در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدرس صادقی در معرفی این کتاب میگوید: «تاریخ سیستان داستان یک سرزمین است، از زمان ساختنش به دست بانیان خودی تا خراب شدنش به دست مهاجمان بیگانه. قهرمان این داستان خود سیستان است و ما ماجرای او را از ابتدا، از زمان ساختنش تا زمان سقوط و انحطاط به روایت نویسندهای میخوانیم که خود در انتهای داستان یعنی دوره انحطاط نشسته است و با مرور گذشته در پی آن است که ببیند چه شد تا کار به اینجا کشید. او بیآن که اسیر احساسات یا مبالغهگویی و قصهبافی باشد حکایتش را جزءبهجزء و سرراست بازگو میکند و چون از قدم اول به روشنی میداند که چه میخواهد بگوید بدون وقفه و بدون هیچ انحراف عمدهای از خط اصلی داستان قرص و محکم و با اعتماد به نفسی پیگیر پیش میرود و شاید به همین دلیل در میان متون فارسی به جا مانده از قرن پنجم هجری هیچ متنی با ساختاری چنین سنجیده و منسجم نمییابید... زبان متن سخت موجز و خالی از هرگونه حشو و زوائد و خودنمایی و تکلف است و این هم سوال جواب یعقوب با مرد دبیری که در زمان غیبتش او را برای تجسس احوال به سیستان فرستاده بود: «گفت به مظالم بودی؟ گفتا بودم. گفت هیچ کسی از امیر آب گله کرد؟ گفت: نه گفت: الحمدلله. گفت به چوب عمار گذشتی؟ گفتا گذشتم. گفت کودکان بودند آنجا؟ گفت: نه گفت الحمدلله. گفتا به پای مناره کهن بودی؟ گفتا بودم. گفت روستاییان بودند؟ گفت نه. گفت الحمدلله. پس مردخواست که سخن آغاز کند و نسختها عرضه کند، یعقوب گفت بدانستم. بیش نباید.» با همین سوال و جواب مختصر و مفید یعقوب (لیث) پی به همه ماجرا برده است و نیازی به توضیح اضافی نیست...» خلاصه که خواندن این متن لذت فراوانی را نصیب شما میکند. باهم چند خطی از کتاب را میخوانیم: ...« و بنا کردن سیستان آن روز بود که گرشاسب دانان جهان را گرد کرده بود که من شهری بنا خواهم کرد به روزگار که ضحاک همه جهان همی ویران کند و آزادگان جهان را همی کشد و از جهان به جادویی همی برکند، تا مردمان عالم را سامهای باشد که او را بر شهری که من کرده باشم فرمان نباشد. اما چنان خواهم که نیکو نگاه کنید و از هفت و چهارده و دوازده بنگرید و حساب کنید و به وقتی ابتدا کنید که سعد باشد، بیهیچ نحس، چنان که دیگراه بماند. چندانی که حد امکان باشد. هرچند که جهان و هر چه اندر اوست بر گذر است و همه به آخر ناچیز گردد. ایشان بر فرمان او بسیار درنگ و روزگار کردند، تا وقتی نگاه کردند و گفتند اکنون بنا کن!...»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: