حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سکینه: آرزوها گاهی هدفند که نمیخواهیم برایشان تلاش کنیم... اون موقع میشوند آرزوهای دور از دسترس... آرزو... خواستن... امید... و رسیدن... چشمهایم را میبندم و فکر میکنم. به هر چی که میخواهم و آرزویم است... هیچی نیست جز یک اتاق سیاه و سفید با رگههایی از رنگینکمان... به هیچ جایی نمیرسم... تنها رنگین کمانها برایم امیدند، اما نه امید دائمی... چشمهایم را باز میکنم... در ایستگاه اتوبوس نشستم و بعد از مدتها دارم به جواب سوالت میرسم... دور و برم را نگاه میکنم... یه پیرزن با یه خانم از وسط خیابون رد میشوند... خانوم میگوید برویم توی پارک بنشینیم... پیرزن زیر لب چیزی میگوید... زن دوباره حرفش را تکرار میکند... پیرزن آهسته آهسته دنبال زن میرود... توی سرم این صدا انعکاس پیدا میکند: «خدا نکنه آدم محتاج کسی بشه.» حالا هر شب که سحر میشه و هر سحر شب... انعکاس این صدا بیشتر میشود... خدایا هیچ وقت پیر نشوم!... خواستم توصیف و تفسیر کنم، اما آرزوم کاملا مشهوده... سن 40 سال برای من حکم پیری را دارد... .
دختر پاییز: همیشه به این فکر میکردم که از میان آرزوهایم آن بزرگترینش را برایتان بفرستم، اما وقتی لیستشون میکردم چند صفحهای میشد. حالا بزرگترین آرزویم آزادی همه مردم دنیا و داشتن یه زندگی خوب برای همه شده. آرزویم این است که یک بچه با صدای لالایی مادرش بخوابد و تمام شب صدای آرامش بخش مادرش گوش و دلش را نوازش دهد، نه این که با صدای توپ و تانک و ضجه و اشک مادرش روزهایش را بگذراند. آرزویم این است که یک جوان در کمال آرامش بتواند جوانی کند، نه اینکه با چند تا سنگ به دفاع از خانواده و کشورش بپردازد. آرزویم این است که یک کهنسال بتواند در کمال آرامش استراحت کند، نه این که از داغ فرزند از دست رفتهاش نتواند زندگی کند. این که آدمها یک ذره به خودشان و به دلهایشان رجوع کنند فکر نمیکنم کار سختی باشد ولی باعث میشود ما در دنیای قشنگتری زندگی کنیم.حالا هم کاری که از دست ما برمیآید فقط دعا کردن است. من از همه شما دوستان خوبم میخواهم برای همه آنهایی که آرامششان را از دست دادند دعا کنیم و به این فرموده امام حسین(ع) عمل کنیم که اگر دین ندارید در دنیا آزاده باشید.
بدون اسم: من آرزو دارم روزی به نحوی ضربهای به سرم بخورد طوری که گذشتهام را به کلی فراموش کنم. هم خاطرات خوب و هم خاطرات تلخ زندگیام را. انگار هیچ چیز برایم اتفاق نیفتاده است. آرزو دارم واژههایی چون عشق، محبت، دوست داشتن، قدرت و... وجود نداشت تا کسی از آنها سوءاستفاده کند. آرزو داشتم میتوانستم فقط و فقط برای امروز زندگی کنم و به فرداهایی که پشت دیوار بلند شک پنهان شده فکر نمیکردم. کاش میتوانستم آرزویی نکنم که برای برآورده شدنش بخواهم انتظار بکشم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....