حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دستاورد مهم این سفر برای من این بود که متوجه شدم استان خوزستان علاوه بر تامین نفت کشور، در تامین آب و برق این مملکت هم نقش مهمی دارد. بازدید دو روزه از این دو مجموعه در حالی پایان یافت که روز پس از آن شنبه دوم خرداد به جمع هنرمندانی پیوستم که قرار بود در سالگرد آزادسازی خرمشهر، از این شهر و دیگر مناطق جنگی بازدید کنند. در همان ساعتهای اولیه سفر، شنونده درد و دل افرادی شدیم که به عنوان راهنمای محلی، توضیحات جذابی را به ما ارائه میکردند. این همراهان از مدافعان قدیمی خرمشهر بودند که در سالهای جنگ با غیرتی مثالزدنی نقشههای صدام را نقش برآب کرده بودند و در طول 20 سال پس از جنگ نیز همچنان در شهرهای مختلف خوزستان از اهواز تا آبادان و خرمشهر زندگی کرده بودند.
یکی از این افراد که در طول جنگ در بخش «اطلاعات و عملیات» فعالیت کرده بود، تعریف میکرد ماه گذشته برای تامین آب آشامیدنی خانوادهاش در اهواز حدود 500 هزار تومان هزینه خرید دستگاه تصفیه و موتور برق کرده است. دیگری که ساکن خرمشهر بود، تعریف میکرد در این شهر 3 نوع آب برای مصارف معمول وجود دارد؛ آب معدنی برای خوردن، آب تصفیه شده برای شستن میوه و پخت غذا و آبی که از شیر آب میآید و تنها در توالت و حمام قابل استفاده است. این شهروند خرمشهری تعریف میکرد یک بار که از آب نوع سوم برای مسواک زدن استفاده کرده بود، بشدت بیمار شده و حدود 100 هزار تومان برای درمان هزینه پرداخته بود! کمبود برق و قطع مداوم آن نیز از دیگر مسائلی است که برای آبادانیها موضوعی عادی است. یکی از آنها میگفت این شهر به اندازه شهر بغداد که مخروبه شده، قطعی برق دارد. شب سوم خرداد قرار شد تا همراه با هنرمندان به دیدار خانواده شهدا برویم. نشانی خانهها را داشتیم و قرار بود با کمک رانندههای خرمشهری آن را پیدا کنیم، اما یافتن خانههای این عزیزان به گرفتاری عجیبی تبدیل شد. خرمشهر، شهری است که با نیم ساعت حضور در آن و حرکت در کوچههای کثیف آن احساس میکنید چیزی به نام «شهرداری» در آن وجود ندارد.
در پشت اغلب خیابانهای اصلی شهر نیز خانهها، مغازهها و کوچههای زیادی به شکل همان دوران جنگ باقی مانده است. از تماشای این بناهای ویران احساس میکردیم مهمانانی هستیم که چند ساعت پس از خروج نیروهای بعثی وارد خرمشهر شدهایم. در این شرایط هرچه فکر میکردم که سهم مردم خوزستان از آب و برق و نفتی که در این استان تولید میشود، چیست؟ پاسخی پیدا نمیکردم. خرمشهر و آبادان سالهاست برای مسوولان موقعیت خوبی جهت گرفتن «عکس یادگاری» با ارزشهای دفاع مقدس ایجاد کرده است. برای دستاندرکاران سینما و تلویزیون نیز این شهر به دلیل داشتن فضاهایی که میتوان در آن فیلم جنگی ساخت، لوکیشن ارزان و کم دردسر وجود دارد. در این سفر بارها از خودم پرسیدم مسوولان سینمای ایران که در خارج از مرزهای کشور، سینماگران را به تولید صدها ساعت فیلم مستند و کوتاه ترغیب میکنند، چرا در مقابل وضعیت این شهر ساکت نشستهاند؟ آیا امروز اهمیت برطرف کردن فقر و بیکاری از چهره این شهر نمادین کمتر از اهمیت بیرون کردن دشمن از این شهر است؟ آیا سینماگران نمیتوانند با ساخت چند فیلم مساله خرمشهر را «ملی» کنند؟ آیا...
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....