جام جم:وای اگر از پس امروز بود فردایی!
«وای اگر از پس امروز بود فردایی!»عنوان یادداشت روز روزنامهی جام جم به قلم مهدی فضایلی است که در ان میخوانید؛کوران انتخابات است و شور و نشاط رقابت، هر روز پرحرارتتر از گذشته، انتخاباتی گرم و مشارکتی آگاهانه را نوید میدهد. روندی که نهایتا به تحکیم بیشتر نظام و یأس افزونتر مخالفان آن خواهد انجامید؛ نتیجه هر چه که باشد.
اما این شور و حال در هر صورت تمام خواهد شد و در نهایت یک نفر و نه بیشتر براساس رای مردم، «مسوولیت» و نه «قدرت» ریاست جمهوری را بر دوش خواهد کشید. آیا ماجرا به همین جا ختم میشود یا پس از امروز فردایی هست؟ پس وای اگر از پس امروز بود فردایی!
روز گذشته در مراسم «همایش دوم خرداد» که در حمایت یکی از کاندیداها برگزار شد، همه نوع اهانتی به رئیسجمهور فعلی کشور شد.
«دولت مردم فریب»، «دیکتاتور»، «آدم کوچولو» و «عامل تحقیر ملت» از جمله تعابیری بود که یا در سخنان سخنرانان این مراسم یا در شعار حاضران با سوت و کف و خنده، نثار احمدینژاد شد؛ رئیس جمهوری که حداقل تا 12 مرداد مسوولیتش رسما ادامه دارد و در صورت پیروزی، 4 سال دیگر تمدید خواهد شد.نکته مهم اینکه، سخنران اصلی این مراسم، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی بود، همانکه حامیانش او را «سیاستمداری اخلاقی» میدانند و پس از انصرافش از نامزدی، بعضی گفتند: «خاتمی اخلاق را به جامعه بازگرداند.»
و همو که در سفر انتخاباتیاش در شیراز، جایگاه اخلاق را در جمهوری اسلامی در خطر دانست و گفت: «اگر اخلاق در میان مسوولان و حاکمان جامعه تضعیف شود، به جامعه تسری میکند و جامعه مدنی در کنار جامعه اخلاقی معنا پیدا میکند.»
و چه زیبا «اخلاق» در این همایش و صدها سخنرانی و همایش و میتینگ و نطق انتخاباتی دیگر که این روزها برگزار میشود، رعایت شده و میشود!
خاتمی گاهی آنقدر اخلاقی بوده است که مرگ را برای دشمنان این نظام و این ملت هم بر نمیتابید و شعار «زندهباد مخالف من» میداد، ولی عجیب اینکه او در سخنان دیروزش، نه تذکری درباره بیاخلاقیها داد و نه واکنشی نسبت به آنها نشان داد.
براستی این همه توهین و مخالفت و همنوا شدن با بیگانگان علیه «منتخب قانونی ملت» چه توجیهی دارد؟
این نوشتار درپی دفاع از احمدینژاد به عنوان یک کاندیدای ریاست جمهوری نیست؛ دفاعی است از جایگاه حقوقی رئیسجمهور فعلی کشورمان. اعتراض من به نامزدهای دیگر هم به عنوان رقبا نیست؛ اعتراضم به رفتاری زشت و بیاخلاقی مفرط است. امری که شیوعش، دامن همه را خواهد گرفت و اصلاحش، بسیار دشوار خواهد بود. این رفتار، به فرهنگ عمومی جامعه آسیب میرساند و مرزهای اخلاق را منهدم میکند.
تلاش کنیم پس از فرونشستن گردوغبار و بازگشت آرامش و بیدار شدن دوباره وجدانها و مهمتر از همه فردایی که خیلی زود خواهد رسید، «شرمنده» و «سرافکنده» نباشیم و بکوشیم برای ساختن بنایی نو، بناهای با ارزشتر را ویران نسازیم.
اعتماد:کتمان حقیقت چرا؟
«کتمان حقیقت چرا؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی اعتماد ملی به قلم عبدالکریم سروش است که در آن میخوانید؛قصه انقلاب فرهنگی قصه عبرت آموزی است. بعضی از رسانهها و دستگاههای حکومتی، سالها است که برای فرو کوفتن یکی از ناقدان و ناراضیان، یعنی سروش، ماجرای انقلاب فرهنگی راچنان ننگین وسنگین ودروغین کردهاند وجمعی بیخبر را چنان بازی دادهاند (کینهتوزان به جای خود) که اکنون این طناب برگردن خودشان پیچیده است. بهطوری که پیروان خط امام هم از آن برائت میجویند و شرمسارانه نقش خود را درآن انکار میکنند و از اطلاعرسانی درست سر میپیچند. آدمی در میماند که این پیروان وفادار، سهم رهبری فقید انقلاب [...] را در انقلاب «[...]» فرهنگی چقدر برآورد میکنند.
درخبرها آمده بود که آقای مهندس موسوی به دانشجویی که از نقش وی در انقلاب فرهنگی سوال کرده بود، چنین پاسخ داده بود که «من درآن هنگام نخست وزیرنبودم و نقشی در انقلاب فرهنگی نداشتم و سندی در این مورد وجود ندارد.» پاسخ به آن دانشجو، درحقیقت پاسخ به عبدالکریم سروش بود که درجواب دروغها و توهینها و تمسخرهای یک نویسنده درمحفل حامیان مهندس موسوی، انگشت برنقش مهم میرحسین موسوی درستاد انقلاب فرهنگی نهاده بود و از وی خواسته بود تا این راز ساده را فاش کند و اطلاع درست و دقیق در اختیار پرسشگران قرار دهد. سروش حتی از گواهان این امر یعنی علی شریعتمداری، محمد خاتمی، احمد احمدی، صادق واعظزاده و رضا عارف نام برده بود که در دفتر نخستوزیر حاضر میشدند و در جلسات مکرر ستاد انقلاب فرهنگی به ریاست میرحسین موسوی شرکت میکردند.
آقای موسوی اما به جای گفتن این حقیقت ساده، راه ناصوابی را برگزید و پاسخ آن دانشجوی دلسوخته را چنان مبهم داد که کس نداند وی درآن ایام چه کاره بوده است.
آقای موسوی شما که همه افتخارتان پیروی از امام است، چرا؟ شما که خود منصوب امام بودید و به فرمان او بر صدر جلسات مینشستید چرا خبر درست و دقیقی از آن نمیدهید؟ آیا فردا هم اگر به کرسی ریاستجمهوری بنشینید، همینطور «حق دانستن» مردم را محترم میشمارید؟
گفتهاید شما در انقلاب فرهنگی نقشی نداشتید، که اینطور؛ ولی صورت مذاکرات شورای انقلاب چیز دیگر میگوید: اعضای شورا به شدت از وضع ناآرام دانشگاهها ناراضی بودند. هاشمیرفسنجانی گفت: «از طریق حضور تعدادی بچه مسلمان در تهران میتوان جلو شلوغی دانشگاه را گرفت... از خشونت نمیترسیم. امروز شروع شود بهتر از سه ماه دیگر است.» مهندس میرحسین موسوی تنها کسی بود که «از ضرورت انقلاب فرهنگی ار طریق حضور تودهها در دانشگاه سخن گفت». و چنین بود که دانشجویان اینجا و آنجا ستادهایی تشکیل دادند و مشغول «انقلاب فرهنگی» شدند؛ یا به تعبیر میهمان مودب شما: «تقلید مضحک شناعت وسخافت.» (درتهران: شکوریراد، شمقدری و محمود احمدینژاد و هاشمیثمره در شیراز: فلان و فلان...الخ)
این در انقلاب فرهنگی. اما در ستاد انقلاب فرهنگی چطور؟ آیا آنجا هم بینقش بودید؟ «قربان تمکینت شوم. میبین وسربالا مکن» من میدانم که حامیان شما، ازجمله آقای مسجد جامعی، در تشکیل آن جلسه و دعوت از آن نویسنده و تحریک او، خطای سیاسی واخلاقی بزرگی مرتکب شدند و «جای خالی دروغ» را پر کردند و پویش انتخاباتی شما را به رنگ جفا آلودند. اما شستن آن رنگ با رنگ دیگر میسر نیست.
