میثم خیرخواه: «سیامو آمده بود که برود.» این اولین جمله از اولین داستان اولین کتاب شهره احدیت است. «سیامو» مجموعه 8 داستان کوتاه از شهره احدیت است که نشر نی روانه بازار کتاب کرده است، مجموعهای که گویا قرار بوده با 16 داستان منتشر شود ولی حالا در برگیرنده 8 داستان است.
«سیامو» روایت یک زن تنهاست؛ زنی تنها با خصلتهای عمیق مادرانه. و همین تنهایی است که بهانه روایت داستانها میشود. مردها یا مردهاند یا گم شدهاند و از آنها چیزی نمانده جز خاطرهای در قاب یک عکس و یادی در ذهن یا جنازهای بیحرکت. علی در داستان اول مرده، حمید در داستان دوم شهید شده، مردی در داستان دوم گم شده، آقاجون در داستان پنجم مرده و جسم بیحرکت مردی روی تخت مانده، در داستان ششم دختری به مردی فکر میکند که اگر بود دختر بیاصل و نسب نبود و .... اما در همین بیحضوری هم سایه سنگین مردانهشان حضور دارد. این مجموعه قصد ندارد یک تصویر سیاه و سفید جنسیتی بسازد و در بیشتر داستانها تنها از زاویه نگاهی زنانه، تنها مصائب نگاه اجتماعی «زن منهای مرد» را نظاره میکند.
کد خبر: ۲۵۴۲۳۱
در این مجموعه اما 2 داستان را مردها روایت میکنند. داستان «مات» که از قضا شاید بهترین داستان این دفتر باشد و داستان «مار.» این دو داستان نگاهی عمیق و روانشناسانه به زوایای درونی خصلتهای مردانه دارد. تصویر تکاندهنده داستان مات از آن تصویرهای ماندگار داستانی است که در خاطره خواننده میماند. «طوطی مال بچه قرتیاس. یه چیز مردونه ببر.» به این ترتیب یک پرنده شکاری وارد خانه میشود، تشخص مییابد و یک هویت مردانه میسازد تا داستان تبدیل به یک کشمکش ذهنی شود برای راوی داستان. نویسنده زن این مجموعه بخوبی به بعد روانی جنس مخالفش توجه کرده و تنها به بیان و زبان و تظاهرات مردانه اکتفا نکرده و بخوبی از پس روایت مردانه این 2 داستان برآمده.
روایتها در مجموعه «سیامو» روان و دلچسبند. نویسنده بیآنکه تعلیق پررنگی ایجاد کند به مدد روایت موجز و نثر سالم، داستان را پیش میبرد. داستانها خوب شروع میشوند و خوب تمام میشوند و اثرشان را میگذارند. همه چیز حساب شده و بجا انتخاب شده. از کلمات اضافی و خرده روایتهای بیهوده خبری نیست و داستانها در کوتاهترین شکل روایت شدهاند.اگر شما هم میخواهید خستگی خرید و پرسه زنی چند روزه نمایشگاه را از تن بیرون کنید و احساس کنید که کار مفیدی کردهاید «سیامو» شروع خوبی است.