نقد و بررسی 2‌ شعر جوان

این هفته و در بخش کارگاه شعر جوان جام‌جم، 2 شعر را از میان آثار رسیده انتخاب کرده‌ایم و همراه این شعرها نظرات شاعر معاصر، دکتر محمود اکرامی‌فر را می‌توانید بخوانید.
کد خبر: ۲۴۹۷۸۷

غم گندم خطر«باز» کبوتر این است
کمترین دردسر داشتن پر این است!
دام را دید کبوتر ولی از وحشت«باز»
با خودش گفت: فرودآی که بهتر این است!
گرچه از پشت زدن رسم جوانمردان نیست
غم نداریم اگر خصلت خنجر این است!
اولین درس پیمبر شدنش بود عجب
یوسف آموخت ته چاه برادر این است!
معنی تخته توفان‌زده در ساحل چیست؟
‌ آخر کشتی در موج شناور این است!
شعله آهسته به خاکستر حیرت زده گفت:
غم نخور عاقبت سرو و صنوبر این است!

حسین جنتی

فرشته‌ای ‌است در خانه...

فرشته‌ای است (1) در خانه چون گلی شب‌بو
کسی که می‌زند او به لباس من اتو
زنی ‌ فرشته خصالی  کسی که در خانه
غبار زندگی‌ام را زدوده با جارو
تمام زندگی‌ام را نموده گلدوزی
به آب و رنگ دلش با اشارت ابرو
پر از قداست مریم نموده کشکولم
به خانقاه دلش صوفی‌ام زنم هوهو
کمین و دام مهیا نموده‌ام او را
شده است دشت نگاه مرا، غزال آهو

علی کفشگر

اکرامی‌فر: در شعر اول سروده آقای جنتی، شاعر سعی کرده است از ایهام استفاده کند و این تکنیک در برخورد با کلمه «باز» بخوبی به چشم می‌آید.این آرایه در بیت دوم بسیار خوش نشسته است، اما در بیت اول چندان نتوانسته در خدمت شعر باشد.اما مساله دیگر بحث جبر و اختیار است که در این شعر مهم‌ترین دغدغه شاعر بوده است:

دام را دید کبوتر ولی از وحشت «باز»
با خودش گفت: فرودآی که بهتر این است!

این بیت تفکر اختیاری بودن زندگی را ترویج می‌کند، ولی در برخی ابیات مثل دو بیت پایانی جبرگرایی مطرح می‌شود.

اما در شعر دوم‌ که علی کفشگر آن را سروده به نقش زن به عنوان یک همسر پرداخته شده است.

البته نگاه شاعر به همسر در این شعر بیشتر ابزاری است تا شخصیتی. به عبارتی برای معرفی و شخصیت‌پردازی همسر از مولفه‌هایی مانند جارو کردن، گلدوزی و اتو کردن استفاده می‌کند.

بیت ابتدایی شعر هم از نظر وزنی دچار مشکل است و به نظر می‌رسد آقای کفشگر باید در این زمینه بیشتر دقت کند.

درباره زبان شعر هم باید گفت شاعر هنوز نتوانسته به زبانی یکدست و منسجم برسد و میان یک زبان کهنه و نو در حال نوسان است.

1- با تاسی از شعر محمدسعید میرزایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها