در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مامان 6 روز هفته را خانه مادربزرگ است و من تا بتوانم در خانه دوستم درس میخوانم. به این که در خانه چه میگذرد اهمیت نمیدهم. برادرم هم هر وقت دستش برسد از جیب بابا پول برمیداره و با دوستانش میرود هر جا که دلش خواست و خیلی وقتها هم شب برنمیگردد.
پدر و مادرم آدمهای بدی نیستند. به کسی غیر از ما و خودشان هم آزاری نمیرسانند، اما اگر راستش را بگویم من هیچ وقت حس نمیکنم که یک خانواده واقعی هستیم.
این صحبتهایی بود که سهیلا به مشاور مدرسهشان گفته بود. خواسته بود اگر مشاورشان بتواند او را راهنمایی کند که چطور میتواند یک خانواده واقعی داشته باشد؛ آیا یک خانواده رو به گسیختگی و بیقانون را آدمهای بدی تشکیل میدهند؟
همان طور که سهیلا هم اشاره کرد، الزاما یک خانواده از هم گسیخته آدمهای بدی نیستند. آنها روشهای بدی انتخاب میکنند.
تجارب مشاوران خانواده نشان میدهد که نظام خانواده نه به دلیل «آدمهای بد»، بلکه به دلیل آموزههای تربیتی و ارتباطی بد و بازتابهای نامناسب که به صورت قواعد و مقررات رفتاری نامناسب ارائه میشود، از هم میپاشند.
چیزی که حتی میتواند یک جامعه را از هم بپاشد. اگر والدین یک خانواده از دیدگاه فرزندان، بداخلاق تلقی میشوند، نباید به این نتیجه رسید که لزوما آنان آدمهای بدی هستند، بلکه بهتر است گفته شود قواعد و مقرراتی که به عنوان مدیر نظام خانواده وضع و اعمال میکنند، نامناسب است.
قواعد خانوادهها بسیار گوناگون و گستره آن شامل زمینههایی نظیر مسائل مالی، خانهداری، اجتماعی، تربیتی، هیجانی، شغلی، جنسی، سلامت و بیماری، معاشرتها و نظایر آن است.
چنان که میبینید در خانوادهها برای این که پول به چه ترتیبی به دست بیاید قانون وجود دارد و برای خرج کردن آن نیز ضوابط و قوانین نوشته یا نا نوشتهای وجود دارد که میگوید هر کسی چقدر و برای چه منظوری حق خرج کردن دارد.
فرزندان روابطشان با جنس مخالف چطور تعریف میشود و با دوستان خودشان در چه سطحی میتوانند معاشرت داشته باشند. این که برای چه بیماریهایی و در چه سطحی خرج میشود و خیلی چیزهای دیگر قوانینی است که در خانوادهها اجرا میشود، اما ضمانت اجرای این قوانین، درست و غلط بودن آن، تشویق و تنبیههایی که برای تثبیت این قوانین اعمال میشود و خیلی ملاحظات دیگر از قبیل سنجش نظر افراد خانواده در مورد این قوانین است که دوام و قوام یک خانواده را حفظ میکند نه ابزارهایی مثل کمربند!
هر یک از این قوانین و مقررات ابعاد نگرشی، رفتاری و ارتباطی خاص خود را دارند و برای مثال، ابعاد گوناگون قواعد و مقررات خاص خانهداری میتواند به شکل زیر باشد:
نگرشی: خانه باید تمیز و مرتب باشد.
رفتاری: ظروف غذا پس از هر بار مصرف، تمیز شده است.
ارتباطی: اگر ظروف پس از هر بار مصرف شسته نشود، پدر اعتراض خود را با سرزنش دیگران نشان میدهد.
هر نظام خانواده دارای اجزا، اصول و مقرراتی است که مهمترین اجزای آن رابطه مادر با خود یا پدر با خود و با مادر خانواده است.
کیفیت و منزلت این روابط، نظام خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد و اگر ازدواج یک زن و مرد موفقیتآمیز باشد، امکان تحقق بخشیدن به ابعاد گوناگون شخصیت فرزندان فراهم میآید. از طرف دیگر، وقتی ازدواجی با عدم موفقیت مواجه میشود، اعضای خانواده فشار روانی فزایندهای را تجربه میکنند و برای مقابله با شرایط بیماریزا خانواده از شیوههای ناسالم رفتاری، شناختی و هیجانی استفاده میکنند.
از آنجا که قوانین برای دوام و بقای خانواده به وجود میآیند خوب است مثل قوانین اجتماعی ضامن حقوق همه افراد خانواده باشد. مثلا این قانون که در خانه احمد آقا با داشتن 5 پسر هیچ مردی کار خانه نمیکند یک قانون ظالمانه علیه مادر خانواده است و اگر قانون خانواده مشارکت جو و تعاملی نباشد کمکم سبب خواهد شد مادر خانواده به نحوی نارضایتی خود را نشان دهد.
از سردی روابط زناشویی گرفته تا جلبنظر فرزندان به سمت خود و دور ساختن آنها از پدر.
مثال دیگر خانواده محسن هستند. در خانه آنها این قانون است که تنها والدین حق دارند مهمان داشته باشند. به نظر شما بچهها ملاقاتهای طولانی خود را چگونه سر و سامان میدهند؟ آنها به دور از چشم والدین خود یواشکی دوستانشان را به اتاقشان میبرند یا شب دور از چشم والدین خود به خانه دوستانشان میروند. این کار باعث میشود زمینه انواع انحرافات خارج از کنترل خانواده پدید آید.
ماندانا ملا علی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: