سالهاست که تماشاگران انگلیسی را به عنوان جنجالیترین و تماشاگران ایرانی را مؤدبترین تماشاگران میشناسیم و برای خودمان هورا میکشیم. اما مسابقهای نیست که داوران را به انواع نوازشها اعم از سنگ و بطری و نارنجک و ناسزا نوازش نکنیم.
در چند سال گذشته دیداری را به یاد نمیآوریم که بازیکنان حریف اعم از خارجی یا داخلی را به ضرب نارنجک و دود به زمین نینداخته باشیم و... حکایت بهترین تماشاچی بودن ما سالهاست که دیگر از صفحه مطبوعات و قلم نویسندگان خداحافظی کرده است.
حالا باید منتظر شنبهها و سهشنبهها باشیم تا در دیدارهای اروپایی، بهترین تماشاگران را به همراه بهترین فوتبالیستها تماشا کنیم و حسرت بخوریم. حسرت روزهایی که «تماشاگرنماها» در ورزشگاههای ما پیدا شدند و هیچکس به فکر درمان و اصلاح و جذب آنها به داخل «تماشاگران مؤدب» نیفتاد. تا آنجا که بیماری تماشاگرنمایی به همه جای همه ورزشگاهها سرایت کرد و آمار فروش و استفاده از نارنجک را چنان بالا برد که AFC برای بهترین تماشاگران جهان (یعنی ما) محرومیت نوشت.
حالا باید بهترین تماشاگران جهان نیمههای شب به تماشای بدترین تماشاگران جهان بنشینند و با تعجب ببینند که آنها تیمشان در حساسترین دیدار میبازد، اما به احترام بازیکنانشان و تیمشان میایستند؛ کف میزنند و تشویق میکنند.
حالا بهترین تماشاگران جهان باید به تماشای مربی تیم بازندهای بنشینند که به سمت داور، مربی و بازیکنان حریف میرود و با آنها دست میدهد و تبریک میگوید.
بهترین تماشاگران جهان حالا نمیدانند این رفتارها را چگونه باید با جملات آن مدیرعامل محترم تیم ... مقایسه کنند که پس از باخت تیمش خطاب به داوران در رسانه ملی و جلو چشم میلیونها تماشاچی میگفت: ... من نمیدانم اینها را از داخل کدام جوی آب میگیرند و میآورند؟!
حالا ما در به در به دنبال اخلاق گمشدهای باید بگردیم که سالها به آن مزین و مفتخر بودیم. اخلاقی که با نارنجک و ناسزا منفجرش کردیم.
ابراهیم زاهدیمطلق