما آنقدر با اراده وارد زمین شدیم که نتیجه اش همانی شد که حالا می بینید.
قبل از تکواندو ، ورزش دیگری هم می کردید؛
نازیلا : نه از اول با تکواندو شروع کردم تا حالا.
ریحانه : من هم از 10 سالگی با تکواندو شروع کردم .
تکواندو ورزش خشنی است ، برای خودم خیلی جالب است که بدانم چرا از بین این همه رشته های ورزشی ، شما تکواندو را انتخاب کردید؛
نازیلا : (با خنده) دوست ناباب ، من در دوران مدرسه با یکی از بچه ها که تکواندو کار می کرد ، خیلی صمیمی بودم ، چند بار سر تمریناتشان رفتم و از همان موقع به تکواندو علاقه مند شدم .
ریحانه : من خیلی اتفاقی وارد تکواندو شدم ، مادرم بدنسازی کار می کرد ، یک بار در یکی از سالنها ، تمرینات تکواندو کارها را دیدم و همین عامل اصلی ورود من به تکواندو شد.
اگر اشتباه نکنم از بچگی خیلی پرجنب وجوش بودید؛
نازیلا : من کوچک که بودم فقط با دوچرخه بازی می کردم ، اهل عروسک بازی و این طور چیزها هم نبودم ، با خواهر کوچکترم فقط بازیهای پسرانه می کردیم .
از دیوار راست هم بالا می رفتید؛
نازیلا : از دیوار راست که بالا نمی رفتیم ; ولی با خواهر کوچکترم یک طناب به دوچرخه مان می بستیم و از دیوار می کشیدیم بالا تا به خیال خودمان تعمیرش کنیم .
تو چطور ریحانه؛ به قیافه ات نمی خورد بچه شری بوده باشی؛
اتفاقا ، خیلی هم شر بودم ، یادم هست وقتی بعضی مواقع مادرم از دستم عاصی می شد و درهای اتاقها را قفل می کرد ، من از لابه لای پنجره ها فرار می کردم ، عاشق فیلمهای پلیسی و به قول معروف بزن بزن بودم .
غیر از شما شخص دیگری هم در خانواده هست که ورزش کند؛
نازیلا : خواهر کوچکترم تکواندو کار می کند. پارسال در رده نوجوانان اول شد ; ولی امسال هنوز مسابقاتشان برگزار نشده .
ریحانه : من هم یک خواهر کوچکتر از خودم دارم که او هم تکواندو کار می کند.
وقتی به خانواده هایتان گفتید که تکواندو را انتخاب کردید ، چیزی نگفتید؛
نازیلا : خانواده من اوایل مخالف بودند. معتقد بودند که تکواندو به درسم صدمه می زند ، چون وقتی وارد این رشته شدم ، دقیقا اول دبیرستان بودم .
اما من آنقدر سماجت به خرج دادم که بالاخره این مخالفتها کمتر و کمتر شد و در نهایت قبول کردند.
ریحانه : خانواده من هم اوایل اعتراض می کردند. آنها هم فکر می کردند به درسم لطمه می خورد ; اما وقتی دیدند که خودم خیلی این رشته را دوست دارم ، دیگر چیزی نگفتند.
حالا تکواندو واقعا به درسهایتان لطمه ای زد یا نه؛
نازیلا : بله ، من آنقدر غرق تکواندو شده بودم که در کنکور هم شرکت نکردم .
ریحانه : من ترم دوم پیش دانشگاهی اصلا در مدرسه نبودم ; اما وقتی در اردو بودم خیلی درس خواندم و فکر می کنم همه درسهایم را پاس کرده باشم .
پس بین تکواندو و درس ، تکواندو را انتخاب می کنید؛
نازیلا : خب بله ، چون تکواندو برایم از هر چیز دیگری هیجان انگیزتر است و واقعا تکواندو را دوست دارم .
ریحانه : برای من هر دو در کنار هم مهم هستند ، هم تکواندو را دوست دارم و هم به درسم علاقه دارم ، هر دو در یک سطح .
الان از لحاظ تحصیلی در چه وضعیتی هستید؛
نازیلا : فعلا که دیپلم ریاضی هستم ، البته سهمیه تربیت بدنی را دارم و به احتمال زیاد در همین رشته ادامه بدهم .
ریحانه : من هم ریاضی می خوانم ، ترم اول که هنوز وارد اردوی تیم ملی نشده بودم فقط برای قبولی در دانشگاه ، آن هم رشته مهندسی درس می خواندم ; اما خب چون ترم دوم اصلا در کلاسها شرکت نکردم ، تا حدودی وقفه ایجاد شد که امیدوارم بتوانم جبران کنم .
معمولا چقدر در اردو هستید؛
نازیلا : خود من چیزی در حدود 2 سال است که یک خط در میان در اردو هستم ، برای مسابقات جهانی که در اتریش شرکت کردیم ، روی هم رفته 6 اردو برگزار شد.
ریحانه : من روی هم رفته 6 ماه است که در اردوهای تیم ملی شرکت می کنم .
کنار آمدن با فضای اردوها برایتان سخت نیست؛
نازیلا : سخت که هست ، ولی به هر حال وقتی در جریان کار قرار بگیری سعی می کنی که یک جورهایی با قضیه کنار بیایی و به قول معروف با محیط بسازی .
ریحانه : شرایط این اردوها ، درست مثل زندگی خوابگاهی است ، بچه های مختلف با فرهنگهای مختلف اینجا هستند.
بعضی وقتها تعداد بچه ها خیلی زیاد می شود ، بعضی مواقع هم تمرین ها واقعا سخت و فشرده است.
البته اینها فقط محدود به اردو نیست ، در خارج از اردو هم این مشکلات هست ، من روزی که آخرین امتحانم را در مدرسه دادم باید بلافاصله برای پرواز به اتریش آماده می شدم .
دلتان برای خانواده هایتان تنگ نمی شود؛
روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیلیم و اردو نداریم و کنار خانواده ایم از این لحاظ مشکل چندانی نداریم .
در اردو مواقعی که تمرین ندارید ، بیشتر چه کار می کنید؛
ریحانه : من بعد از هر تمرین روی تمریناتی که انجام دادم ، خیلی فکر می کنم ، بعد از آن هم درسهایم را می خوانم .
نازیلا : بیشتر با بچه ها هستیم بعضی وقتها از طریق همین جا ، گردشهای دستجمعی هم می رویم ، تا حالا 2 بار سینما رفتیم .
حتما مسابقه های آقایان را هم دنبال می کنید؛ بین شما و آنها چقدر فاصله هست؛
ریحانه : آقایان در تکواندو واقعا عالی بازی می کنند چون سالهای زیادی با هم کار کردند و الان همگی تقریبا در یک سطح هستند.
نازیلا : آنها هم از ما قوی ترند ، هم باتجربه تر حتی وقتی بازیهای نوجوانانشان را نگاه می کردم دیدم که آنها هم از ما بهترند و ما باید سعی کنیم به پای آنها برسیم .
فکر می کنی چقدر طول بکشد که به قول خودت به پای آنها برسی؛
نازیلا : فقط تمرین مداوم و مربی خوب می خواهند. مطمئنم خیلی زیاد طول نمی کشد.
راجع به مسابقات آینده اطلاعی دارید؛
بله ما مهرماه امسال مسابقات جهانی فرانسه را داریم که در آنجا سهمیه المپیک آتن - که شهریور ماه 1384 در یونان برگزار می شود - مشخص خواهد شد.
با شرایطی که الان داری فکر می کنی به المپیک آتن برسی؛
نازیلا : باید اول ببینم در ترکیب تیم هستم یا نه؛ اما اگر در ترکیب باشم این را در خودم و بقیه بچه ها می بینم که در آنجا هم بتوانیم موفق شویم .