ازشما انتظار بزرگمنشی بیشتری میرفت. یکی اینکه آن گفتار و کردار زشت را نکوهش و سرزنش کنید و دوم اینکه شجاعانه از اقدام امامی که افتخار پیروی او را دارید [...] و نیز از نقش خود در انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی بیشرمندگی دفاع نمایید و چون یک فرد مطلع و مسوول، زوایای نهفته آن را آشکار سازید و نشان دهید که برنامهریزان و مجریان انقلاب فرهنگی چه کسانی بودهاند و خود در گشودن پرونده مذاکرات شورای انقلاب در این خصوص پیش قدم شوید و همچنین تصریح کنید که آییننامههای «انقلابی» برای سانسور کتاب و غیره محصول شورای عالی انقلاب فرهنگی کنونی است که شما هم عضو آن بودهاید و هستید.
طفره رفتن و سر زیر برف کردن و جواب چند پهلو و سربالا دادن و کتمان حقیقت نمودن و به حمایت توهینکنندگان برخاستن و در قبال دروغگویان و درشتگویان سکوت پیشه کردن، شیوه صادقان و کریمان نیست.
نقل هر جور که از خلق کریمت کردند قول صاحب غرضان است تو آنها نکنی
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
رسالت:مظلومیت دولت نهم
«مظلومیت دولت نهم»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛ آقای محسن رضایی شنبه شب در برنامه تلویزیونی رودر رو با بینندگان ، دیدگاههای خود را پیرامون مسائل انتخابات و اداره کشور مطرح کرد. وی در این برنامه تصریح کرد: «ایران امروز قدرت اول منطقه و جزء 10 کشور اول دنیاست.»
پیش از این وی گفته بود : «ادامه راه دولت نهم کشور را به سوی پرتگاه میبرد» (آفتاب یزد 88/2/14)
طبیعی است این شیرینی سخن در سیما با آن تلخی که گفته بود.«نگران حرکت به سوی پرتگاه هستم.» (اعتماد 88/2/14) نمیخواند!
حقیقت آن است اگر اعتراف میشود که جزء 10 کشور اول جهان هستیم و قدرت اول منطقه، باید گفته شود چه شد به این جایگاه رسیدیم و سهم دولت نهم در این مرتبت چیست؟
آقای محسن رضایی، مهندس موسوی و نیز کروبی در نقد دولت نهم به گونهای سخن میگویند که گویی به نوعی غفلت از این جایگاه دچارند.
دکتر محمود احمدینژاد طی چهار سال گذشته کوچه کوچه و خیابان به خیابانهای شهرهای ایران را رفته و با مردم این مرز و بوم نشست و برخاست داشته و بیش از دو برابردولت گذشته به طور خستگیناپذیر کار کرده و از نزدیک صحت و اتقان عمل دستگاه اجرایی را ادراک و به تماشا ایستاده است.
نمیشود پذیرفت که کشور با مجاهدت رئیس دولت نهم قدرت اول منطقه باشد و در عین حال در لبه پرتگاه نیز باشد! ایران جزء 10 کشور اول دنیا باشد اما تصویر اوضاع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی کشور سیاه باشد!
نامزدها برای برقراری ارتباط با مردم در برنامههای تلویزیونی به شعور مردم اهانت نکنند . نباید مردمی را که در سفرهای استانی بویژه دور دوم سفرها به استقبال رئیس جمهور برای قدردانی از خدمات وی میآیند متهم کرد که پول گرفتهاند آمدهاند. این اهانت سنگین و بهتانی بزرگ است.
مردم 22 خرداد به پای صندوقهای رای خواهند آمد . نامزدهایی که نقد عملکرد دولت را از همان زاویه که رادیوهای بیگانه القا میکنند ارائه میدهند با واکنش مردم روبرو خواهند شد.
مردم این بیمهریها را برنمیتابند و تنها راهی که برای ابراز عقیده خود مییابند رای منفی به آن بیمهری روز 22 خرداد است .این تنها کاری است که میتوانند در دفاع از مظلومیت دولت نهم انجام دهند. مردم برخی از نقدهای رقبا علیه دولت را منصفانه نمیدانند و معتقدند احمدینژاد با آنکه توانسته از خودش خوب دفاع کند و عملکردش محکمترین شاهد اوست، اما سخت مظلوم واقع شده است.
دیروز مقام معظم رهبری مشفقانه فرمودند؛ نامزدهای انتخاباتی هوشیار باشند تا مبادا برای دلخوشی دشمنان سخنی برزبان بیاورند.
ابتکار: توده گریز و نخبه پسند
« توده گریز و نخبه پسند» عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن میخوانید؛در سر مقاله دیروز روزنامه ابتکار آوردیم که بنا بر تحلیل و ارزیابی مصاحبه تلویزیونی نامزدهای ریاست جمهوری را داریم و نوشتم که سعی حقیر بر عدم دخالت انگیزه و تمایلات شخصی در تحلیل خواهد بود و علت پردازش مذکور هم اینست که مصاحبه های تلویزیونی حکم برد و باخت را ایفا می کند به همین دلیل ارزش ارزیابی بالایی خواهد داشت.مطابق جدول برنامه نامزدها شنبه شب نوبت مصاحبه آقای محسن رضایی بود آنچه در این مصاحبه مشاهده شد تفاوتهایی با مصاحبه میرحسین داشت شاه کلید مصاحبه آقای رضایی انقلاب اقتصادی، تشکیل دولت ائتلافی و اداره اقتصادی کشور به صورت فدراتیو بود.
آقای محسن رضایی که از روی یادداشت ها برنامه را ارایه می داد سعی کرد قامت یک نامزد «برنامه محور» را به نمایش بگذارد و تلاش کرد روشی علمی به مصاحبه دهد به همین دلیل برخلاف میرحسین که از جزئی به کلی نتیجه می گرفت او از کلی به سراغ جزئیات آمد و اتفاقا مشکل ایشان هم همین بود. اثر بخشی تلویزیون روی توده مردم می باشد توده مردم کمتر حوصله شنیدن برنامه های علمی، کلاسیک و مبنایی را دارند به همان میزان که برنامه ای مورد توجه نخبگان قرار گیرد باعث بی رغبتی توده مردم می باشد.
بنابراین ارزیابی نگارنده از مجموع مصاحبه، حرکات و نحوه صحبت آقای رضایی این بود که این صحبت و ادبیات در همایش علمی مربوط به نخبگان می توانست مورد استقبال باشد و بر این اساس از این به بعد در محافل علمی از آقا محسن به عنوان نامزد «برنامه دار» به نیکی یاد خواهد شد اما تصور نمی کنم که این مصاحبه توانسته باشد شانسی برای آقای رضایی در بین توده مردم ایجاد کرده باشد محتوای صحبت ایشان حاوی انتقادات به مراتب تندتر از انتقادات میرحسین موسوی به وضع موجود بود اما ادبیات احتیاط آمیز و محافظه کارانه ایشان مانع جذابیت صحبت بود.
نکته دیگری که به شخص آقا محسن بر می گردد اینست که اگرچه چهره آقا محسن یادآور هشت سال دفاع جانانه جوانان ایران زمین است و در حقیقت سینه او جعبه سیاه جنگ هشت ساله می باشد و به دلیل اینکه او دارای توان مدیریتی، هوش بالا و نگاه استراتژیک می باشد انصاف این بود که از توان ایشان بیش از این استفاده می شد اما از یک واقعیت هم نباید فرار کرد و آن اینست که بعضی چهره ها از نظر روانشناسی اجتماعی چهره رای آور نیستند اگرچه ممکن است دارای کاریزمای علمی و برنامه ای باشند و شاید آقا محسن هم از این تیپ شخصیت ها باشد.
اشکال دیگر آقا محسن اینست که ایشان اکنون دومین بار است که خود را در این میدان می آزماید و برای این آزمودن هم بسیار دیر هنگام پا به میدان گذاشته است و بدون طی مراحل مقدماتی و از درون لایه های اجتماعی تنها با این تصور که در فرصت برنامه های تلویزیونی می توان اقبال مردم را بدست آورد کمی ساده انگارانه خواهد بود اما همچنان بنای این یادداشت پخش گرد یاس نیست بلکه باید با ملاحظه مصاحبه دیگر رقبا سنجش قطعی را انجام داد.
آفتاب یزد:آقای رئیس جمهور خیلی زود فراموش کردید!
«آقای رئیس جمهور خیلی زود فراموش کردید!»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یزد است که در آن می خوانید؛رئیس دولت نهم و کاندیدای دهـمـین دوره انتخابات ریاست جمهوری، دو روز قبل در گفتگو با خبرنگاران داخلی، ضمن هشدار به رقبا و منتقدان دولت و تاکید بر مـجـرمـانه بودن برخی اظهارات آنان، گفت: آنها دو خطا میکنند، یکی این که کسی طبق قانون حق ندارد کسی را تخریب کند و طبق قانون، تخریب جرم است. اهانتهایی را که وارد میکنند نمیتوانند اثبات کنند... او همچنین به سکوت دولت خود در چهار سال گذشته به خصوص سه ماهه اخیر در برابر منتقدان اشاره کرد. البته او در بخش دیگری از سخنان خود به منتقدان هشدار داد که پرونده آنها را افشا میکند.
این اظهارات نشان داد که ظاهراً آقای رئیس جمهور، خیلی زود دچار فراموشی شده است و به یاد نمیآورد که جدیترین تخریبها و اتهام افکنیها علیه افراد و دستگاههای رسمی، در چه زمانی آغاز شد و آغاز کننده، چه فرد یا افرادی بودند؟
الـبته شاید حامیان این کاندیدای ریاست جمهوری بتوانند با استناد به برخی اظهارنظرها، به مظلومنمایی بپردازند و بخشی از آرای از دست رفته خود را بازیابی کنند اما آیا با این کار، تغییری در واقعیات ایجاد میشود؟ آیا احمدی نژاد و دوستان او میتوانند تکذیب کنند که از نخستین روزهای فعالیت دولت نهم - و حتی قبل از آن - اتهام افکنیهای سخاوتمندانه علیه رقبای این دولت، آغاز شد؟ اگر کسی در میان صفحات روزنامهها و در لابهلای اخبار منتشر شده توسط مراکز خبری جستجو کند دهها و صدها نمونه پیدا میکند که نشان میدهد آنچه باعث دلخوری امروز احمدینژاد شده است بسیار رقیقتر و لطیفتر از اتهاماتی است که توسط او و یارانش، نسبت به انبوهی از عناصر سیاسی ، اجرایی ، تقنینی و قضایی کشور بیان شده است.
هنوز ترکیب کابینه نخست احمدی نژاد تکمیل نشده بود که او برای معرفی فرهاد رهبر، به سازمان مدیریت رفت. رئیس دولت نهم بدون آنکه برای اظهارنظر خود، محدوده زمانی قائل شود گفت: در طول برنامهریزیهای کشور، عدالت مغفول مانده است. یک روز بعد، احمدی نژاد در جمع علمای حوزه علمیه قم این ادعا را مطرح کرد که برخی مسئولان، سد بزرگی در برابر اهداف انقلاب ایجاد میکنند. حتی اینها بسیاری از رسانهها را در اختیار خود قرار دادهاند. آنها استفاده از بیتالمال را نه تنها مال خود میدانند بلکه آن را ترویج هم میکنند. تنها یک روز پس از انعکاس این سخنان در رسانهها، اظهارات رئیس دولت نهم در جمع دانشجویان منتشر شد که در بخشی از آن آمده بود: در مجموعه تصمیمگیر نظام، برخی افراد هستند که تمام ذهن و دل آنها به سمت آن سوی مرزها رفته و متأسفانه مدعی انقلابو امام نیز هستند.
در آبانماه 84 که برخی انتقادات ملایم نسبت به تـصـمـیم گـیـریهـای اقتصادی دولت مطرح شد، احمدینژاد فرصت حضور در جمع ائمه جمعه را غنیمت شمرد و بدون آنکه بین منتقدان تفکیکی قائل شود گفت: شخصی که در 15 هیئت مدیره عضویت دارد و از هر کدام 2 میلیون تومان دریافت میکند، طبیعی است که علیه این دولت حرف بزند. او پیش از آن، برای آنکه ناراحتی از عدم رای اعتماد مجلس به یار دیرینه خود - علی سعیدلو - را ابراز کند سخنی گفته بود که مفهومی جز متهم کردن اکثریت مجلس به تاثیرپذیری از تلاش باندهای خاص نداشت: در وزارت نفت، داستانهای فراوانی وجود دارد و باندهایی هستند که تلاش فراوانی را سازمان دادند تا وزیر نفت رای نیاورد. این سخنان، آنگاه مهفوم دقیقتری پیدا میکرد که در کنار ادعای چند نمایندهحامی دولت در مجلس هفتم قرار میگرفت. آنها پس از ناکامی سعیدلو در اخذ رای اعتماد، از تلاش مافیای نفتی برای جلوگیری از تصدی وزارت نفت توسط سعیدلو سخن گفته بودند.
احمدی نژاد تا پایان سال 84 نیز اظهار نظرهای مشابهی داشت. ا ما در سال 85 این گونه ادعاها، هم به لحاظ تعداد دفعات گسترش یافت و هم از نظر گستره افراد مورد اتهام. 19 خرداد 85 او با اشاره به آنچه ویژه خواریها در دولتهای گذشته مینامید این ادعا را مطرح کرد که کشیده شدن خط مترو به کرج، به خاطر وجود منزل بعضی مسئولان در آن شـهـرسـتـان بـوده اسـت. احـمـدینـژاد، مـعمولاً در اظهارنظرهای خود، نگاه ویژهای به عملکرد دولتهای قبل از خود داشت که یکی به دولت توسعه اقتصادی مشهور بود و دیگری به دولت توسعه سیاسی.
او در زمستان 85 در جمع مردم خوزستان اظهار داشت: اگر روزی شرایط فراهم شود که بتوانیم جنایتهای اقتصادی برخی از این افراد و گروهها را فاش کنیم مشخص خواهد شد که با شعار توسعه، چه بلایی سر مردم میآوردند. اندکی بعد از این سخنرانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، حسن روحانی و سید محمد خاتمی تقریباً به صورت همزمان نگرانی خود را از برخی تحولات در موضوع هستهای ابراز داشتند. پاسخ احمدینژاد به اظهار نگرانیهای داخلی نیز شنیدنی بود: دشمنان با فضاسازی و استفاده از عناصر زبون، بلندگو به راه انداختهاند تا ملت ایران را نگران کنند. قطعاً کسی نمیتواند بگوید که مقصود رئیس جمهور از عناصر زبون، چهرههای ناشناخته در کشور بودهاند زیرا آنها بلندگویی در اختیار ندارند که بتوانند در مردم نگرانی ایجاد کنند.
تنها دو سال بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری و در حالی که از استقرار نظام جمهوری اسلامی، بیست و هشت سال و سه ماه میگذشت، رئیس دولت نهم در یک سخنرانی عمومی اظهار داشت: فردی 28-27 سال است که در این مملکت همیشه مسئول بوده است. این فرد چطور فرصت کرده کار اقتصادی کند و چند صد میلیارد در کیسهاش است؟ آخر از کجا آورده است؟ البته احمدینژاد نامی از این فرد نبرد اما برخلاف لیست مفسدان اقتصادی گمنام- که احمدینژاد به توصیه دوستان شفیق از معرفی آنها خودداری کرده بود- شناسایی کسی که تا آن زمان، 28-27 سال همیشه مسئولیت داشته، بسیار آسان بود و کسی نمیتوانست تردید کند که او رقیب انتخاباتی سال 84 بوده است!
در تابستان 86، یک سوژه اداری مورد توجه رسانهها قرار گرفت. این سوژه، اعتراض همزمان دادستانی کل کشور و تعدادی از نمایندگان اصولگرای مجلس به تعلل وزارت بهداشت در تهیه دستگاههای زباله سوز بیمارستانی بود. جنس پاسخ احمدی نژاد به این اعتراضات هم، با بسیاری از پاسخگوییها در دولت نهم تفاوتی نداشت. احمدی نژاد روز 18 تیرماه 86 در پاسخ به اعتراضات منسجم و مقامات قضایی و تقنینی اظهار داشت: جدیداً مافیا حرکت نویی را انجام میدهد که من یک مثال میزنم. موضوع زبالههای بیمارستانی را که اخیراً مورد توجه رسانهها قرار گرفته، چند روز پیش با وزیر بهداشت مطرح کردم. وزیر بهداشت گفت: فردی یک زباله سوز وارد کرده و خواستار خرید آن توسط ما بوده که ما در بررسی متوجه شدیم این زباله سوز، استاندارد نیست و نخریدیم. حالا این فرد در رسانهها فضاسازی میکند. رئیسجمهور به خوبی می دانست آنچه که در رسانهها منعکس شده، چیزی نیست جز اظهارنظر مقامات رسمی قضایی و اعضای کمیسیون بهداشت مجلس اصولگرا! ضمن آنکه یک مقام دولتی - مدیر کل سلامت سازمان مدیریت - نیز با دستگاههای قضایی و قانونگذاری همراهی کرده و تاکید نموده بود که: با وجود تخصیص 2 میلیارد و یکصد میلیون تومان اعتبار، هنوز وزارت بهداشت اقدامی برای تهیه دستگاههای زباله سوز انجام نداده است.
البته، این اظهارات نه نخستین ادعای غیرمستند علیه رسانهها بود و نه آخرین ادعا. رئیس دولت نهم هنگامی هم که با حجم وسیع انتقادات غیرجناحی از زبان نمایندگان مجلس، ائمه جمعه و اقتصاددانان در خصوص گرانیهای لجام گسیخته مواجه شد دیواری کوتاه تر از رسانهها پیدا نکرد و گفت: »رسانه های ملی و غیرملی به جو دروغ گرانی دامن می زنند.
هر چه از عمر دولت نهم گذشت و رئیس این دولت، نسبت به برخی پشتیبانیهای حکومتی و رسانه ای از خود مطمئنتر شد برحجم ادعاها علیه افراد حقیقی و حقوقی افزود. تا جایی که در ابتدای سال 87 او سخنی را بر زبان آورد که قبلاً توسط مشاورانش مطرح میشد. احمدی نژاد تا اواخر سال 86 تلاش میکرد که برخی دیدگاههای خود در مورد سایر قوای کشور را در قالب توصیه های ظاهراً دوستانه بیان کند. مثلاً او در آبان ماه 86 هنگامی که با ابراز مخالفت جدی نمایندگان مجلس با ساختارشکنی دولت نسبت به بودجهریزی سالیانه مواجه شد تلویحاً این مخالفت را مرتبط با بعضی فشارهای بیرونی دانست و اظهار داشت: امیدوارم مجلس محترم اجازه ندهد فشار بعضی باندها، این کار بزرگ را مخدوش کند. اما با فرارسیدن سال پایانی ریاست جمهوری، او با صراحت بیشتر، شرکای حکومتی خود در مجلس و قوه قضائیه را مورد مهرورزی قرار داد. رئیس دولت نهم در بهار 1387 در جمع مردم قم اظهار داشت: برخی شبکههای انحصار، قدرتمند هستند و حتی در مراجع تصمیمگیری و قانونگذاری، آن چیزی را که خودشان می خواهند به تصویب میرسانند.
نمونههایی که به آنها اشاره شد همگی از سخنان احمدینژاد استخراج شده است. دهها برابر این نمونهها را میتوان در میان سخنان همکاران و یاران نزدیک او یافت. کسی که در سالهای اول انقلاب کودکی بیش نبوده است سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بیست سال قبل از دولت نهم را انفعالی نامید، وزیر خارجه دولت احمدینژاد به خود حق داد حامیان سهم 50 درصدی ایران در خزر را در ردیف دشمنان کشور قرار دهد، یک مشاور او در برابر اعتراض مراجع تقلید به یک تصمیم احمدی نژاد آنچنان برآشفته شد که آنها را به » زدن گردن علما توسط امام زمان (عج ) یادآوری کرد، مشاور دیگر او، طرح مجلس برای استقلال بانک مرکزی را »تلاش برای مخفی ماندن نام دو سه هزار نفر رانت خوار نامید و یار دیگر او، اعتراض نمایندگان مجلس به گرانی گوجه فرنگی را »نعرهخجالتا~ور« لقب داد و نفر دوم و سوم دولت احمدی نژاد هم مبانی برنامه های دراز مدت کشور که توسط عالیترین مراجع رسمی کشور تصویب و تایید شده بود را خجالت آور دانستند.
آیا ذکر نمونه های فوق کافی نیست که نشان دهد برخلاف ادعای رئیس جمهور، اولا شروع کننده و ادامه دهنده اهانت و اتهام افکنی، دولتی ها بودهاند؟ ثانیاً حجم و محتوای اتهام افکنی دولتی ها علیه رقبا، به هیچ وجه با ادعایی که رئیس جمهور در خصوص سخنان مجرمانه منتقدان دولت مطرح می کند، قابل مقایسه نیست! رئیس جمهور که از اهانت احتمالی به خود و همکارانش تا این حد نگران شده است آیا می تواند نشانهای در اختیار مردم بگذارد تا مشخص شود از اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم اسلام (ص) در یک آزمون رسمی دولتی و توهین به کلام الله مجید - به تشخیص مراجع تقلید - در حضور معاون رئیسجمهور نیز عصبانی شده و عصبانیت خود را در حضور خبرنگاران، بروز داده است؟
آیا عکس العمل های اخیر، نشان نمی دهد که برخی سکوت ها در برابر انتقادهای پیشین، نه نشانه سعه صدر دولتی ها بلکه دلیلی بر بی اعتنایی و عدم نگرانی ایشان نسبت به تاثیرگذاری این انتقادات در جامعه بوده است و هشدارهای فعلی، متاثر از تاثیر نگران کننده همین انتقادات برسرنوشت انتخابات!؟
سرمایه:شفاف سازی، مزاحمت نیست
«شفاف سازی، مزاحمت نیست»عنوان سرمقالهی روزنامهی سرمایه به قلم بیژن رحیمی دانش است که در آن میخوانید؛ روز گذشته در اقدامی نه چندان کم سابقه (در دولت نهم) وزیر جهاد کشاورزی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی به عنوان «سازمان مزاحم پروژه های عمرانی با تفکر آمریکایی» یاد کرد. اینکه این سخنان با استناد به چه مدرک یا مدارکی عنوان می شود حرفی جداست.
اما باید از وزیر کشاورزی پرسید که «مزاحمت» در نزد شما چه معنایی دارد؟ به یاد دارم که وزیر کشاورزی دولت نهم در دولت هشتم مجری طرح خودکفایی گندم بود و پرسش من این است که برای طرح خودکفایی گندم (که سرانجام ایران دوباره تبدیل به بزرگ ترین واردکننده گندم شد) سازمان مدیریت و برنامه ریزی چه کوتاهی و مزاحمتی ایجاد کرد. در آن زمان با وجود همه کاستی ها سعی شد بهترین امکانات در اختیار این طرح برای به ثمر رسیدن خودکفایی قرار گیرد.
سازمان مدیریت و برنامه ریزی مهم ترین وظیفه اش نظارت بر اجرای قانون بود چراکه هر ساله حدود 5/2 تا چهار برابر امکانات موجود از دستگاه ها تقاضا می کرد و سازمان مدیریت ناچار بود که با توجه به اهمیت و اولویت طرح ها با دستگاه های مورد نظر تعامل کرده و بودجه در اختیار آنها قرار دهد. بنابراین ناراضی بودن دستگاه ها چیز عجیبی نیست، اما باید در نظر داشت که امکانات کشور و درآمدها محدود است و اجازه نمی داد تمام درخواست ها جواب داده شود و به همین خاطر است که می گویند اقتصاد علم استفاده بهینه از منابع کمیاب است. سازمان مدیریت در وظیفه ذاتی خود به شکل نیروهای پلیس عمل می کند و ناچار است که بر اجرای قانون و تخصیص بودجه ها نظارت کافی داشته باشد. اگر اجازه برداشت بیش از توان درآمدی کشور ایجاد مزاحمت برای پروژه هاست باید پرسید پس چطور می توان تخصیص بهینه منابع به نقاط محروم برای توسعه و ایجاد عدالت را دنبال کرد. در ذات برنامه ریزی و بودجه ایجاد انضباط و حرکت به سمت جلوست و اگر زمانی هر فردی قائل به این موضوع نباشد، مسلم است که هر گونه حساب و کتاب و شفافیت در هزینه کردها را به صورت مزاحمت یا حتی مانع تلقی کنند.
در مورد آمریکایی بودن سازمان مدیریت و برنامه ریزی و طراحان برنامه چهارم و پایه گذاران آن باید گفت که ایران افتخار دارد که از سال 1316 پایه وزارت اقتصاد را گذاشته و از سال 1321 نیز سازمان برنامه و بودجه شکل گرفته و این هیچ ارتباطی با وجود آمریکایی ها در ایران ندارد و هیچ آمریکایی نیز در این سازمان تاکنون کار نکرده است، ضمن اینکه سیستم اقتصادی آمریکا هیچ کجا نشانی از برنامه ریزی مانند برنامه ریزی و بودجه ریزی در ایران وجود ندارد و گفتن و تکرار این حرف نیز از افراد و مسوولان دولتی جای تعجب دارد. سازمان مدیریت وظیفه داشت و دارد تا بر مبنای موجودی و درآمد کشور به تخصیص بهینه منابع بپردازد و جای تاسف دارد پس از این همه سال که در تمام دنیا به کار کارشناسی و وجود برنامه ریزی تاکید دارند، برای انجام امور در کشور ما هنوز برای این امر ارزشی قائل نیستند.
دنیای اقتصاد:تبدیل تهدید رکود به فرصت
«تبدیل تهدید رکود به فرصت»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود اسلامیان است که در آن میخوانید؛رییس کل محترم بانک مرکزی، میزان بدهی معوقه بنگاههای اقتصادی کشور را حدود 33میلیارد دلار اعلام کرده است؛
رقمی که میتواند برای هر شنوندهای نگرانکننده باشد.از سوی دیگر، اکثر بنگاههای تولیدی و اقتصادی و طرحهای نیمهتمام، مدعی مشکلات جدی نقدینگی هستند و این مشکلات بعضا باعث تعطیلی تعدادی از واحدهای صنعتی کشور شده است.
با توجه به نگرش حاکم بر نهادهای تصمیمگیر، بهجای تحلیل درست و دقیق مشکلات و ارائه راهحلهای صریح و منطقی، برنامههایی با تمرکز صنفی اعلام و پیگیری میشود.طبیعی است که چنین اقداماتی از آنجا که ریشه در واقعیات حاکمبر مشکلات ندارد، راهبه جایی نخواهد برد و در این موضوع خاص، شاهد افزایش دائم معوقههای بانکی خواهیم بود. توجه به واقعیات میتواند امکان حلمشکل را فراهم سازد.
1 - رکود بزرگ اقتصادی غرب خواسته یا ناخواسته، تاثیرات خود را بر اقتصاد کشور گذاشته است، زیرا از طریق واردات کالاهای سرگردان ارزانقیمت، بازار ایران تحتتاثیر قرار گرفته است.
2 - عدمفروش کالا و خدمات باعث انباشت موجودی شرکتها شده و برنامه فروش اکثر واحدهای تولیدی با اختلال مواجه شده است.
3 - به علت کاهش شدید قیمت کالا و کاهش فروش، نظام مالی اکثر شرکتها با مشکل مواجه شدهاست، به این معنی که واحدهای تولیدی از دو جهت آسیب دیدهاند. از یکسو میزان حجم فروش کاهش یافته است، از طرف دیگر به علت سقوط قیمتها، میزان دریافتی نقصان جدی دارد.
4 - بدهی شرکتها به بانکها عمدتا به خاطر وامهای سرمایهای یا سرمایه در گردش بوده است. به این معنی که داراییهای جاری و سرمایههای شرکتها، به شدت کاهش یافته است، در حالی که بدهی بانکی ناشی از این دو مقوله همچنان پابرجا است، به این مفهوم که تعادل بدهی و دارایی شرکتها خارج از اراده مدیران به هم خورده است و بنگاهها را در پرداخت بدهیها با مشکلات جدی مواجه کرده و علاوه بر آن به دلیل جرائم سنگین دیرکرد، رقم بدهیها به سرعت در حال افزایش است.
با توجه به فاکتورهای ذکر شده پیشنهادهای ذیل ارائه میشود.
1 - به دلیل به رسمیت نشناختن رکود اقتصادی و عدم اجماع بخشهای برنامهریز، امکان یک وحدت رویه فراهم نشده است. داشتن وحدت رویه، نیازمند وحدت فکر است. لازم است کارگروهی از طرف دولت محترم مسوولیت ارزیابی سطح تاثیر رکود بر اقتصاد کشور را بر عهده گرفته و متناسب با این تاثیر، بسته پیشنهادی را برای خروج از رکود اعلام نمایند. با توجه به چرخه منفی تعدادی از واحدهای تولیدی، نیازمند تسریع در روند تصمیمگیری هستیم.
2 - اقدامات کشورهای غربی در دنیای پیوسته اقتصادی بر بنگاهها تاثیر خواهد داشت. این اقدامات شامل کاهش هزینه تامین منابع، تزریق منابع مالی و اقدامات حفاظتی در مدیریت واردات است. مجموعه این اقدامات بنگاههای رقیب را توانمندتر خواهد نمود. عدم حمایت ما از واحدهای تولیدی باعث رقابت نابرابر خواهد شد. استمهال برنامهریزی شده بدهی واحدهای تولیدی بر مبنای اشتغال یک ضرورت غیرقابل انکار است.
3 -با توجه به شرایط متناوب بنگاههای تولیدی، ضرورت دارد کارگروههای استانی مسوولیت بررسی موردی واحدها را بر عهده گرفته و با اختیارات لازم استمهال را مدیریت کنند.
4 -با توجه به اینکه رکود حاصل شده در اقتصاد خارج از اراده مدیران بوده است، برخورد قضایی نظام بانکی با بنگاههای اقتصادی شامل توقیف اموال و ممنوعالخروج نمودن منطقی نبوده و نه تنها در کاهش دیون معوقه تاثیری ندارد، بلکه باعث سلب اعتماد خواهد شد. بنابراین انتظار میرود مسوولین محترم بانک مرکزی به موازات تبیین شرایط، اقدامات انجام شده قضایی را ملغی و فقط با تایید کارگروههای استانی چنین اقداماتی را پیگیری نمایند. اساس حرکت در این روند به خاطر حفظ اشتغال موجود باید بر مبنای حمایت باشد.
5 -کاهش قیمت تجهیزات یک فرصت تاریخی برای صنایع کشور است تا خود را نوسازی کنند. یقینا این وضعیت در 30سال آینده تکرار نخواهد شد. بنابراین امکان بازسازی وسیع صنعت کشور در این شرایط وجود دارد. امید است با درک درست شرایط و ارائه بسته حمایتی از کارآفرینانی که عمر خود را صرف خدمت به میهن اسلامی نمودهاند، از فرصتهای موجود در کنار تهدیدات ذکر شده در جهت عمران و آبادی میهن اسلامی استفاده شود.
جمهوری اسلامی:فرصتی برای تثبیت پیروزی های مقاومت
«فرصتی برای تثبیت پیروزی های مقاومت»عنوان سرمقاله روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛سفر جوزف بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا به بیروت در آستانه انتخابات مجلس لبنان در کانون توجهات سیاسی منطقه واقع شده است . بایدن در این سفر و در جریان دیدارهای فشرده اش سعی دارد مانع سقوط کامل جناح وابسته « 14 مارس » شود . او امیدوار است بتواند به جناح 14 مارس روحیه بدهد و ثابت کند واشنگتن برای حفظ وابستگان خود در قدرت حاضر است دست به هر کاری بزند.
رسانه های مستقل بیروت از این سفر جنجالی به عنوان نمادی از دخالت آشکار سیاسی ـ تبلیغاتی و حتی مالی آمریکا در امور داخلی لبنان یاد کرده اند و قویا از جناح 14 مارس خواسته اند در این باره توضیح دهد و دلایل ارتباط پنهان و آشکار با واشنگتن را برای افکار عمومی روشن سازد.
پیش از سفر « جوزف بایدن » هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا سعی داشت با حضور در بیروت به جناح حاکم 14 مارس اطمینان دهد که واشنگتن با حمایت همه جانبه از آنها مانع سقوط این جناح بدنام خواهد شد ولی با توجه به اینکه جناح 14 مارس فاقد پایگاه مردمی است و بخاطر خیانتهایش به مردم لبنان در جریان جنگ 33 روزه در پیشگاه ملت لبنان بی اعتبار شده است .
از نکات قابل تامل دوره اوباما اینکه در مسائل کلیدی و حساس دولت اوباما از عناصر مورد نظر جناح نومحاظه کاران بهره می برد و همچنان به راهکارهای اطرافیان سابق بوش متکی است . در این زمینه هم جوزف بایدن از وجود « جفری فیلتمن » و برخی از دیپلماتهای کار کشته در دوران وزارت « کاندالیزا رایس » استفاده کرده و در واقع جناح نومحافظه کاران زمام سیاستهای خاورمیانه ای واشنگتن بویژه در امور لبنان را در اختیار گرفته اند همان کسانی که عوامل بحران ساز و جنجال آفرین در لبنان شناخته شده اند و بدنامی آنها در صفحات رسانه های لبنان و منطقه نیز منعکس گردیده است .
رسوائی و بی اعتباری جناح 14 مارس به حدی آشکار شده که آمریکا مراتب حمایت خود را از این گروه کتمان نمی کند و با ارائه کمکهای آشکار و نهان سعی دارد کفه سیاسی ـ تبلیغاتی را به نفع آنها تغییر دهد ولی همین حمایتهای واشنگتن مراتب سقوط سیاسی جناح 14 مارس را تسریع کرده است .
کاخ سفید رسما اعلام کرده است که معاون رئیس جمهور آمریکا در دیدار با « الیاس المر » وزیر دفاع لبنان حواله کمکهای جدید واشنگتن را تحویل وی می دهد تا برای ارتش لبنان هزینه شود ولی تمامی کمکهای مشروط آمریکا عموما در جهت تقویت جناح 14 مارس و تجهیز آنها برای مقابله با جناح قدرتمند « 8 مارس » بکار گرفته می شود . با اینهمه جناح 14 مارس نتوانسته از این کمکها برای تقویت مواضع خود بهره ای ببرد و جایگاهی نزد افکار عمومی لبنان کسب نماید.
در همین حال چندین گروه جاسوسی رژیم صهیونیستی توسط نیروهای مقاومت ردیابی شناسائی و دستگیر شده اند. این دستگیری ها از یکطرف هشیاری مقاومت و تسلط روزافزون اطلاعاتی آنرا نشان می دهد و از سوی دیگر دست سران رژیم صهیونیستی و ارتجاع عرب در ماجراهای پشت پرده را « رو » کرده است . صرفنظر از نقش و برنامه ای که آمریکا و ارتجاع عرب برای مزدوران محلی خود تدارک دیده اند ورود آنها به صحنه در این مقیاس وسیع نشانگر وخامت اوضاع برای عوامل محلی آنها است و ابعاد نگرانی واشنگتن و دربارهای بی افتخار عرب را برملا می کند.
برخی گزارش ها نشان می دهند بایدن حامل پیامی از جانب نتانیاهو نخست وزیر افراطی اسرائیل نیز هست که بعنوان گامی در جهت تقویت جناح حاکم 14 مارس موضوع عقب نشینی صهیونیستها از برخی مناطق مرزی جنوب لبنان را مطرح ساخته است .
دولت « فواد سینیوره » و حامیانش امیدوارند از این اهرم سیاسی ـ تبلیغاتی به نفع جناح 14 مارس بهره گیری کنند ولی همه می دانند که حتی همین عقب نشینی صهیونیستها نیز از برکات مقاومت اسلامی و نشانه قدرت حزب الله است . چرا که در غیر اینصورت بسیار زودتر از اینها بایستی این عقب نشینی ها صورت می گرفت و اساسا وقتی جناح خائن سینیوره در خلال جنگ 33 روزه برای پیروزی صهیونیستها در تلاش بودند و به دشمن « گرا » می دادند طبعا عقب نشینی رژیم صهیونیستی را نباید به حساب آنها گذاشت .
تحرکات انفعالی آمریکا و مزدوران محلی واشنگتن از طرف مقاومت اسلامی با هشیاری و افشاگری همراه بوده و سیدحسن نصرالله دبیرکل قدرتمند حزب الله لبنان طی سخنانی به مردم لبنان یادآور شده است که با آگاهی خود به نبرد علیه فتنه انگیزی و طرحهای دشمن بروند و با توطئه ها مقابله کنند.
رهبر حزب الله لبنان « آگاهی » را بنیان و شرط اصلی شکل گیری مقاومت خوانده و آنرا « رمز اصلی پیروزی » معرفی کرده است .
نصرالله در این سخنرانی به تبیین مواضع مقاومت پرداخت و « حقانیت » صداقت و استقامت مثال زدنی عناصر مقاومت اسلامی در جنگ علیه اشغالگران و شناسائی مزدوران محلی آنها را بعنوان عوامل برتری جبهه حق ذکر نمود. شاید این سئوال مطرح شود که رهبران مقاومت با تبیین این مسائل چه هدفی را دنبال می کنند پاسخ این سئوال روشن است و رهبران مقاومت اسلامی با ارائه تحلیل های خود افکار عمومی را برای مقابله با جنگ روانی دشمن آماده می کنند و با به تصویر کشیدن انفعال آنها نشان می دهند که پیروزی در این جبهه نیز « حق طبیعی مقاومت » است . تا برگزاری انتخابات مجلس لبنان فاصله زیادی باقی نمانده است ولی از هم اکنون انتظار می رود مردم لبنان در این جهبه نیز دخالت های بیگانگان را خنثی و صحنه انتخابات را به فرصتی برای تثبیت پیروزیهای مقاومت در جنگ 33 روزه تبدیل کنند.
مردم سالاری:کنفرانس خبری رئیس جمهور و چند پرسش
«کنفرانس خبری رئیس جمهور و چند پرسش»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم حمید رضا شکوهی است که در آن میخوانید؛
اشکال نشست های خبری رئیس جمهور و سایر دولتمردان این است که امکان چالش در آن وجود ندارد. خبرنگاری، پرسشی مطرح می کند و رئیس جمهور هر گونه که صلا ح بداند به آن پاسخ می دهد و اگر آن پاسخ، قانع کننده هم نباشد، فرصتی برای پرسش مجدد وجود ندارد. شاید به همین دلیل است که آقای احمدی نژاد ترجیح می دهد به جای حضور در گفت وگوهای اختصاصی با روزنامه ها، در نشست های خبری سخن بگوید یا صرفا با خبرنگاران صدا و سیما گفت و گو کند. نشست خبری اخیر آقای احمدی نژاد نیز فارغ از این ایراد نبود. به هر حال نکاتی را در مورد این جلسه خبری ذکر می کنم.
1-خبرنگاری در مورد شعار کابینه 70 میلیونی و انتقاد اصولگرایان از احمدی نژاد در مورد عدم استفاده از این ظرفیت سوال کرد و احمدی نژاد گفت: ما تعهدمان به 70 میلیون ملت ایران بوده و نه حزب، گروه یا دسته ای. طبیعتا آقای احمدی نژاد می دانند که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم، تنها حدود 6 میلیون رای کسب کرده بودند و آرای کاندیداهای دیگری همچون کروبی هم چندان تفاوت معنا داری با احمدی نژاد نداشت و هاشمی هم آرایی بالا تر از رئیس جمهور فعلی کسب کرده بود. در دور دوم انتخابات هم آرای احمدی نژاد تنها 17 میلیون بود و هاشمی رفسنجانی 10 میلیون رای کسب کرد و بیش از 10 میلیون نفر از واجدان شرایط شرکت در انتخابات هم پای صندوق ها حاضر نشده بودند. پس کابینه 70 میلیونی، تنها سهم حامیان احمدی نژاد نبود. آقای احمدی نژاد به گونه ای در مورد تعهد به 70 میلیون ملت ایران سخن می گوید که گویی همگی آنها به ایشان رای داده اند; در حالی که پرسش اصلی این است که چرا حتی اصولگرایان حامی احمدی نژاد هم- از خوش چهره و افروغ گرفته تا پدر داماد ایشان- پس از مدت کوتاهی به انتقاد از کابینه هفتاد میلیونی پرداختند؟ آیا در این کابینه 70 میلیونی، رقبا که هیچ، همفکران سابق هم جایگاهی نداشتند؟
2-دلا یل رئیس جمهور برای توجیه مطلوب بودن وضعیت اقتصادی کشور هم در نوع خود جالب توجه است. ایشان بدون اشاره به این که ایران دارای سومین نرخ بالا ی تورم در جهان است می گوید تورم جهانی باعث افزایش تورم در ایران شده و البته بخشی از تورم را هم به سهمیه بندی بنزین مرتبط می دانند. اما نمی گویند چرا قبل از آغاز بحران مالی جهان روند صعودی نرخ تورم در ایران در زمان دولت نهم آغاز شد؟
حال، بگذریم از این که برخی دولتمردان از تاثیرات کم بحران اقتصادی جهان بر ایران سخن می گویند اما وقتی پای موضوع تورم به میان میآید، افزایش نرخ تورم را به بحران جهانی ارتباط می دهند.
