حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تاج زاده در گفت وگوی تفصیلی به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت:" آقای خاتمی از جمله سیاستمدارانی است که حاضر نیست برای رسیدن به قدرت به هر روشی متوسل شود و مصالح فردی را بر منافع جمعی ترجیح دهد. به علاوه وی شخصاً مایل به نامزد شدن نبود و در نهایت براساس خرد جمعی تصمیم گرفت... اکنون با شناختی که از آقایان خاتمی و موسوی دارم، میدانم در نهایت با یکدیگر رقابت نخواهند کرد اگرچه بنا به مصالحی که قبلاً توضیح دادهام،هم زمان در صحنه حضور مییابند تا پس از رصد حوادث و طی مراحل،به نقطه مطلوب برسند. "
متن کامل مصاحبه ایلنا را با تاجزاده که عضو مشترک سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی است، پیش رو دارید:
پس از یازدهمین کنگره حزب مشارکت این شائبه ایجاد شد که حزب مشارکت قصد حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاستجمهوی را ندارد. آیا این ادعاها صحیح است؟
-ما در سال 83 دو بار به دیدار مهندس موسوی رفتیم و دلایل زیادی ارائه و اصرار کردیم که ایشان نامزد انتخابات ریاست جمهوری نهم شود تا گرفتار وضع موجود نشویم. حتی به ایشان توضیح دادیم اگر نیاید، احتمال اجماع در اصلاحطلبان ضعیف است و ممکن است اختلافاتی بین اصلاحطلبان ایجاد شود و در نهایت انتخابات را واگذار کنیم. با وجود این مهندس موسوی دلایلی آورد که طبق آن حاضر نبود در انتخابات شرکت کند.
در این دوره آقای خاتمی منع قانونی برای کاندیداتوری نداشت و همه نظرسنجیها نشان میداد و میدهد که وضعیت او از سایر نامزدهای اصلاحطلب بسیار بهتر است. از سویی تصور میکردیم که مهندس موسوی بر اساس همان استدلالهای قبلی نامزد نمیشود زیرا دلایلی که ایشان به عنوان موانع و مشکلات مطرح میکرد و شرایطی که برای نامزد شدن داشت، کماکان باقی است البته اگر تشدید نشده باشد. به همین دلیل مصرانه از آقای خاتمی خواستیم کاندیدا شود، تا اصلاحطلبان با نامزد واحد در انتخابات شرکت کنند و پیروز شوند.
خوشبختانه آقای خاتمی گفتهاند که یا خود ایشان یا مهندس موسوی نامزد خواهند شد. از سوی دیگر مهندس موسوی نیز در جلسات گوناگون خصوصی تصریح کرده است چنانچه آقای خاتمی نامزد شوند، با ایشان رقابت نخواهند کرد. اکنون که گفته میشود مهندس موسوی قصد دارد نامزدی خود را اعلام کند، حتماً دلایل آن را اعلام خواهند کرد. در هر حال آنچه برای ما مهم است پیروزی در انتخابات آینده و تغییر وضع موجود با مشارکت گسترده شهروندان است.
خوشبختانه استقبالی که از آقای خاتمی در سفر به سه استان فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر صورت گرفت، از استقبال مردم از ایشان در سال 76 به مراتب بیشتر و پرشورتر بود و این امیدواری را ایجاد کرده که پیروزی قاطع در این انتخابات در دسترس است.
یعنی شما معتقدید که خاتمی به دلیل رایآوری به مهندس موسوی ارجحیت دارد و احتمال کنار رفتن خاتمی از انتخابات به نفع موسوی وجود ندارد؟
-آقای خاتمی از جمله سیاستمدارانی است که حاضر نیست برای رسیدن به قدرت به هر روشی متوسل شود و مصالح فردی را بر منافع جمعی ترجیح دهد. به علاوه وی شخصاً مایل به نامزد شدن نبود و در نهایت براساس خرد جمعی تصمیم گرفت. آقای خاتمی با وجود دیدی روشن و عمیق، همواره تصمیمهای بزرگ خود را با مشورت و تکیه بر نظر جمعی اتخاذ میکند. در این مورد نیز به نظرم از این روش استفاده خواهد کرد. با شناختی که از آقایان خاتمی و موسوی دارم، میدانم در نهایت با یکدیگر رقابت نخواهند کرد اگرچه بنا به مصالحی که قبلاً توضیح دادهام،هم زمان در صحنه حضور مییابند تا پس از رصد حوادث و طی مراحل،به نقطه مطلوب برسند.
آیا آقای کروبی هم به این اجماع تن خواهد داد؟
-من از جمله کسانی هستم که امیدوارم اصلاحطلبان در نهایت با یک کاندیدا در این انتخابات شرکت کنند. روشن است که ترجیح شخص من به دلایل متعدد خاتمی است و فکر میکنم که ترجیح اکثریت مردم بویژه نسل جوان هم خاتمی باشد، اما پیروزی در انتخابات مهمتر از ترجیحات ماست. با گذشت زمان ابعاد مسأله بر همگان مشخص خواهد شد که کدام نامزد از حمایت بیشتر ایرانیان بهرهمند است.
با فرض پیروزی یک اصلاحطلب در انتخابات ریاستجمهوری, چگونه میخواهید با مجلسی که ماهیت اصولگرایی دارد به تعامل برسید؟
- چارهای نداریم. باید تعامل کنیم هر چند سخت است. در عین حال توجه کنید اکنون مجلس و دولت که خود را اصولگرا میدانند دارای رابطه حسنه با یکدیگر نیستند. حتی میتوان گفت رابطهای که مجلس اصولگرای پنجم با آقای خاتمی داشت بهتر از رابطهای است که مجلس اصولگرای هشتم با آقای احمدینژاد دارد.
به باور من مادام که ایران مانند کشورهای دموکراتیک، توسط احزاب اداره نشود، همه دولتها با مجلس مشکل خواهند داشت. حتی اگر مسئولین هر دو از یک جناح باشند. در هر حال شرایط کشور بدتر از آن است که نگرانی از چالش با مجلس، ما را از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری منصرف کند. اگر از این چالشها بترسیم و وارد عرصه نشویم, در آینده ما را مواخذه خواهند کرد که شما میدیدید که کشور به سمت پرتگاه میرود، اما کاری نکردید.
تعامل با مجلس هشتم را به چه نحو اجرایی میکنید؟ یعنی به نوعی معامله خواهید کرد؟
- چگونگی تعامل بستگی به میزان آرای کاندیدای اصلاحطلبان دارد. اگر دوم خرداد دیگری خلق شود, اصولگرایان مجبورند با منتخب اکثریت ملت همکاری کنند؛ زیرا با مردمی طرف هستند که یک بار دیگر صدای رسای خود را اعلام کردهاند. در مورد وزرا نیز باید بگویم چهرههای زیادی هستند که میتوان به مجلس معرفی کرد. اگر مجلس به وزیری رأی اعتماد نداد،میتوان از افراد شایسته دیگر استفاده کرد. به نظر میرسد اکثریت نمایندگان مردم در مجلس هر چند خود را اصولگرا میدانند با نظر قاطع مردم در انتخابات ریاست جمهوری همراهی خواهند کرد.
بخشی از اصولگرایان میرحسین موسوی را بیشتر از خاتمی قبول دارند. فکر نمیکنید اجماع بر ایشان, تنشها و چالشهای کمتری پیش روی مردم به ویژه اصلاحطلبان ایجاد خواهد کرد؟
- دلیل اول ما در تأکید بر نامزدی آقای خاتمی، نظری است. به نظر من گفتمانی که میتواند ایران را نجات دهد، گفتمان خاتمی است و هر کس به این گفتمان نزدیکتر باشد, میتواند منشاء اثر بیشتری برای کشور و ملت باشد. اکنون هم شاهدیم که بسیاری از اصولگرایان بعد از 10 تا 12 سال به شعارها و اندیشه خاتمی رسیدهاند و چارهای جز اداره کشور با شیوهو بینش خاتمی نیست.
دلیل دوم ما همان پدیدهای است که در سفر اخیر ایشان به سه استان دیده شد. اکثریت ایرانیان به خاتمی اعتماد دارند و تعداد قابل توجهی از آنان صرفاً زمانی حاضر به مشارکت در انتخابات هستند که خاتمی نامزد باشد. این مسأله بویژه در باور جوانان صادق است که امید آینده ایران هستند.
