مرغک خوبی داشتم
خوب نگهش نداشتم
شغاله آمد و بردش
سرپا نشست و خوردش
خب اول شما به همراه «مرغک»تان وارد میشوید. میتوانید بگویید محلی که به آن وارد میشوید کجاست؟ اتاق است یا حیاط؟ شاید هم وارد باغی میشوید. خودتان در این باره تصمیم بگیرید.
مرغکتان چه نوع مرغی است؟ چطور حرکت میکند؟ بزرگ است یا کوچک؟ کسی که نقش مرغک را بازی میکند باید از طریق بازی خود به ما نشان بدهد که چگونه مرغکی است.
بسیار خب، حالا چه میکنید؟ آیا سرگرم کار خودتان میشوید و مرغکتان را به حال خود میگذارید، یا ترجیح میدهید با او بازی کنید؟ شاید هم بخواهید غذای مرغک را بدهید.
خوب فکر کنید و تصمیم بگیرید که چه میکنید.
ناگهان شغالی وارد میشود. میتوانید بگویید که او چه نوع شغالی است؟ کسی که نقش شغال را بازی میکند باید از طریق بازی خود به ما نشان بدهد که او چگونه شغالی است؟ زمانی که شغال وارد میشود شما کجا هستید؟ آیا اصلا متوجه ورود او میشوید یا نه؟ شاید برای انجام کاری مرغکتان را تنها گذاشتهاید یا شاید برای رفع خستگی ترجیح دادهاید کمی دراز بکشید.
به هر حال خوب فکر کنید و تصمیم بگیرید که در لحظه اول شغال را میبینید یا نه؟ مرغکتان چطور، آیا شغال را میبیند؟ شغال به مرغک نزدیک شده و او را میگیرد. در این لحظه شما کجا هستید؟ آیا این اتفاق را میبینید؟ اگر این طور است دیدن این منظره چه احساسی در شما ایجاد میکند؟ میترسید یا نه؟ چه میکنید؟ آیا از ترس پا به فرار میگذارید یا سعی میکنید راهی برای نجات مرغکتان از چنگ شغال پیدا کنید؟
درباره تمام این چیزها تصمیم بگیرید. مرغکتان چه میکند؟ وحشتزده تسلیم شغال است یا سعی میکند فرار کند؟
شغال بالاخره چگونه مرغکتان را میخورد؟ او را همان جا میخورد یا به جای دیگری میبرد. پس از این که درباره همه چیز تصمیم گرفتید شعر را نمایش دهید.
اشعار کودکانه دیگری نیز وجود دارد که شما میتوانید آنها را بازی کنید.