پیام یونسی‌پور

این خودت هستی؟

علی کفاشیان هرگز نمی‌تواند در تاریخ فوتبال ایران، بجز نامی که در یک کتاب تاریخی به ثبت می‌رسد و او را به عنوان مدیری که مدتی بر مسند ریاست تکیه زده معرفی می‌کند، صاحب نامی ماندگار در تاریخچه قطور فوتبال ایران شود؛ نامی که نه فقط در شفاهیات روزمره و کوچه بازاری فوتبال فارسی از آن یاد خواهد شد بلکه حتی در مقام مقایسه با دیگران قرار خواهد گرفت.
کد خبر: ۲۴۶۴۴۱

امروز که می‌خواهیم ناکامی در دسترس فوتبال ایران را در قابی قرار دهیم و بر سر خود بکوبیم، هیچ مقایسه‌ای میان او و رئیسی کامیاب‌تر از او وجود ندارد. کسی نمی‌گوید با چه پارامترهایی علی کفاشیان یک ناکام است و با همان پارامترها، محمد دادکان را باید موفق دانست. علی کفاشیان را با صفایی فراهانی در 2کفه ترازوی نگاه منتقدان و کارشناسان و حتی حرف‌های پراکنده مردم هم ندیده‌ایم و این شگفت‌انگیز است که امروز برعکس تمامی ادوار پیشین، نگاه عمیقی به ریاست فدراسیون فوتبال نیست. دلیلش را چه می‌دانید؟

*‌*‌*‌

کفاشیان فاکتورهای لازم را برای جدی گرفته شدن ندارد. شاید دیده باشید مدیرانی را که لبخند می‌زنند و در عین حال بر مجموعه خود تسلطی کامل دارند؛ اما کمتر به یاد می‌آوریم مدیرانی موفق را که در پاسخ به ابهام مدیریتی خود دچار مکث، لکنت و کندی در پاسخ شده باشند، هرچند در کارنامه قطور مدیریتی علی کفاشیان می‌توان سال‌ها ریاست و مدیریت ورزش کلان کشور را دید، ولی این نکته قابل چشم‌پوشی نخواهد بود که همین مرد هرگز در تیررس نگاه منتقدان و کارشناسان درجه اول ورزش قرار نگرفته است. او هرچند می‌کوشد تا حدود زیادی از دموکراسی و قاعده چند صدایی در فدراسیون فوتبال استفاده کند و خود را در قامت مدیری خودرای نشان ندهد، اما در حقیقت به مرور زمان این حقیقت تلخ را ثابت کرده است که در مقابله با نقصان‌های فدراسیون خود مقاومت نمی‌کند.

شکست مقابل عربستان، فقط نتیجه‌ای بود که روی اسکوربرد ورزشگاه آزادی نقش بست و بعد تیم ملی ایران را برای صعود دچار تردید بزرگی کرد؛ اما علی کفاشیان که هرگز در روزهای کامیابی به اندازه نایبان خود و مدیران زیرمجموعه‌اش برجسته نمی‌شود، یک تنه مقابل سیل انتقادها تنها ماند. او مانند مدیری مقابل رسانه‌ها قرار گرفت که گویی در فدراسیون خود هیچ کارمندی ندارد و خود ارشد و مرشد مجموعه‌اش است. هرچند شهامت او به عنوان تنها مدیری که حاضر به پوزش شد، قابل ستایش است، اما باید از او پرسید آیا تمامی آنچه بر تیم ملی ایران می‌گذرد، خواست و برنامه او بوده که حالا برای نرسیدن به هدف نهایی عذرخواهی می‌کند؟

علی کفاشیان چگونه علی دایی را به عنوان اول شخص نیمکت تیم ملی انتخاب کرد؟ سیمای او هر بار برابر چنین پرسشی رنگ عوض می‌کند و هرگز زبانش قادر به گفتن جمله‌ای مشابه آنچه در نوبت قبل توضیح داده، نیست. علی کفاشیان البته در مقابل تمامی برنامه‌هایی که سرمربی وقت تیم ملی ارائه می‌کرد سازش و نرمی نشان می‌داد و از شعار عزم ملی برای صعود سود می‌برد. آیا عزم ملی دراین بود که بازیکنان تیم ملی طی 2 هفته 6بازی فشرده داشته باشند، در حالی که 3 بازی آن تدارکاتی‌های بی‌حاصل، یکی بازی با عربستان و 2 دیدار دیگر لیگ قهرمانان آسیا است؟! کفاشیان با همین پارامترهای خلاصه و مفید در تیررس چنین مقالی قرار می‌گیرد که شاید حتی از دیدگاه نگارنده نیز بیرحمانه باشد.

*‌*‌*‌

کفاشیان هرگز سیمایی پرخاشگر و عصبی از خود نشان نداده است. در عین حال او هرگز مردی فراموشکار هم نیست. پس نمی‌تواند از یاد ببرد که وقتی محمد مایلی‌کهن در راهروی فرودگاه مهرآباد (در نقش سرمربی تیم امید) از او که آن زمان دبیرکل کمیته ملی المپیک بود خواست از حدود خود فراتر نرود، در پاسخ به مایلی‌کهن به خبرنگاران گفت: «ما حرف خودمان را به فدراسیون فوتبال زده‌ایم. ایشان گزینه مناسبی برای رهبری تیم امید ایران نیستند.» آیا او فراموش کرده است که چندی بعد وقتی دادکان حکم اخراج و قطع همکاری با مایلی‌کهن را امضا کرد، گفت: «زمان را از دست داده‌ایم؛ ولی هرجا جلوی ضرر را بگیرید منفعت است...» حالا محمد مایلی‌کهن با چه پشتوانه اعتقادی در تیم ملی ایران از همین مدیر، حکم سرمربیگری تیم ملی را دریافت می‌کند؟

کفاشیان بی‌شک مقصر نیست. لااقل این بی‌گناهی را می‌توان بر اساس پارامترهای شخصی او اعلام کرد. مردی که پس از جلوس بر کرسی ریاست فدراسیون فوتبال، تمامی مهره‌های سازمان تربیت‌بدنی را در مجموعه‌اش حفظ کرد و چشم بر ناکارآمدی بسیاری از آنها بست و نشان داد با گوش سپردن به نصایح یا به قول خودش، رهنمون‌های دوستان، گذشته و آینده مدیریتی‌اش را دستخوش بازی قرار داده است. آیا همین که او در انتخاب علی دایی کمترین نقش را بازی کرد و صرفا قرارداد او را با امضای خود رسمیت بخشید، موانعی را برای موفقیت تیم ملی همراه نیاورد؟

علی کفاشیان هرچند امروز حکم مردی را امضا می‌کند که لایق‌تر از بسیاری از گزینه‌ها برای رهبری تیم ملی بودند، اما باز هم این واقعیت در وجود او خواهد بود که قادر به هضم یک همکاری بی‌نقص با سرمربی تیم ملی نخواهد بود.

*‌*‌*‌

فدراسیون فوتبال ایران، هرگز رئیسی را بیش از 6سال در راس مدیریت خود ندیده است. امروز این پرسش وجود دارد که آیا پس از کنار رفتن کفاشیان از فدراسیون فوتبال، مقایسه میان دادکان با خصیصه‌های کاملا خودرای و خودمحور و کفاشیان با ویژگی‌هایی به قول خود دموکرات و به نظر منتقدانش توصیه‌پذیر، باز هم فوتبال ما را به سوی همان مدیریت تک محور پیش خواهد برد؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها