حالا خودمان میدانیم شاهکار نکردیم و به خاطر همین 350 کلمه ناقابل برنده جایزه پولیتزر نمیشویم (توهم در حد تیم ملی)! اما خدا را چه دیدید شاید یکی سالها بعد (شاید هم قرنها بعد) بیاید و تحقیق کند که مبدع این «ارزش خبری» مهم که «بیخبری؛ خودش خبر است» از این صفحه شروع شده است ما بعد از مرگمان کلی معروف شویم. البته احتمالا آن زمان ما شدهایم مثل این فسیل جد بزرگمان «آیدا» که اخیرا بعد از 47 میلیون سال کشف شده است. تنها تفاوت ما هم با جد بزرگ این است که مطمئنا ما دم نخواهیم داشت! ببینید از کجا به کجا رسیدیم! حالا یکی از این بیخبرهای مهم که برای ما خبرساز شده است پارسا پیروز فر است. بازیگر جوانی که اصلا رابطه خوبی با جماعت روزنامهنگار ندارد و از آن دسته آدمهایی است که اگر روزنامه یا مجلهای بتواند با او مصاحبه کند شاهکار کرده است. علاقهای به جوسازیهای معمول ندارد و کار خودش را انجام میدهد. البته این روزها که کار خودش را هم انجام نمیدهد! چون حالا چند سالی میشود که جلوی دوربین نرفته است و فیلمی از او اکران نشده. روزگاری نقشی نبود که از زیر دستش برود. چهره جدید و جذاب او باعث میشد پیشنهادهای فراوانی به سوی او بیاید و البته یکی از دلایل مهم شهرت او بازیاش در سریال پربیننده در پناه تو در سالهای آغازین دهه 80 بود. شاید آخرین نقشی که او خوب دیده شد و البته خوب هم بازی کرد مربوط میشود به 5 سال پیش و فیلم «مهمان مامان» داریوش مهرجویی. بعد از آن اگر پارسا را دیدید سلام ما را هم به او برسانید.