حالا اگر بعد از این همه اردوها و مسابقات یکدفعه بگویند هیچکدامتان در ترکیب نیستید ، چه کار می کنید؛
نازیلا : من که از بین می روم ، یعنی دقیقا یک شکست واقعی . البته امیدوارم هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتد ; ولی به هر حال اگر هم پیش آمد ، باید سعی کنم با مساله کنار بیایم و به این فکر کنم که حتما یک کوتاهی ای کرده ام که کنار گذاشته شده ام .
ریحانه : من کلا آدم امیدواری هستم ، به این چیزها هم فکر نمی کنم ، آنقدر تمرین می کنم که دوباره انتخاب شوم .
بازیهای المپیک ، بالاترین میدان حضور یک ورزشکار به حساب می آید شما وقتی به المپیک آتن فکر می کنید چه تصویری در ذهنتان نقش می بندد؛
نازیلا : هر وقت به المپیک آتن فکر می کنم ، ناخودآگاه یاد مسابقات جهانی فرانسه می افتم ; چون در واقع آنجاست که معلوم می شود المپیکی می شویم یا نه .
ریحانه : اولین تصویری که جلوی چشمانم می آید ، یک ضربه قشنگ است که به حریف می زنم .
پس از مسابقات بین المللی اتریش ، برخورد اطرافیان چه تغییری کرد؛ حتما کلی تحویلتان می گرفتند؛
نازیلا : برخوردها آنچنان تغییری نداشت ; اما خب طبیعی بود که از طرف خانواده و دوستهایم خیلی تشویق شدم .
ریحانه : همکلاسی ها و بخصوص معلم هایم واقعا خوشحال بودند ; چون می دیدند فرصتی را که در اختیارم گذاشتند ، از دست ندادم .
با وجود این که قهرمانی شما خیلی سر و صدا کرد; اما ناراحت نیستید که در مقابل رشته های دیگر ، کمتر مطرح هستید؛
نازیلا : مشکل اصلی برمی گردد به این که متاسفانه به ورزش مردها اهمیت بیشتری داده می شود.
امکانات هم بیشتر برای مردهاست در حالی که واقعیت طور دیگری است و حداقل ما ثابت کردیم که چندان تفاوتی بین ما و آقایان وجود ندارد.
ریحانه : البته من معتقدم به هدف هر شخص هم بستگی دارد من هدفم این بود که پرچم کشورم را بالا ببرم و فکر می کنم در مسابقات اتریش به این هدفم رسیدم.
یعنی وقتی می بینم از این به بعد وقتی کسی اسم ایران را می شنود ، یک حساب دیگری روی ما باز می کند برایم خیلی لذت بخش تر از شهرت و محبوبیت عمومی است .
برای آینده چه برنامه ای دارید؛ موضوعی هست که بخواهید دنبالش کنید؛
نازیلا : درباره شغل که نمی توانم نظر خاصی بدهم ; اما خودم به حدی در تکواندو غرق شدم که به احتمال زیاد در آینده هم همین رشته را ادامه خواهم داد ; یعنی یا مربیگری یا داوری چیزی در حوالی همین تکواندو.
ریحانه : من تمام تلاشم را می کنم که در رشته مهندسی برق وارد دانشگاه بشوم اگر شد که چه بهتر ; ولی اگر نشد به احتمال زیاد همان تربیت بدنی را ادامه می دهم .
چیزی هست که نگفته باشید؛
نازیلا : من از مربی خوبم ، خانم میرمداح که واقعا برایم زحمت کشید، متشکرم .
ریحانه : فقط خواهش می کنم نه فقط ما بلکه به ورزش بانوان اهمیت بیشتری بدهند ; چون ما از هیچ لحاظ چیزی از ورزش آقایان کم نداریم.
مشکل ما فقط امکانات کم و نداشتن تجربه مسابقات برون مرزی است .

پریسا قهرمانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها