پرونده‌هایی که باز خواهد شد

«اگر انتخابات آزاد برگزار شود ، اصلاح‌طلبان پیروز خواهند بود.» و «اگر مشارکت حداکثری باشد، پیروزی با اصلاح‌طلبان است.»
کد خبر: ۲۳۳۵۸۲

ازجمله گزاره‌هایی است که جریان دوم خرداد چند سالی است در مقطع هر انتخاباتی، آنها را تکرار می‌کند و این در حالی است که نادرست بودن این گزاره‌ها در انتخابات‌هایی چون ریاست جمهوری نهم که همه طیف‌های سیاسی ، حتی افراطیون دوم خرداد کاندیدا داشتند و در زمان دولت اصلاحات هم برگزار شد و 30میلیون نفر نیز در آن مشارکت کردند ، به اثبات رسیده است.

بخش‌هایی از جریان مذکور ، این روزها تلویحا و تصریحا نیز این گونه وانمود می‌کند که «اگر خاتمی بیاید، پیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم خواهد بود.»

وجهه‌ جناب آقای خاتمی در گذشته، نتیجه نظرسنجی‌های این جریان و وجود گلایه‌ها از دولت نهم، مهم‌ترین پشتوانه این ادعای جدید است. به نظر می‌رسد جناب آقای خاتمی هم با این نظر موافق هستند و به رغم ایفای نقش در سناریوی «اصرار و انکار» بی‌میل به آمدن نیستند.

شرایط آینده از دو حال خارج نیست؛ یا این جریان در انتخابات پیروز خواهد شد یا به احتمال قوی شکست می‌خورد.
در صورت پیروزی، این جریان چه خواهد کرد که در 8 سال دوران ریاست جمهوری نکرد؟ و چرا آنچه امروز می‌خواهد انجام دهد، آن دوران انجام نداد؟ اگر به قول جناب آقای خاتمی، محدود بودن اختیارات رئیس‌جمهور ، عامل مشکلات و عدم توفیقات بوده، آیا در قانون اساسی و تفسیر آن تغییری ایجاد شده است؟ و اگر به ادعای این جریان «نمی‌گذاشتند» ، آیا مخالفان آن روز نظرشان عوض شده و با ایشان همراه خواهند شد؟ آیا همفکران ایشان عملکرد 2 دوره ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی را کاملا مثبت ارزیابی می‌کنند؟ و آیا مردم نیز با آنها هم‌عقیده‌اند؟ اگر چنین است چرا در انتخابات ریاست جمهوری نهم و در حالی که همفکران آقای خاتمی در صحنه رقابت حضور داشتند و ایشان هم حمایت می‌کردند، مردم کسی را برگزیدند که آشکارا مخالف بسیاری از افکار و ایده‌ها و مشی آنها بود؟

انتظار این بود که پس از آن شکست، پیام سوم تیر درک می‌شد و جریان دوم خرداد بازنگری در برنامه‌های خود را در دستور کار قرار می‌دادند؛ ولی از سخنان و مواضع صاحب نظران این جریان در سه سال و نیم گذشته و بخصوص آنچه این روزها می‌شنویم، چنین برمی‌آید که حرف‌های آنها همان حرف‌های قبلی است و ایده جدیدی وجود ندارد. هیچ کس نباید مردم و فرصت‌های‌ گرانبهای کشور را همچون موش‌های آزمایشگاهی قلمداد کند و بخواهد بار دیگر آنها را بیازماید!

تیم کاری و فکری که این جریان در صورت پیروزی به میدان خواهد آورد پرسش و دغدغه دیگر مردم است. آنچه این روزها مشاهده می‌شود متاسفانه از این حکایت دارد که اگر در گذشته، طیفی از افراد تندرو و معتدل در کنار جناب آقای خاتمی بودند ، مشوقان اصلی امروز ایشان برای حضور در انتخابات را اغلب بخش تندرو و افراطی جریان دوم خرداد تشکیل می‌‌دهند؛ همان‌هایی که عامل اصلی ناکام ماندن دولت اصلاحات و تحمیل هزینه‌های زیاد به کشور را باید در رفتار آنها جستجو کرد.

شاید امید این جریان به تاثیرات باقیمانده از گفتمان اصلاحات باشد. ولی اگر گفتمان اصلاحات فضای کشور را متاثر کرد که کرد و اگر آن گفتمان آثار مثبتی هم داشت که به اعتقاد نویسنده، داشت اما به قیمت بسیار گران! و اگر پس از آن دوران، عده‌ای خواسته یا ناخواسته تحت‌ تاثیر آن قرار گرفته‌اند؛ اما تاثیرات عمیق و ماندگار گفتمان اصولگرایی یعنی «عدالت» و «خدمت صادقانه» نیز انکارناپذیر است.

