کنکاشی در شهر تاریخی نسا موطن پارتیان

چراغی برگرفته از دیروز

اگر تاریخ را این‌گونه معنی کنیم که چراغی برگرفته از دیروز است در فراروی فردای ما، آنگاه به اهمیت بررسی‌های تاریخی پی خواهیم برد، چراکه در گذر تاریخ انسان‌هایی زیسته‌اند که فراز و نشیب‌ها را تجربه کرده‌اند و تا توانسته‌اند در چالش‌های روزگار در برابر هر گونه هجوم به سوی تداوم زیست، شخصیت، فرهنگ و تمدنشان ایستادگی کرده‌اند و اگر نه همواره، در پاره‌ای از آنها بر این تهاجمان فائق آمده‌اند. مطالعه زیستگاه هر یک از اقوام از آن جهت که می‌تواند در دستیابی به نکته‌های تاریک و زوایای ناگفته دوران زندگی آنان موثر افتد، از اهمیت فراوانی برخوردار است.
کد خبر: ۲۲۵۱۰۹

باستان‌شناسان، مورخان و گردشگران توانسته‌اند گوشه‌هایی از این زوایا را روشن کنند و در پرتو آن بر دانش بشری بیفزایند. اما این هرگز به این معنی نبوده است که همه چیز به نسل‌های بعدی منتقل شده است، چراکه تلاش‌های روزافزون مجامع جهانی در کاوشگری‌های خود، گواه گویایی است بر این‌که هنوز زیست، بقاء و زیستگاه پیشینیان به درستی برای بشر امروز روشن نشده است و همواره در تلاش است تا از گذشته خویش آگاه شود.
ابن‌بطوطه، ابن‌حوقل، اصطخری، ناصرخسرو و دیگران رنج سفر را به دوش کشیدند و روزگاری را در سفر سپری کردند و امروز حاصل یافته‌های آنان توانسته است بشر بریده از دیروز را به آن پیوند دهد. شهر نسا که روزگاری حکم ام‌القری را برای همزیستان و همزادان آن زمان داشت امروزه در زیرکوهی از خاک فرو رفته است و در 100 سال گذشته محققان کوشیده‌اند تا با کاوشگری‌های خود آن را بار دیگر روی خاک بنشانند و دریابند که چه سان اشکانیان پس از سرداران اسکندر مقدونیائی (ذوالقرنین) مدت 461 سال در ایران سلطنت کردند و رفتند و با خاک یکی شدند، ولی تمدن آنان باقی مانده است بکوشند تا برای بقای تمدن امروز خویش از هر چه در توان دارند دریغ نکنند. به همین منظور دراین نوشتار به بررسی تاریخی و آثار بر جای مانده در نسا می‌پردازیم.

ز گرگان بیامد به شهر نسا

یکی رهبری پیش او پارسا (
فردوسی)

در اوستا و پارسی باستان «نی‌سایه» ، در یونانی و رومی «نی‌سه‌نیه»، در پارسی «نسا» به فتح و کسر «ن‌یان» هر دو آمده و آن در اصل به معنی آباد و آباده بوده است، این کلمه از دو جز مشتق است: نی (پیشوند به معنی : فرو  پایین+ ) سی (در نهادن، نشستن، آسودن) پس نسا به معنی نشستگاه، فرودگاه ، زیستگاه، آبادی است.
بنابر آنچه در متون فارسی آمده است، «شهر نسا واقع میان شهر مرو و بلخ پایتخت تیرداد، دومین پادشاه اشکانی (248 ‌214 ق.م) بوده است که این شهر در ده میلی جنوب عشق‌‌آباد واقع بوده است. نسا واقع در ماد که داریوش در کتیبه «بهستان» از آن نام می‌برد همین شهر است.

در مورد این‌که نسا عنوان و نام اصلی شهر بوده است تردیدی وجود ندارد. در حالی که نام قدیمی قسمت استحفاظی، بر اساس حکاکی‌های روی خرده سفال‌ها «میتری داتکرت» به معنای محدوده جغرافیایی نسا «ساخت مهرداد» بوده است.

محدوده جغرافیایی نسا

یکی از متون قدیمی و کهن که به نسا اشاره کرده است، اوستا کتاب مقدس زرتشتیان است که البته نه به عنوان شهر یا قصبه بلکه به عنوان بهترین سرزمین و منطقه برای زندگی یعنی «نی‌سایه» که به اراده «اهورا مزدا» ساخته شده است.

داریوش نیز در کتیبه بهستان از آن نام می‌برد و آن را شهری می‌داند که به داشتن اسبهای نیک و خوب و نژاد مشهور است.

در کتاب حدودالعالم نیز چنین آمده است: «نسا شهری است از خراسان نزدیک سرخس و ابیورد و بانی آن فیروز بن یزدجرد است جد انوشیروان و لهذا شهر فیروز گفته‌اند.

البته در چند کیلومتری بقایای شهر تاریخی نسا، محلی است با نام فیروزه که در میان کوههای «کپت داغ» به عنوان تفرجگاه متمولین شهر عشق‌آباد مورد استفاده قرار می‌گیرد شاید اشاره این کتاب به این موضوع برگرفته از این قرابت باشد.

بنابراین درخصوص محدوده جغرافیایی تردیدی وجود ندارد که همین محل فعلی همان شهر تاریخی نسا است.
براساس مدارک باستان‌شناسی به نظر می‌رسد که منطقه وسیعی از ویرانه‌های شمال غربی عشق‌آباد در واقع کانون و مرکز پارتیا، حتی قبل از این که سلسله اشکانی به قدرت برسد، بوده است.

نسا در منابع تاریخی

مورخان، نسا را زادگاه «پادشاهان پارت»  می‌نامند. موطن پارتیان در حواشی شمال شرقی خراسان (جنوب ترکمنستان) قرار داشت. در آن منطقه در دامنه رشته کوههای کپت داغ، یک نوار حاصلخیز از شمال غربی به جنوب شرقی میان کوهها و صحرای بی‌آب و علف «قره‌قوم» کشیده شده است.

ویرانه‌های نسا در نزدیکی تپه‌های پیش از تاریخی مانند «آنو» و نزدیک عشق‌آباد، جای گرفته است که خاستگاه اجدادی سلسله اشکانیان بود. این سلسله از نژاد «اشک» می‌باشند و پس از سرداران اسکندر مقدونیایی تا زمان پادشاهی ساسانیان مدت 461 سال در ایران سلطنت کردند.

پارتها در حدود سال 247 ق.م با سرنگون ساختن حاکم غاصب سلوکی، «آندراگوراس» کانون امپراتوری خود را در شمال‌شرقی خراسان بنیاد نهادند. آنان می‌بایستی برای کسب استقلال و بعدا برای کسب برتری در امپراتوری جنگزده سلوکی به نبرد ادامه می‌دادند. ابتدای تاریخ آنان نسبتا تاریک است و گرچه در روایت‌های کتبی اقامتگاه‌های فراوانی از آنان ذکر شده ولی گویا تیرداد، برادر و جانشین اشک موسس سلسله، در مستحکم کردن و احداث شهرها فعال بوده است.

اسم نسایه نیز به عنوان ناحیه‌ای در متون تاریخی آورده شده که قدیمی‌ترین آنها در اوستا و کتیبه داریوش در بیستون است.

براساس کتیبه داریوش منطقه عمومی کپت‌داغ، پارتیا و مرکز قدرت پارتی بوده است که تا پیش از حمله اسکندر یکی از ولایات ایران هخامنشی بوده است.

در این منابع کهن فقط به این بسنده شده است که قبور پادشاهان پارتی در آن واقع است و به موقعیت آن به طور مبهم اشاره شده، به طوری که آن را در «درگز» یا «طبرک خراسان» جستجو می‌کردند تا این که کاوشهای باستان‌شناختی ثابت کرد که این پایتخت پارتیان همان شهری است که تا همین اواخر به این نام خوانده می‌شد.