خاتمی میتواند اقشاری را به پای صندوقهای رای بکشاند که به نظر میرسد کاندیداهای دیگر نمیتوانند. به هر حال وی میتواند 10 تا 20 درصد، میزان حضور ایرانیان را در انتخابات افزایش دهد که این به نفع امنیت، منافع ملت و آبروی کشور است.
فراموش نکنید یکی از روزنامههای رژیم صهیونیستی به تازگی اعلام کرد که چنانچه خاتمی بیاید مواجهه با ایران دشوارتر از همیشه خواهد شد. به نظر نویسنده آن روزنامه، آقای احمدینژاد با طرح مسائلی مانند هلوکاست و ضرورت نابودی اسرائیل فرصت مظلومنمایی را برای این رژیم فراهم کرد. ولی اگر خاتمی رئیسجمهور شود، دولت اسرائیل در موضع انفعال قرار میگیرد؛ زیرا کمتر میتواند از حمایت قدرتهای بزرگ و افکار عمومی غرب در طراحی و اجرای توطئههای خود علیه ایران و ایرانیان با رییسجمهوری چون خاتمی بهرهمند شود.
اما دولت نهم رابطه با آمریکا را مطرح کرد !
- بله، اما به جایی نمیرسد. حداکثر مانند مذاکرات در عراق میشود که به سود آمریکا تمام شد، بدون آنکه حتی پنج مامور ایرانی که دو سال است در اسارت ارتش آمریکا در عراق هستند, آزاد شوند یا پرونده ایران از شورای امنیت خارج شود.
از طرف دیگر نامزدی خاتمی شادی و امید را به همراه دارد و در عرصه بینالمللی نیز اعتمادسازی و گفتوگو را برجسته میکند. از یک ماه پیش که خاتمی نامزدی خود را اعلام کرد, انتخابات ایران به جذابترین انتخابات جهان تبدیل شده و همه منتظر نتیجه آن هستند.
یقین دارم با پیروزی خاتمی به سمت کاهش یا لغو تحریمها, جلب و جذب سرمایههای خارجی، کاهش نرخ بیمه، افزایش تسهیلات برای صادرات و واردات و ایجاد محیط امن برای تولیدگران و بخش خدماتی پیش میرویم.
البته انکار نمیکنم که حجم و اندازه موانع و حساسیتها علیه خاتمی علیه دیگران نیست اما فراموش نکنیم که متقابلا خاتمی انرژی زیادی در جامعه آزاد میکند که جبران کننده است و همین موجب نگرانی اقتدارگراهاست.
با آرای سنتی چه میکنید؟
- سفر اخیر خاتمی به این سه استان نشان داد که مذهبیترین قشرهای جامعه،از جمله زائران حرم شاهچراغ بیشترین علاقه را به خاتمی دارند. البته این بدان معنا نیست که بقیه را دوست ندارند؛ اما خاتمی به اندازهای در دل مؤمنان جا دارد که آیتالله دستغیب به وی بشارت داد که مردم او را دوست دارند. منظور از مردم نزد علما، جمهور مردم بویژه متدینان است. اکثریت مردم امروزه بیش از هر زمان متوجه شدهاند که کدام سیاستمدار از ارزشهای اصیل اسلامی بهتر حمایت میکند و به آنها عاملتر است.
در روزهای اخیر شاهدیم که برای سخنرانی افرادی مانند خاتمی و کروبی در استانهای دیگر مانعتراشیهایی صورت میگیرد.آیا به نظر شما در صورت پیروزی یک کاندیدای اصلاحطلب, این موانع و چالشها افزایش یابد یا همان موضوع هر 9 روز یک بحران، باز هم تکرار میشود؟
- مادام که حاکمیت قانون نهادینه نشده باشد، اصلاحطلبی با موانع زیادی روبرو میشود؛ برای مثال در شاهچراغ گفتند خاتمی سخنرانی نکند، زیرا ممکن است از احساسات مردم سوءاستفاده کند. آقای خاتمی به ورزشگاه رفت و همه جمعیت را دیدند که فقط برای سخنرانی خاتمی جمع شدند. سپس وی برای زیارت به شاهچراغ رفت که استقبال زائرین از ایشان بسیار عمیق و صمیمی بود. همچنین در یاسوج تلاش کردند آقای خاتمی در مصلا سخنرانی نکند که با میهماننوازی آیتالله ملک حسینی امام جمعه آن شهر ایشان در مصلا به سخنرانی پرداخت. به نظر من بحرانها وجود دارند اما میتوان بر آنها غلبه کرد.