3-آقای احمدی نژاد گفتند که دولت نهم، باکمترین هزینه بلکه هزینه نزدیک به صفر، اهداف بلند سیاست خارجی خود را محقق کرد. در این زمینه فکر نمی کنم نیازی به تفسیر و توجیه باشد چرا که وضعیت ایران در عرصه بین الملل، اظهر من الشمس است. اگر صدور سه قطعنامه شورای امنیت در زمان دولت نهم برضد جمهوری اسلا می ایران، افزایش ادعاهای ارضی کشور های حاشیه خلیج فارس به ویژه امارات، تنگ تر شدن حلقه تحریم های- البته ناعادلا نه- اقتصادی بر ضد کشور، باز داشت دیپلمات های ایرانی در کشورهای همسایه از جمله عراق و پاکستان برای ماه ها و ... هزینه نیست، پس هزینه چیست؟ اصلا مختصات یک دیپلماسی موفق از دیدگاه رئیس جمهور محترم کدام است؟
4- آقای احمدی نژاد در پاسخ به پرسشی در مورد تشکیل نشدن جلسات شورای پول و اعتبار می گویند: دلیل این مساله قانون است. اما نمی گوید که مجمع تشخیص مصلحت نظام رای به احیای شوراهای منحل شده توسط دولت داده و همچنان این شوراها تشکیل نمی شود. پس جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام کجاست؟
5- رئیس جمهور محترم در پاسخ به پرسشی در مورد برنامه های صدا و سیما درباره کاندیداها گفت: دوستان در صدا و سیما گفتند باید فعالیت های روزانه دولت را کمرنگ منتشر کنیم و من هم گفتم اشکالی ندارد. منظور آقای احمدی نژاد از انعکاس کمرنگ فعالیت های دولت چیست؟ آیا پخش برنامه های تبلیغاتی از سفرهای رئیس جمهور و انعکاس برنامه هایی ویژه در مورد مقایسه دولت نهم با دولت های قبلی و پخش گفت وگوهای گزینشی به معنای انعکاس کمرنگ فعالیت های دولت است؟ آیا این انعکاس کمرنگ یعنی فعالیت های تبلیغی آقای احمدی نژاد به بهترین نحو با پوشش تصویری وسیع از هواداران پخش شود و از برنامه های پرشور سایر کاندیداها، تنها نمایی بسته از سخنران ارائه گردد؟
6- اما یکی از نکات جالب اظهارات آقای احمدی نژاد، بخشی بود که در مورد مافیای نفت صحبت کردند و گفتند که ما راه های دست اندازی به این ثروت را قطع کردیم و قطع خواهیم کرد. رئیس جمهور در این زمینه گفت در روز آخر تبلیغات به مردم خواهم گفت که اگر مرا انتخاب کنند در مورد کسانی که در درون سیستم حضور دارند و علیه آنها کار می کنند توضیحاتی ارائه خواهم کرد. پرسش من این است که چرا روز آخر تبلیغات؟ تازه آن هم در صورتی که مردم اورا انتخاب کنند؟ اگر قرار بر ارائه توضیحات بود، چرا طی این چهار سال ارائه نشد؟ آیا این امکان وجود ندارد که باز هم دوستان شفیق رئیس جمهور از او بخواهند که اسامی را از جیبش خارج نکند؟ وقتی این کار در این چهار سال اول انجام نشده، چه تضمینی برای اجرای آن در چهار سال دوم است؟
7- آقای احمدی نژاد در پاسخ به پرسشی در مورد توقیف روزنامه یاس نو گفته اند من شخصا مخالف توقیف روزنامه ها هستم و بعد هم بلا فاصله اضافه کرده اند در دولت قبل بیشترین توقیف اتفاق افتاد. قطعا رئیس جمهور محترم که به گفته خودشان سابقه شکایت از روزنامه سلام در دوران پیش از ریاست جمهوری را هم در کارنامه خود دارند به یاد می آورند که در دولت قبل، قوه قضائیه، روزنامه ها را توقیف می کرد و در زمان دولت فعلی، وزارت ارشاد که زیرمجموعه دولت است. پس این پرسش هم بی پاسخ می ماند و به این نکته ختم می شود که ایران آزادترین کشور است. اما ای کاش در همین حد باقی می ماند. چرا که رئیس جمهور پس از آنکه ایران را آزادترین کشور توصیف کرد گفت که کشیدن کاریکاتور او در روزنامه جرم است که ما دنبال نکردیم. پرسش این است که براساس کدام ماده قانونی، ترسیم کاریکاتور رئیس جمهور جرم است؟ در حالی که هیچ قانونی دراین زمینه وجود ندارد و طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلا می نیز، روحانی بودن روسای جمهور و حرمت لباس روحانیت نزد مردم مسلمان ایران موجب شد که هیچ گاه موضوع ترسیم کاریکاتور روسای جمهور مطرح نشود. از آن گذشته، مگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلا می دولت نهم، به صراحت اعلام نکرد که ترسیم کاریکاتور رئیس جمهور ایرادی ندارد؟ پس کدام را باور کنیم؟
البته در مورد نشست خبری آقای احمدی نژاد، مطالب بیشتری قابل ذکر است اما به همین حد بسنده می کنیم و امیدواریم این پرسش ها، حمل بر سیاه نمایی نشود. چرا که یک روزنامه نگار در کشوری که رئیس جمهورش آن را آزادترین کشور می داند حق دارد ابهامات خود را مطرح کند تا اگر هم اشتباهی در محاسباتش وجود داشت، متوجه شده و آن را اصلا ح کند.
قدس:انتخابات لبنان و اتهام زنی جدید به حزب الله
«انتخابات لبنان و اتهام زنی جدید به حزب الله»عنوان یادداشت روز روزنامهی قدس به قلم حسن هانی زاده است که در آن میخوانید؛در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی لبنان سومین مرحله از روند تخریب حزب ا... لبنان با انتشار خبری جعلی در روزنامه آلمانی اشپیگل آغاز شد.
روزنامه اشپیگل که با لابی یهودی آلمان روابط صمیمانه ای دارد، در گزارشی به دور از واقعیت اعلام کرد که حزب ا... عامل اصلی ترور رفیق الحریری نخست وزیر سابق لبنان بوده است.
این گزارش نشان می دهد که قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در یک سناریوی از پیش تعیین شده تلاش می کنند جریان 8 مارس در انتخابات پارلمانی لبنان که در 17 خرداد ماه برگزار می شود کرسی های کمتری در پارلمان به دست آورد.
نخستین مرحله از روند تخریب حزب ا... از مصر آغاز شد و آن زمانی بود که رژیم مصر پس از دستگیری سامی شهاب از رزمندگان حزب ا... مدعی شد که این حزب قصد ایجاد خرابکاری در مصر را دارد.
تحقیقات بعدی نشان داد که سامی شهاب قصد داشت تا کمکهای انسان دوستانه ای را برای محاصره شدگان فلسطینی شهرغزه بفرستد، اما رژیم مصر در یک برنامه سازماندهی شده مدعی شد که این رزمنده لبنانی قصد ایجاد ناامنی در مصر را داشته است.
رسانه های عربی و صهیونیستی در یک اقدام هماهنگ، تبلیغات گسترده ای را علیه حزب ا... آغاز کردند تا مقاومت اسلامی را در انزوای سیاسی قرار دهند.
اما با شفاف سازی سید حسن نصرا... توطئه مشترک مصر و اسرائیل خنثی شد.پس از شکست این طرح مرحله دوم پروسه تخریب حزب ا... با سفر جوزف بایدن معاون رئیس جمهوری آمریکا به لبنان آغاز شد.
