آفتابا بس که پیدایی نمیدانم کجایی
دور از مایی و با مایی نمیدانم کجایی
هر طرف رو آورم روی دل آرای تو بینم
جلوهگر از بس به هر جایی، نمیدانم کجایی
در میان جمع، تنهایی نمیدانم کجایی
گاه دلها را به کوی خویش از هر سو کشانی
گاه خود پنهان به دلهایی نمیدانم کجایی
در جهان جویم رخت یا از جنان گیرم سراغت
در دو عالم، عالم آرایی نمیدانم کجایی
هر کجا میخوانمت بر گوش جان آید جوابم
پیش من با من همآوایی نمیدانم کجایی
شهر را گردم به شوقت کو به کو منزل به منزل
یا به دشت و کوه و صحرایی نمیدانم کجایی
زخم قرآن را شفا بخشی به تیغ انتقامت
درد عترت را مداوایی نمیدانم کجایی
مانده بر لبهای اصغر همچنان نقش تبسم
تا برای انتقام آیی نمیدانم کجایی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)