معتقدید که حمایت مردمی موانع را از سر راه برمیدارد. اما در سال 76 تا 84 هم این حمایتها وجود داشت، پس چرا بحرانها دولت خاتمی را آزار داد؟
- هر اصلاحطلب و یا هر اصولگرایی غیر از احمدینژاد بخواهد کاندیدا شود با موانع زیادی مواجه خواهد شد. اما مسأله این است که به خاطر این بحرانها نباید صحنه را ترک کرد. در این صورت کشور با مخاطرات جدی مواجه میشود. ما باید علیرغم بحران سازیها به عرصه وارد شویم و بکوشیم بر آنها غلبه کنیم.
نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت شهروندان معتقدند کشور با خاتمی با وجود هر 9 روز یک بحران بهتر از دوران احمدینژاد که هیچکس برایش بحران ایجاد نمیکند، اداره شد تا جایی که برخی اصولگرایان به ما پیام میدهند کاری کنید که احمدینژاد مجدداً رییسجمهور نشود. دست ما بسته است و خاتمی میتواند کشور را از لبه پرتگاه دور کند.
یک نمونه از مدیریت اصولگراها را در جریان تصویب بودجه سال 88 ببینید که در آن ماندهاند و نمیتوانند بودجه را سامان دهند. اگر بنزین را 400 تومان کنند ممکن است اتفاقاتی رخ دهد که غیر قابل پیشگیری باشد و اگر این کار را نکنند قادر به تحقق درآمدهای دولت نیستند.
من بارها پرسیدهام مگر برای امیرکبیر بحران ایجاد نکردند؟ با وجود این چه کسی میتواند منکر شود که اگر امیرکبیر به جای سه سال، بیست و سه سال صدر اعظم ایران میبود، کشور امروز جلوتر از ژاپن نبود؟ مگر برای مشروطهخواهان، مدرس و مصدق بحران درست نکردند؟
در حالیکه مباحث انتخاباتی در جناح اصلاحطلب بسیار پررنگ شده است, صداهای زیادی از اردوگاه اصولگرایان شنیده نمیشود؛ تحلیل شما چیست؟
- اصولگراهای منتقد آقای احمدینژاد دچار مشکل درونی و بیرونی هستند. آنها معتقدند با حضور خاتمی نمیتوانند پیروز انتخابات شوند. به علاوه نمیخواهند در مقابل خاتمی صف بکشند، زیرا بدنام میشوند، لذا نامزد نمیشوند. از آن سو هم آقای احمدینژاد از عدم نامزدی اصولگرایان خوشحال است، زیرا به این ترتیب در نهایت او نامزد نهایی خواهد شد و برای معرفی نامزد رأیآور دیگر اصولگرا فرصت وجود نخواهد داشت. گذشته از آن چنانچه اصولگراهای معتقد به عبور از احمدینژاد نامزد شوند و نامزد اصلاحطلبان پیروز شود، متهم خواهند شد که نامزدی آنان موجب شکست آقای احمدینژاد شده است.
نکته جالب آنکه اصلاحطلبان علیرغم نداشتن رسانه کافی، توانستهاند فضای افکار عمومی را در دست بگیرند. در ابتدا بحث دغدغهها و آمدن یا نیامدن خاتمی مطرح شد. سپس بحث خاتمی یا میرحسین سر گرفت. مدتی بعد خاتمی نامزدی خود را اعلام کرد و اکنون بحث درباره حضور نامزد واحد یا متعدد اصلاحطلبان در صحنه فعالیتهای تبلیغاتی انتخاباتی است و اینکه آیا کاندیداهای اصلاحطلب به نفع هم کنار میروند یاخیر.
به باور من این انتخابات با پیروزی اصلاحطلبان به پایان خواهد رسد چون اجماع بزرگی شکل گرفته است. نامزدهای اصلاحطلب نیز آن قدر خودمحور نیستند که به سود نامزدی با حمایت مردمی بیشتر کنار نروند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....