لذا بعید به نظر می‌رسد این جریان بتواند با این گفتمان کنار بیاید، چرا که اساسا به این گفتمان و اقتضائات آن یعنی سختکوشی، مردمی بودن، ساده‌زیستی،‌ شجاعت و‌ تحول‌آفرین بودن اعتقادی ندارد تا چه برسد به آن عمل کند.

گزینه دوم برای جریان اصلاحات شکست است و این گزینه، احتمالش قوی است  چرا که:

1)‌ حضور این جریان، اجماع اصولگرایان را قوت می‌بخشد و این اجماع در شرایط کنونی، کار را برای هر رقیبی دشوار خواهد کرد.

2)‌ جریان اصلاحات، امروز شعبه‌ها و بخش‌های متنوعی دارد که برخی از آنها به دلیل فاصله گرفتن از تندروها، کاندیدای مستقل خودشان را خواهند داشت.

3)‌ آرای خاموش جامعه که بیشترین امید این طیف به بیدار شدن آنهاست‌، 8 سال این جریان را آزموده‌اند و به دفعات اعلام کرده‌اند که دیگر به آنها امیدی ندارند؛ لذا آرای این جماعت نیز حداقل با کمیت گذشته در سبد کاندیدای این جریان نخواهد بود.

4)‌ نظرسنجی‌هایی که مورد اتکای این جریان است، هر چند نقیض‌هایی دارد و چندان قابل اتکا نیست اما مهم‌تر این است که در شرایط کنونی انجام شده است؛ یعنی شرایطی که کاندیداهای این جریان برای افکار عمومی سوژه نبوده‌اند و از نقد جدی آنها به دور مانده‌اند. اما اگر قرار باشد وارد رقابت شوند ، پرونده عملکرد ایشان مجددا باز خواهد شد و بازخوانی 8 سال حاکمیت پرتنش جریان دوم خرداد آغاز می‌گردد.

در آن صورت ایشان باید پاسخگوی پرسش‌های زیادی باشند که نه برای همه آنها پاسخی دارند و نه پاسخ‌هایشان الزاما قانع‌کننده خواهد بود.

5)‌ همان‌طور که می‌دانید، درصد قابل توجهی از آرای‌ گذشته جناب آقای خاتمی به متدینان تعلق داشت؛ اقشاری که به احترام سیادت و روحانی بودن، ایشان را برگزیدند. اگر نگوییم همه آنها، قطعا بخش قابل توجهی از آنها با توجه به آنچه در دوران مسوولیت ایشان رخ داد، معلوم نیست حاضر باشند رای گذشته خود را تکرار کنند.

6)‌ نتیجه انتخابات گذشته نیز باید برای جریان دوم خرداد عبرت‌انگیز باشد که چگونه شخصیت‌های صاحب‌نام و بزرگ و برخوردار از حمایت آنها و حتی بخش‌‌هایی از اصولگرایان در حالی که اکثر نظرسنجی‌‌ها نیز تا مدتی قبل از انتخابات ایشان را در صدر نشان می‌داد، نهایتا در دور دوم انتخابات با حدود 8 میلیون اختلاف از رقیب جوان اما متفاوت خود دکتر احمدی‌نژاد عقب افتادند و میدان را به او واگذار کردند.

این دلایل و دلایل دیگری که می‌توان به این فهرست اضافه کرد موجب شده است، بخش‌هایی از اصولگرایان نه تنها نگران آمدن آقای خاتمی نباشند بلکه خشنود هم باشند، نه از آن روی که نامزد این جریان، شخصیتی چون جناب آقای خاتمی، طعم شکست را می‌چشد که این برای اصولگرایان لذت‌بخش نیست بلکه از این جهت که حضور ایشان ، انتخابات را پرشورتر خواهد کرد و بر مشارکت مردم خواهد افزود و رای اعتماد مجدد مردم به نامزد اصولگرایان یک بار دیگر در شرایطی محقق خواهد شد که جریان مقابل، همه سرمایه خود را به میدان آورده است. این موجب می‌شود هم ارزش رای اصولگرایان مضاعف شود و هم تداوم اصولگرایی حتی برای انتخاب‌های آتی تا حدود زیادی تضمین گردد.

مهدی فضائلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها