دو سه ماهِس گُذِرم به کافهای افتادِس / عَجِبا کافه که بیدار و درخت آبادِس
در شگفتم زچه رو اینهمه شیدا دارِد / نکنِد صاحبِش اِز بینی فیل افتادِس؟
دنج آ (و*)1 شیک، دولوکس آ (و) بیست، آ باصفا و بیریا / جنسش اِز کاغِذس آ مرامش اِز فولادِس
عَجِبِس هرچی که هس دل ز منی (منِ) بیدل برد / به گِمونم صَحَبش(صاحبش) تو صیدی (صیدِ)دل استادِس
چون چِلِسمه *2 نمِکی اما شیرین چون پولِکی / تو خرند(صحن،حیاط) قصر دل نغمه دل سردادِس
چِمچِمالس (ناخوش است)حال من سه شنبه بیکافه باشم / هفتههای من بدون جامجم بربادِس
ای خدا شکرتو که تو عالمی(عالمِ) ناشادم / دل ناقابل من به نسل سوم شادِس
-1* اصفهانیها به جهت تسریع ریتم کلامی به جای واو ربط از (آ) استفاده میکنند. مثلا من و کافه رفیق هستیم.....من آ کافه رفیق هستیم!
-2*چِلِسمه = چل اسمه = چهل اسمه = آجیل اصفهانی
صونا (یک خاطره طنز:) من سوم راهنمایی بودم. آخرای سال بود، معلممون داشت درباره امتحانا صحبت میکرد. همه داشتن حرف میزدن من و دوستم راس راس جلوی چشم معلممون داشتیم حرف میزدیم. وسط اون همهمه معلممون خیلی دوستانه گفت شما 2 تا پاشیدبرید بیرون ما شنیدیم اینو گفت؛ اما اینقدر صمیمانه گفته بود خیلی عادی بدون اینکه بگیم معذرت میخوایم و اینا پا شدیم رفتیم بیرون. خیلی سریع. انجام شد نفهمیدیم چه خبره؟
تا در رو بستیم تازه فهمیدیم اصلا چرا اومدیم بیرون. فهمیدیم ما رو معلممون انداخته بیرون از قاطی بودنمون سه ساعت خندیدیم. جالب تر اینکه اصلا پیش مدیر ناظم هم نرفتیم که بگیم ما رو از کلاس بیرون انداختهان. اولین بارمون بود و نمیدونستیم شرایطش چیه خلاصه تو راهرو نشستیم و ادامه صحبتا. گذشت، بعد از یهربع، یکی از بچهها اومد گفت: بیاین داخل. باز ما یاد کاری که کردیم، افتادیم وهی بخند وهی بخند.با هزار تا زور خندمون رو نگه داشتیم و رفتیم کلاس و قبل اینکه معلممون حرف بزنه گفتیم ببخشید. همه انتظار داشتن ما با چشمای باد کرده و قرمز بیایم کلاس اماخوب دیگه...