اول از خودت بگو و خانوادهات!
اسم کامل من «ژان دی نگودی» است. سال 1983 در کامرون متولد شدم، مادرم حدود 5 سال قبل و پدرم 8 سال قبل فوت کردند. در حال حاضر 4 برادر و 2 خواهر دارم.
زندگی در ایران برایت راحت است؟
واقعا ایران را خیلی دوست دارم، اما برای زندگی کشور انگلیس را بیشتر از هر جای دنیا دوست دارم.
یعنی حاضر نیستی با یک دختر ایرانی ازدواج کنی؟
اتفاقا چرا! دوستم دنی الروم به من گفته که زنهای ایرانی بسیار خوب هستند، اما در عین حال هر چه خدا بخواهد همان میشود.
رابطه خانوادهات با ورزش چطور است؟
برادرم هم اهل فوتبال است و به نظر من بازیکن خیلی خوبی هم است. او فعلا در کامرون و در تیم دلتا بازی میکند.
چطور شد که بعد از مالزی و اوگاندا به ایران آمدی؟ آن هم ابومسلم!
دوست خیلی خوبم، «ژاک الونگ الونگ» که الان در سپاهان بازی میکند با من تماس گرفت و گفت که به اینجا بیایم، قبل از آمدنم خودش همه کارها را کرده بود.
به نظر تو الان بهترین بازیکن ایران چه کسی است؟
من در ایران بازی علی کریمی و کریم باقری را میپسندم.
اهل فیلم دیدن هم هستی؟
گاهی وقتها تلویزیون میبینم.
مثلا90؟
اتفاقا نه! این فیلمی که شبها میگذاشت و یک آقایی درش میگفت «بفرمایید»، «بله!»
«مرد دو هزار چهره»؟
بله! همان که دستش را این طوری میکرد (به تقلید از مهران مدیری دستش را تکان میدهد.)
سینما چطور؟
سینما دوست دارم، اما چون زبانشان را نمیفهمم نمیروم. ولی در کشورم فیلم زیاد میدیدم.
مثلا چه فیلمهایی؟
اسمش را یادم نیست.
کلا اوقات بیکاریات را چه کار میکنی؟
بیشتر در کافینت هستم یا این که استراحت میکنم شاید هم برای خرید بیرون بروم.
حتما این روزها حرم هم میروی؟
آره، دوستانم من را تشویق کردن که مسلمان شوم برای همین به حرم امام رضا(ع) رفتم و یک روحانی کمک کرد تا شهادتین را بگویم.
حالا از این تغییر دین راضی هستی؟
بله، من دین اسلام را خیلی دوست دارم. هم دین اسلام را هم امام رضا(ع) را. اصلا اسمم را هم عوض کردهام گذاشتم «رضا.»
مردم ایران چطور مردمی هستند؟
مردم خیلی خونگرم و مهربانیاند. آنها همیشه من را در خیابان مورد لطف قرار میدهند و میگویند سلام ژان، دوستت داریم!
مسعود حکمآبادی