جوزف بایدن که از طراحان اصلی براندازی نرم و انقلابهای مخملی است در سفر به لبنان آشکارا اعلام کرد که اگر حزب ا... در انتخابات پارلمانی پیروز شود آمریکا کمکهای اقتصادی و مالی خود را به لبنان قطع می کند.
معاون اول رئیس جمهوری آمریکا در ملاقات با سران جریان 14 مارس وابسته به سعد الحریری رئیس حزب المستقبل لبنان پشتیبانی آمریکا را از این جریان اعلام کرد.
این پشتیبانی نشان داد که آمریکا برای تأثیرگذاری بر انتخابات لبنان و تغییر روند انتخابات وارد صحنه شده و تلاش دارد رأی دهندگان لبنانی را به حمایت از جریان 14 مارس مجبور کند.
اما مرحله سوم پروسه تخریب حزب ا... انتشار گزارش اخیر روزنامه اشپیگل بود که ناظران سیاسی و مقامهای لبنانی را شگفت زده کرد، زیرا همه شواهد نشان می دهد که حزب ا... کوچکترین دخالتی در ترور رفیق الحریری ندارد.
مهمترین دلیل دخالت نداشتن حزب ا... در ترور الحریری، رابطه نزدیک وی با حزب ا... بود که همین امر سبب شد تا رژیم صهیونیستی بارها رفیق الحریری را به تقویت مقاومت اسلامی متهم کند.
طبیعی است این حملات تبلیغاتی حتی تا بعد از مشخص شدن نتایج انتخابات لبنان ادامه می یابد، زیرا آمریکا و غرب و برخی کشورهای عرب منطقه درصدد مصادره قدرت سیاسی لبنان به سود جریان غربگرای 14 مارس هستند.
آفرینش:مشارکت حداکثری مردم درانتخابات، زمینه ها وپیامدها
«مشارکت حداکثری مردم درانتخابات، زمینه ها وپیامدها»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم دکترمحمدمهدی مظاهری است که در آن میخوانید؛با نزدیک شدن به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، گروه های مختلف سیاسی در تلاشند با معرفی کاندیداهای خویش فضا را برای مشارکت حداکثری مردم و رقابتی نمودن آن فراهم سازند. حساسیت موضوع از آنجاست که این امر، ضمن ایجاد اجماع داخلی، می تواند نقش تعیین کننده ای بواسطه انتخاب عالی ترین مقام اجرایی کشور در سیاست های کلی نظام داشته باشد. اصولا در تعیین ساختار جمهوری اسلامی ایران به دو مقوله شکل ونوع حکومت اشاره می شود. براین مبنا جمهوری اسلامی ایران از حیث شکل حکومت جمهوری و مبتنی برآرای مردم است واز حیث محتوا حکومت اسلامی است. پس از اسلامیت و جمهوریت دو رکن اساسی این نظام محسوب می شوند. اصل حضور مردم در انتخابات در حقیقت به معنای حصول مشارکت دقیق و همه جانبه ملت درامر نظارت برکارگزاران حکومت ازیکسو و ضمانتی بر تحقق مردم سالاری واجرایی شدن اصول اسلامی از دیگرسو است در موارد اصل مشارکت موارد ذیل قابل تامل است.
1- انسانها ذاتا موجوداتی مدنی هستند، نیازهای اجتماعی دارند وتعامل و ارتباطات و تصمیم گیری های اجتماعی ویژگی انفکاک ناپذیر آنهاست.
2- رشد وتوسعه حاصل یک تعامل منطقی وکارگروهی در راستای تامین اهداف اجتماعی ودست یافتنی است.
3 -مشارکت ودخالت عامه در تعیین سرنوشت خویش از اصول مسلم زیست اجتماعی بوده ومبین آگاهی وبصیرت واعتماد به نفس عمومی دربیان وخواست منطقی خویش برای حفظ وپویایی وکمال فردی وجمعی می باشد.
4 -جامعه ای که نتواند به طرق مقتضی یک پیوند تنگاتنگ وپویا با عوامل پیشرفت برقرار نماید، در پاسخگویی به الزامات محیطی عاجز می ماند و برای گریز از ضعف درونی خویش به خود محوری وگریزازضرورت های مورد لزوم محیطی دست می یازد.
5- اصولا آدمی درکارگروهی ظهور کرد وتوانست استعدادها وتوانمندی های خلاق وپویای خویش را بروز دهد، پس مبدا ومبنای حرکت آدمی برمشارکت ودخالت جمع برای رفع معضلات محیطی بوده است وانسانها از طریق مشارکت با توسعه ظرفیت های انسانی به توسعه همه جانبه دست می یابند.
6 -مشارکت در ذات خود یک پویایی وبالندگی را به همراه دارد و پویایی وبالندگی حاصل کار اجتماعی مفید درپیوند با تولید وفرهنگ مرتبط با آن موجودیت می یابد.
7- مشارکت، انحصار طلبی وخودمحوری را به سوی تبادل افکار و عقاید وفضای بازی برای اعتلای اندیشه و مهارت های مورد لزوم سوق می دهد.
8- انتخاب وتصمیم گیری در اسلام وقتی ارزش دارد که برپایه دانش وبینش واختیار باشد نه براساس جهل وتحریک واجبار.
9- جامعه پذیری، همبستگی عمومی و وفاق ملی در انتخابات تجلی می یابند.
آثار مشارکت:
استقرار واستحکام جامعه مدنی مبتنی بر مشارکت مردمی درعرصه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی واقتصادی می باشد. این مشارکت زمانی تحقق خواهد یافت که مردم را صاحب کرامت، محترم وصاحب حقوق بدانیم اگر مردم خود را صاحب مملکت وصاحب حقوق بدانند با جان ودل مسئولیت های خود را خواهند پذیرفت وتمامی توان خود را جهت تحقق اهداف مشارکت حداکثری به کار خواهند گرفت. انتخابات بدون حضور جریان ها وچهره های فعال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی صحنه بدون رقابت وبدون روح است، با روند موجود و حضور چهره های شاخص در رقابت های اخیر می توان به حضور آگاهانه ومشارکت حداکثری مردم امیدوار بود. رقابت سازنده و پرنشاط ولی قانونمند واخلاق مدار با تکیه بر توانمندی های کاندیداها در ارائه برنامه های دقیق مدیریتی می تواند به انتخابات آگاهانه توام با خلق فضای شفاف بینجامد.
وحدت ملی در معنای حقیقی وکلان خود، فارغ ازهرگونه تنگ نظری های گروه های مختلف سیاسی به معنای پیوستگی ملی وهمبستگی عمومی تعریف می شود که تبلور وتجلی عینی آن را می توان در انتخابات یافت وازاین حیث محتاج تعمیق مشارکت سیاسی مردم هستیم. در حقیقت مشارکت سیاسی نشانه ای از وجود وحدت ملی وداخلی است وبه هرمیزان این مشارکت عمق یافته تر باشد، پیام آور وحدتی است که بازتاب آن درجهان پیرامونی عامل یاس مخالفان جمهوری اسلامی خواهد شد. یکی ازآثار مشارکت حداکثری و بازتاب های آن، انعکاس علاقمندی ملت واصرار آنها برهویت ایرانی، اسلامی خویش است. تعمیق مشارکت سیاسی که یکی از سمبل های حضور در انتخابات می باشد به معنای مهر تایید براین عامل قوام بخشی ملت یعنی هویت ملی محسوب می گردد.
درطول تاریخ، وحدت ملی وانسجام داخلی ازعوامل ناکامی دشمنان این مرزوبوم در رسیدن به اهدافشان بوده است. در شرایطی که برخی از کشورهای منطقه باجعل اسناد وسرسپردگی به قدرت های فرامنطقه ای در تلاشند وحدت ارضی وملی ایران را خدشه دار سازند، درچنین شرایطی اقتضای حصول وحدت ملی، تعمیق مشارکت سیاسی وحضور درعرصه انتخابات می باشد. حضور در انتخابات ریاست جمهوری ازآن جهت که به تعیین رئیس قوه مجریه ونهاد اجرایی توسط مردم معطوف است، لذا اسباب مقبولیت نظام را فراهم می سازد، یقینا بیش از هر انتخاباتی بازتاب دهنده و منعکس کننده وحدت ملی است.