قبل از انقلاب در منزل ما 17 شهریور جنوبی حوالی میدان خراسان، دعای کمیل تشکیل میشد دوستان اطلاع داشتند و در این جلسه که بدون هیچ پرچمی، مشخصه یا تابلویی بود، شرکت میکردند. در یکی از این جلسات آقای مرشدزاده یکی از دوستانشان را به نام آقای حمید شاهنگیان معرفی کردند که تازه از خارج کشور آمدهاند و بسیار علاقهمند به ساخت سرودهای انقلابیاند و البته کارهایی نیز پدید آوردهاند. در همان شب قرار شد جلسه مشترکی با اعضای چند نفره گروه مثل حمید سبزواری داشته باشیم. یادم است که در بانک بازرگانی واقع در میدان امام خمینی(ره) [توپخانه سابق] که آقای سبزواری کارمند آنجا بود دور هم نشستیم و همانجا قرار شد آقای سبزواری شعر بگوید. آقای شاهنگیان آهنگسازی کنند، اجرایش هم با ما و دوستان دیگر باشد و به عباتی این جلسه بارقه و جرقه اولیه تشکیل گروه سرود شد. قبل از انقلاب این گروه کارهای (= سرودهای) 17 شهریور، 13 آبان، برخیزید در هوای آزادی، خمینی ای امام، برخیزید ای شهیدان راه خدا و جمهوری اسلامی حامی حکومت خودکامان هرگز که شعر این کار اخیر اثر آقای زورق بود را انجام داده بود.
چون این سرودها در نوارهای سخنرانی امام(ره) پس از سخنان ایشان ضبط و تکثیر میشد گمان عمومی بر این بود که یک گروه از دانشجویان خارج از کشور این آثار را میسازند و اجرا میکنند و در کشور با نوارهای حضرت امام پخش میشود. طوری که ساواک و دستگاه به هیچ وجه متوجه نشد این سرودها در تهران تهیه میشود. بعضی مواقع که در سال 57 حکومت نظامی بود در زیرزمین حسینه ارشاد (آبان، آذر و دی) اکثرا مشغول تمرین سرودها بودیم تا این که دو گروه از دوستان در فرودگاه و بهشت زهرا به ترتیب سرودهای خمینی ای امام و برخیزید ای شهیدان راه خدا را اجرا کردند و با همین شکل کار ادامه پیدا کرد.
تاثیر این آثار را که روی بچههای جوان و نسل جدید میبینم احساس میکنم حس و حال خوبی پیدا میکنند و برای آنها خیلی جذاب است. صحنههای زیبایی را در دل و ذهن آنها میشود دید و این خیلی ما را خوشحال میکند و این که بچههای امروز از روزگار ما چگونه یاد میکنند و پیگیرند که قضایای آن روزگار چگونه بوده است که این برای ما نیز حتما جالب است.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....