با دکتر حسن خجسته ، معاونت نظارت و برنامه‌ریزی صداوسیما

برنامه‌ اقتصادی ونیاز مردم

دکتر حسن خجسته بیش از یک دهه ، هدایت رسانه رادیو را به عهده داشته و با مراحل مختلف کار رسانه‌ای آشناست. وی شناخت جامعی نیز از مخاطبان رسانه دارد. برای او هم‌اکنون فرصتی به دست آمده که این تجربیات را در حوزه نظارت و برنامه‌ریزی به کار گیرد. سومین همایش رسانه و اقتصاد بهانه خوبی است که پای صحبت‌های وی بنشینیم.
کد خبر: ۲۳۷۵۸۲
با توجه به سابقه طولانی شما در رادیو، فضای اقتصادی را چگونه می‌بینید؟

فضای مطلوب برای برنامه‌های اقتصادی، راه درازی در پیش دارد. شرط موفقیت رسانه در فضای جدید این است که کاملا درگیر زندگی روزمره بشود.

رسانه در 30 سال گذشته مانند یک کتاب ادبی بود ولی در پیچیدگی فعلی این‌گونه نیست و نمی‌تواند باشد زیرا محیط مانند گذشته بسیط نیست.

در جامعه که شرایط و درگیری‌های ناخواسته‌ای مثل ترافیک وجود دارد، درگیری‌ها با خود و با دیگران در بردارنده گرفتاری‌های زیادی است. در رسانه عمومی آدم‌ها نمی‌آیند که به اقتصاد گوش بدهند، آدم‌ها نمی‌آیند که جامعه ‌شناسی بدانند ، برای آد‌م‌ها ، رسانه ، 80 درصد کارکرد تفریحی دارد. در شرایط فعلی هم رادیو دارای کارکرد اطلاع‌رسانی است. بر این اساس در جامعه امروز، فرد برای رفع نیازهای خود به سوی رسانه می‌آید.

در حوزه اقتصاد، اولین پرسش این است که مخاطب چه می‌خواهد؟ اول باید ببینیم که در حوزه اجتماع چه نیازهایی وجود دارد؟ در تئوری‌های بازاریابی به این موارد می‌توان پرداخت.

وضعیت برنامه‌های اقتصادی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برنامه‌ های اقتصادی که در شبکه‌ها داریم دارای درصد مخاطب کمی هستند. این درصد کم مطلوب نیست ، در حالی که می‌خواهیم با توده مردم صحبت کنیم و این باید به 20 درصد برسد. مردم می‌خواهند بدانند تورم با جان و زندگی آنها چه نسبتی دارد. نمی‌خواهند تعریف تورم را بدانند.

برنامه‌های اقتصادی ما مبتنی بر اقتصاد کلان است. این موضوع صحبت با کارشناسان است؛ اما با توجه به مردم باید به گونه‌ای صحبت کنیم که موضوع به بود و نبود مربوط ‌شود. برنامه‌های اقتصادی را با ضرورت‌های روزانه مردم باید پیوند بدهیم.

آیا تجدید‌نظر در میزان کمی برنامه‌ها می‌تواند راهگشا باشد؟

برنامه‌های کیفی و اثر بخشی اقتصادی آنها مهم است، میزان کمی مهم نیست. باید بدانیم رسانه مرجع برای مردم کدام است. شاید بردن مسائل اقتصادی در سریال ها راهگشا باشد.

اتفاقا راه‌اندازی همایش رسانه و اقتصاد برای طرح موضوع بسیار مهم است. این نشان می‌دهد سازمان نسبت به مساله حساس است.

برای پیوند آن با مسائل مردم باید برنامه‌های جدی‌تری داشته باشیم. در حال حاضر در گروه‌های اقتصادی نگرش بچه‌های اقتصاد ، دانشگاهی است، در حالی که رسانه ما رسانه عمومی است وباید با هدف‌های مردم تناسب ایجاد کرد. معیار سازمان نیز معیار خوب بودن و بروفق برنامه مصوب بودن است که با این مساله منافاتی ندارد.

ممکن است این موضع را با مصداق مشخص کنید؟

بله. مثلا در مورد تعاونی که یک تشکل اقتصادی است باید مردم بدانندکه تعاونی می‌تواند مشکلات آنها را حل کند و این کار را باید تسریع کنیم. در برنامه‌های اقتصادی اگر بخواهیم خواسته‌های نظام و اهداف اقتصادی نظام را به زندگی مردم مرتبط کنیم باید ترجیحا یک سطحی از مطلب را بیان کنیم و سطوح دیگر و بالاتر مربوط به کارشناسان است.

در مباحث نظری اقتصادی ترتیب دادن مباحث چالشی بسیار مهم است. این کار خودش یک روش برای تبلیغ و تمرکز است.

در مسائل اقتصادی مثل خیلی از مسائل باید با بحث برای آنها تمرکز لازم را نزد مخاطب به وجود آوریم؛ البته در یک جمله باید گفت اجماع کامل نیز دست‌نیافتنی است، اما مهم بحث مردم است. نیاز به اقتصاد را باید با مردم گره بزنیم.

کل برنامه‌های اقتصادی اگر بخواهد ماندگار باشد باید با زندگی گره بخورد، زیرا رقیب رسانه‌ای بسیار زیاد است که می‌‌تواند باعث راندن و حذف شدن این دسته از برنامه‌ها شود.

به نظر شما برای این که چنین پیوندی صورت پذیرد چه باید کرد؟

اگر مساله اقتصادی داریم نیاز به سیاستگذاری جدید هم داریم نه این که ایده‌آل‌های فردی خودمان را به عنوان سیاست قرار دهیم. در سیاستگذاری راه کلی را نشان می‌دهیم. باید بدانیم که با مردم صحبت می‌کنیم و آنها راجع به هر چیز نظر دارند. در خوب بودن یک ساختار مثل تعاونی بحثی وجود ندارد، اما درست عمل کردن چیز مهم‌تری است. بازنگری در موضوع و درک از رسانه بسیار ضروری است.

مردم می‌خواهند بدانند تورم با جان و زندگی آنها چه نسبتی دارد. نمی‌خواهند تعریف تورم را بدانند

ما یک سری سیاست راهبردی داریم که توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ می‌شود. پس از این مرحله باید ده‌ها سیاست را به اقتضای حوزه عملی تنظیم کنیم و این سیاست‌ها در هر حوزه عملی متفاوت است. بر این اساس، شورای اقتصاد سازمان باید سیاست‌های اجرایی را در هر شبکه تعریف و ابلاغ کند.

در واقع سیاست‌های راهبردی باید ویژگی تبدیل‌پذیری به عدد و رقم را داشته باشد و مثلا در یک مورد آزمایشی مثل تعاونی، عمل و سپس اثربخشی آن را محاسبه کنیم. در عین حال این کار دشواری است که رصد و دقت و پشتکار می‌خواهد.

نظر شما راجع به ایجاد شبکه اقتصاد چیست؟

شبکه اقتصاد می‌تواند یک امر کلی باشد. ما برای موضوع اقتصاد می‌توانیم رادیوی ترویج، راه‌اندازی کنیم که هدف آن افزایش تولید و گردش اقتصادی سرمایه باشد. این کار می‌تواند در هر منطقه، مناسب با شرایط باشد.

در یک منطقه اضافه تولید برای گندم را ببیند یا در یک منطقه دیگر تولید سیب‌زمینی را مطرح کند. با این کار، هم رسانه پول درمی‌آورد و هم صنایع مرتبط با آن را فعال می‌کند. این مساله می‌تواند در دیگر وجوه نیز تسری یابد.

ما شبکه اقتصاد می‌خواهیم ولی باید بگوییم اقتصاد چه چیزی است؛ به عنوان مثال رادیو تجارت موفق عمل کرد، زیرا با وزارت بازرگانی پیوند خوبی برقرار کرد و در حال حاضر در منطقه‌ای مثل کیش، پرشنونده‌ترین رادیوست.

مردم در عصر حاضر به خاطر درگیری‌ها مسائل را وقتی دنبال می‌کنند که به رگ حیات آنها مرتبط باشد. تحصیلات زمانی پله ترقی اجتماعی بود و کنکور بسیار مورد توجه بود، اما با روند کاهش فعلی، چند سال دیگر این ویژگی از میان می‌رود. جا انداختن یک مساله اقتصادی یا یک تشکل اقتصادی در کشور مشکل دارد که برای حل آن به تغییر نگرش نیاز داریم و این مساله کار دارد.

چه فرهنگ اقتصادی را قابل ترویج در رسانه می‌دانید؟

افرادی که مسائل اقتصادی را با مثال‌های عینی و در کنار مردم مطرح می‌کنند به راحتی فرد را مجاب می‌کنند، آن چیزی را که به دنبال آن هستیم باید ربطش را با حوزه اجتماعی پیدا کرد.

اثر شورای اقتصاد یا شورای سلامت یا در کل شورا که البته نکات مهمی را نیز مطرح می‌کنند مستلزم یک ساختار سیستمی است. روابط ساخت یافته‌ای که در سازمان جاری باشد، وجود ندارد. یکی از کارهای مهم این است که هدف‌ های اصلی و رفتاری برای تحقق سیاست‌های اجرایی می‌تواند در شورای اقتصاد مشخص و احصاء شود و البته یکی از دغدغه‌های من در حوزه برنامه‌ریزی همین است که این مساله به میزان 40 درصد حداقل آن هم در 3 سال آینده محقق شود.

در واقع شوراها به طرح و برنامه معاونت برنامه‌ریزی و شبکه می‌توانند وصل شوند. می‌خواهم بگویم در این راستا کار شورای اقتصاد، تبدیل سیاست‌های کلی به سیاست‌های اجرایی است؛ مثلا یک سیاست اجرایی را دنبال کنیم که نگرش مردم نسبت به تاجر و تجارت در رادیو تجارت را باید در جریان برنامه‌سازی عوض کرد. این یک روش اجرایی محاسبه‌پذیر و قابل عملیات است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها