حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«نوروز ایرانی است»، برنامهای بود که با همین رویکرد در شبکه 4 سیما سامان یافت و با این شعار سعی کرد تا با تمهیداتی نسبت انواع پاره فرهنگ و باورهای اقوام مختلف ایرانی را با نوروز یکی از جلوههای تابناک فرهنگ ملی، روشن کند. چنین کوششی، با همه پیشینهای که در رسانههای مکتوبی از جمله روزنامه، هفتهنامه، ماه و فصلنامهها یا برنامههای رادیویی دارد، در تولیدات تلویزیونی کمتر انجام گرفته و اگر توجهی شده، به عمق و درخشش معنایی و هنری این برنامه نبوده است.
برای کسانی که معمولا تولیدات این شبکه را در شکل ترکیبی میزگرد و یا سخنرانی میبینند و آن هم از طریق گفتگو و سخنرانیهای طولانی و با ضرباهنگی کند و با جنبههای بصری کمرنگتر تهیه برنامهای از جنس «نوروز ایرانی است» به علت بهرهمندیش از خصال محتوایی و هنری جذاب، مجال مغتنمی است که امکان ارتباط نه تنها مخاطب خاص، بلکه عموم اقشار شیفته موضوع را با آن، به وجود میآورد.
«نوروز ایرانی است» از جهت محتوایی، غنی و عمیق، جلوه میکند. این جلوهافکنی را باید محصول نظارت کارشناسان و حاصل تحقیقاتی متقن و نیرومند، دانست.
حضور قوی اینگونه افراد نهتنها در پشت صحنه و تا مراحل قبل از تولید احساس میشود، بلکه در هنگامی که برنامه، روبهروی ما قرار میگیرد نیز، قابل مشاهده است.
چنین مجری کارشناس، در کنار محققانی که خود وابسته به همان قوم و فرهنگیاند که درباره آن، سخن میگویند، حاصلی جز عمق و وسعت مضمون برنامه درباره اندیشه و باورهای قومی و بومی ایرانی، پیرامون موضوع ندارد.
«نوروز ایرانی است» ساختاری دوگانه دارد، از طرفی استودیویی نشان میدهد و از سویی دیگر مستندگونه.
پایه و اساس آن، اگرچه حضور کارشناسان و محققان در داخل استودیو است، اما با هر سخن کارشناسان و محققان درباره مسائل و اعتقادات مردم منطقه، معادل بصری یا بازسازی تصویری آنها، در مقابل دیدگانمان، قرارمیگیرند. این تمهید، با خلاقیت مطلوبی انجام گرفته از همینرو است که مضامین، به زیبایی و بهگونهای عمیق، در دل مینشینند و میمانند.
طولانی بودن سخنان کارشناسان و قطع سریع به این معادل و بازسازیها افزون بر آنچه اشاره شد، مزیت دیگری هم دارد و آن دادن ریتم مناسب، به این برنامه است؛ ضرباهنگی که این اثر را با آثار مشابهش، متمایز کرده و باعث شده تا «نوروز ایرانی است» از این منظر، موقعیت خاصتری، در تولیدات این شبکه پیدا کند.
«نوروز ایرانی است» فضاسازی خلاقه و دلنشینی هم دارد. بجز مجری که پوشش و گویش رسمی دارد، در کنار او، کارشناس و محققانی قرار میگیرند با لباس و لهجه محلی. آن وضعیت، زمانی که با اندیشه و باورهای غنی آنها میآمیزد و با تصاویر گوناگون و هماهنگ با موضوع که در پشتشان نمایان میشود همراه میگردد ما را در حال و هوایی قرار میدهند که موجب میشوند تا نسبت به مضامین، درک روشنتری داشته باشیم و به آنها از منظر قطعهای از فرهنگ پربار و تعاملبخش ملی کشورمان عشق بورزیم. فضا و حال و هوایی که بهرهگیری مستمر و متنوع از گرافیک تصویرهای مختلف، به گرمی و زیبایی آن افزوده است.
برنامه نگرش محتوایی، به موضوع دارد و این رویکرد در آن غالب و محوری است. با این وجود روشن است که کارگردان کوشیده، به مدد تدوینگرش، برای تحقق این هدف به فرم بصری، توجه بیشتری داشته باشد. این گرایش با آن که مطلوب و محسوس است، اما در مواردی رویهای افراطی یافته به گونهای که تمرکز مخاطب را از توجه به مضمون، میگیرد.
در این باره میتوان به صحنههایی اشاره کرد که در زمان خوانندگی و نوازندگی، تصاویر در فواصلی بسیار کم، به اشکال و رنگهای مختلف درمیآیند و یا در کنار هم قرار میگیرند، به گونهای که این شیوه مونتاژی از وجاهت و سطح برنامه بشدت میکاهد.
در شرایطی که فرهنگ ملی کشورمان در معرض تندباد و هجوم انواع فرهنگهای بیگانه، آن هم، از طریق رسانههای تاثیرگذار و قدرتمندی همچون ماهواره، اینترنت و دیگر فناوریهای رسانهای قرار دارد، بر ساخت برنامههایی مانند «نوروز ایرانی است» و با تولیداتی با هدف حفظ و پاسداری از اعتقادات و باورهای ملی و ایرانی باید تاکید داشت و برای آنهایی که این گونه آثار را با غنا و خلاقیت بیشتری طراحی و تولید میکنند احترام و ارج بالاتر میگذارد.
تردید نداشته باشیم که قوام و بقای فرهنگ ملی ایرانی همگام با اندیشههای دینی اسلامی خواهند توانست زمینههای شکوفایی وسیعتر میهنمان را در همه زمینهها فراهم آورد.
محمدرضا کریمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....