همین امروز هم اگر گذرتان به این منطقه کوچک از تهران بیفتد و چندان در خیال حق معنوی مولفان و مصنفان نباشید و بیخیال ضرر و زیان آهنگسازان، خوانندگان و شرکتهای فعال در حوزه موسیقی شوید و به عبارت سادهتر اخلاق را زیر پا بگذارید، میتوانید با یک اسکناس 5 هزار تومانی، تمام آنچه را که یک هنرمند عرصه موسیقی در طول عمرش خلق و یک شرکت و موسسه هنری در مدت چند سال تولید کرده است، بخرید و با فراغ بال گوش دهید.
اگر حوصله پاشنه بالا کشیدن کفشتان و هموار کردن رنج سفر درون شهری را هم ندارید، میتوانید پای کامپیوتر نشسته، وارد اینترنت شده و به صدها سایت و وبلاگ که آثار موسیقی کلاسیک، سنتی و پاپ ایرانی را در اختیار خلایق قرار دادهاند، سر بزنید و هر آنچه را میخواهید دانلود کنید؛ البته این اقدام تنها یک هزینه دارد و آن هم زیرپا گذاشتن حق هنرمندانی است که ماهها برای خلق یک قطعه موسیقی تلاش کردهاند. شاید از خودتان بپرسید این حجم بالای کپیهای یک اثر موسیقایی از کجا سرچشمه میگیرد و چنین در کوچه و خیابانهای شهر و کانالهای اینترنتی جاری میشود. پاسخ ساده است: یک شیر پاک خورده میرود یک سیدی اصل آلبوم را میخرد، قفلش را میشکند و بدون هیچ نگرانی و عذاب وجدان آن را کپی میکند.
در حال حاضر به حدی کپیهای غیرمجاز و ارزانقیمت از آثار موسیقی در بازار موجود است که دیگر کسی تمایل به خرید اصل آنها را ندارد. در وضعیتی که کپی آلبومها و قطعات موسیقی به راحتی در کنار خیابانها و دنیای اینترنت عرضه میشود، بیشک بازگشت سرمایهای برای تولیدکنندگان و خالقان وجود نخواهد داشت.
از تصویب اولین قانون جهانی حمایت از حقوق صاحبان اثر بیش از 120 سال میگذرد و عمر اولین مصوبه ملی در این حوزه به 39 سال میرسد که در چند سال گذشته تغییراتی کرده و تا حدی هم به روز شده است. با این وجود در این عرصه هنوز خلا‡های قانونی وجود دارد و اجرای همان قوانین نیمبند نیز پشتوانه محکمی ندارد. در چند سال گذشته، بسیاری از هنرمندان و سرمایهگذاران حوزه تولید و نشر موسیقی که هستیشان به غارت رفته است، گروههایی تشکیل داده و وکیل هم گرفتهاند، اما کمتر به نتیجهای رسیدهاند. واقعا در این بازار بلبشو و بیحساب و کتاب غیرقانونی چگونه میتوان یقه کسی را به عنوان مقصر گرفت؟
سر و سامان دادن به فضای تولید و نشر آثار موسیقی نیازمند هماندیشی و همراهی مسوولان وزارت ارشاد، جامعه هنری، قوه قضاییه و البته همکاری مردم است تا بتوان در سایه آن، بازار غیرقانونی و غیراخلاقی این عرصه را برچید. گاه و بیگاه از گوشه و کنار زمزمهها و نویدهایی در این راستا به گوش میرسد که البته رسا و محکم نیست، باشد که در سال 1388 شاهد اقدامی جدی در این ارتباط باشیم.