با استناد به برخی از منابع تاریخی 3 ربع قرن بعد از مرگ اسکندر مقدونی، امپراتوری او از طرف شرق رو به اضمحلال گذارد. حدود سال 250 قبل از میلاد، ساتراپ سلوکی بلخ «دی‌یوتوتوس»، پادشاهی خود را اعلام نموده و به تاسیس قلمرو یونانی  بلخی همت گماشت. بلافاصله بعد از آن، ایالت غربی مجاور، یعنی «پارتیا» از حکومت سلوکی سر باز زد و آندراگوراس، ساتراپ پادشاه سلوکی «آنتیوکوس دوم» توسط دو تن دیگر از برادرانش یعنی «اشک» و «تیرداد» از نسب یک اشکانی که بعدها به عنوان نیای سلسله شناخته شد، واژگون گردید، اگرچه پادشاهان بعدی سلسله پارتیان هم خود را از نسب اردشیر سوم هخامنشی خواندند.

درواقع به نظر می‌رسد که آنها از اولادان قوم چادرنشین «سیتها» بوده باشند که به ایالت پارتیا واقع در دامنه‌های شمالی کپت داغ حمله بردند.

از دو برادری که نام برده شد، اشک نخست به پادشاهی رسید و در «آساک» نزدیک «قوچان» تاجگذاری کرد. بعد از مرگ او در جنگ، برادر دیگرش تیرداد اقدام به برقراری یک نیروی نظامی مقتدر در پارتیا نمود و به تاسیس قلعه‌ها و شهرهای تدافعی همت گماشت.

گزارش شده که او به تاسیس پایتختی کاملا قوی و تدافعی در کوه غیرقابل دسترس «آپااورتنون» اقدام کرده و ‌آن را «دارا» نامیده است. ولی اصلی‌ترین پایتخت پارتیان را باید «نسا» دانست که متاسفانه ‌آگاهی‌های تاریخی درباره این شهر تا حدودی گمراه‌کننده است و خود عنوان نسا نیز ظاهرا شامل مناطق متعدد گوناگونی است.

نسای قدیم و جدید

در دو حوزه  عمده باستان‌شناسی در حال حاضر مناطق مذکور با عناوین «نسای قدیم» و «نسای جدید» خوانده می‌شوند.

«نسای جدید» یک حوزه استقراری بزرگ در حدود 300‌هکتار و مشتمل بر اراضی  و حومه اطراف و یک شهر حائز اهمیت در منطقه است، در حالی که «نسای قدیم» یک مرکز استحفاظی و استحکامی است.

استناد عنوان‌های «جدید»  و «قدیم» در زمان‌های اخیر صورت گرفته و زمانی که شهر در قرن هفدهم هنوز مسکونی بوده ولی منطقه استحفاظی از مدتها پیش خالی از سکنه مانده است.

2 تن از سلاطین مهم پارتی به نام «مهرداد» خوانده می‌شدند که بایستی از بنیانگذاران سلسله نیز بوده باشند. نخستین پادشاه که به توسعه امپراتوری نیز همت گماشتtigits  نام داشت که تا سال 138 قبل از میلاد سلطنت کرد و دومین پادشاه به خاطر این که امپراتوری را بعد از هجوم «سکاها» در شرق و ناآرامی‌هایی در بین‌النهرین در قسمت  غربی، محافظت و تثبیت نمود، عنوان «بزرگ» یا «کبیر» را برای خود برگزید و از 123 تا 88 قبل  از میلاد حکومت کرد. در این مورد که کدام یک از آنها سزاوار توجه و بررسی بیشتر است، عقاید متفاوتی وجود دارد.
نظریه‌هایی مبنی بر این است که قسمت استحفاظی تا اوایل دوران پارتی تقریبا تا دوران سلطنت «آرتابانوس اول  211  191 قبل از میلاد» ادامه می‌یابد که ضمنا مجموعه‌ای از سکه‌های هلنی، بلخی و اوایل پارتی در گنجینه‌ای در این محل به دست آمده است.

اگر چنانچه آثار اندک مثل آنچه کشف گردیده است کمک زیادی به شناسایی و تعیین قدمت محل ننماید، از نظر اعتبار و ارزش نقره بودن آنها قابل نگهداری در گنجینه است.

به نظر می‌رسد که خود شهر قدیمی نسا، اولین گزینش منطقه سکونتی سلطنتی پارتها نبوده است، اگر چه پادشاهان سلسله مزبور همیشه یک کاخ یا قصری در این محل داشته‌اند زیرا در غیر این صورت اشک اولین حکمران نمی‌توانسته درAsaak  و تیرداد نمی‌توانسته به تاسیس حوزه مسکونی «دارا» اقدام کرده باشند.

محل نسای جدید که در واقع شهر اصلی نسا است، یک شهر کاملا استحفاظی است و تپه‌ای نامنظم در 400 تا 600 متر در داخل محدوده حومه و اطراف وارد شده و 2 تا 3 کیلومتر را می‌پوشاند.

یک چهارم از تپه استحفاظی به نظر می‌رسد به عنوان بخش استحکامی به توسط یک دیوار داخلی دارای سنگرگاه‌ها جدا شده باشد.

کاوش‌های انجام گرفته در نسا

کاوش‌های اندکی در این منطقه صورت گرفته است که خانه‌های مسکونی، یک محل نیایش، یک قبرستان متعلق به نجبای شهر، فروشگاه‌ها و یک بایگانی در قسمت استحکامی در حفاری کشف گردیده‌اند ولی به طور کلی، نتایج بدست‌آمده چندان آگاهی دهنده نبوده است.

دیوار شهر دارای ضخامتی بیش از 11 متر بود و دیوار اطراف و حومه بیش از 8 متر ضخامت داشت. در منصور تپه در قسمتهای شرقی حومه شهر، بناهایی دارای ایوان‌ها و سلول‌هایی اطاق مانند در اطراف یک حیاط بزرگ کشف گردید که احتمال می‌رود آتشکده بوده باشد.

«میتری داتکرت» که امروزه نسای قدیم خوانده می‌شود، با داشتن ارتفاع چشمگیر دیوارهایش یکی از آثار برجسته محسوب می‌گردد و دست‌کم ارتفاعی را در بخش جنوبی شهر نسا مشرف به دشت و شهر فرامی‌گیرد.

تپه‌های کم‌ارتفاعی از ویرانه‌ها وجود دارند که قسمتهایی از آنها تحت عملیات حفاری باستان‌شناسی قرار گرفته‌اند و بناهای مرکزی مکشوفه شامل ساختمان‌های بزرگ سه‌گانه‌ای است.

یک تالار گنبددار به قطر 17 متر توسط مربعی از راهروها دیده شده که با مجسمه‌های بزرگ به اندازه انسان طبیعی و گچ‌بری‌ها که در دیوارها تعبیه شده بودند نیز کشف گردید. احتمال می‌رود معبدی بوده باشد.

تالار چهارگوش بزرگتری دارای طول جانبی 20 متر با مربعی از ستونهای چهارگانه که حامل و نگهدارنده سقف بودند بدست آمد. در اینجا هم مجددا مجسمه‌های تمام قد و گلی خدایان یا اجداد و نیاکان قسمتهای فوقانی دیوارها را تزئین کرده بودند. در میان این دو تالار مکشوفه، ویرانه نامشخصی از یک بنای چهارگوش دارای راهروهایی دیده شد که پایه ستونی را احاطه کرده بود که به عنوان معبدی برج مانند جهت انجام آیین‌های نیایش قلمداد می‌شود.

قسمتهای ساختمانی کوچکتری به این گروه ساختمانی مرکزی افزوده می‌گردد که در جهت یک محوطه حیاط عمومی کشیده می‌شود و یکدستی و یکنواختی در آن مشهود نیست.

عملیات حفاری باستان‌شناسی و همچنین تفسیر و توصیف آثار، هنوز وارد مرحله پایانی نگردیده است. البته وضعیت در مورد دیگر مجموعه‌های معماری حفاری شده تا حدودی رضایت‌بخش‌تر است و در ارتباط با آثار مکشوفه می‌توان از ریتون مشهور نسا و ساغرهای بزرگ عاج با زیباترین کنده‌کاری، سفالهایی با متنهایی اداری و رسمی به زبان پهلوی و آرامی نام برد. درهای اتاقها آثاری مبنی بر مسدود ساختن و دوباره گشودن آنها را نشان داد و همچنین آثار شکسته شدن مهرهای گلی به نام «بوله» به دست آمد که نشان می‌دهد باید گنجینه و محل نگهداری و ذخیره منطقه بوده باشد.

اماکن و آثار کشف شده در نسا

در مجموع قلعه 5 ضلعی محوطه‌ای به مساحت 15 هکتار را در بر می‌گیرد در کنج‌های قلعه دژها قرار داشتند و دیوارهای قلعه نیز با 43 برج قائم الزاویه استحکام یافته بود. در زمان ساخت قلعه نسا قدیم یعنی قلعه سلطنتی مهرداد و کرت از یک تپه طبیعی استفاده کردند و با کمک قطعات گل بریده شده آن را بلندتر کرده و صاف نمودند که البته این موضوع در قلعه نسا جدید کمتر مورد توجه بوده است و علت این را می‌توان در سلطنتی بودن قلعه نسا قدیم جستجو کرد و تکیه این قلعه از ناحیه خلفی به کوههای برافراشته کپت داغ نیز به اهمیت حفاظتی این قلعه می‌افزاید و از سوی دیگر چون در قسمت جلوی این قلعه کویر قره قوم و بیابانی قرار داشته است، از نظر تسلط به ناحیه قدامی هم مهم تلقی می‌شده است و به همین دلیل و نیز به دلیل یافته‌ها و مکشوفات متعددی می‌توان یقین داشت که قلعه نسا قدیم محل سلطنت و عمارت بوده است و قلعه نسا جدید محل سکونت طبقه کارگزاران دون رتبه و رعیت بوده است که البته اکنون به گفته مسوولان محلی در زمان اتحاد جماهیر شوروی، ساکنان اطراف قلعه نسا جدید برای زمین‌های کشاورزی از خاک قلعه جدید استفاده می‌کردند و قطعات طلا و فلزات قیمتی می‌یافتند که حکومت مرکزی در 50 سال پیش این نوع استفاده را ممنوع اعلام کرد و اکنون در منطقه قلعه نسا جدید هیچ‌گونه کاوشگری صورت نپذیرفته است و آثار مکشوفه صرفا از ناحیه نسا قدیم بوده است. در قرن سوم میلادی با سقوط سلسله اشکانیان همه گنجینه‌ها و خزاین به غارت رفتند، ولی حتی باقیمانده‌های آن خزاین نیز گواه شکوه دربار پادشاهی است.

اماکن و تالارهایی که کشف شده‌اند شامل عبادتگاه، محل جلوس پادشاهان و شرابخانه‌ها بوده است و نیز وسایل کشف‌شده را اقلامی چون سلاحها، پارچه‌ها، باقیمانده‌های تخت شاهی از عاج فیل و ظروف و ریتون‌ها تشکیل می‌دهند.

عبادتگاه

کاخ دارای اتاقهای متعددی بود و در امتداد آن حوضها و پارکها و در فاصله کمی از قصر هم عبادتگاه‌ها قرار داشتند. عبادتگاه برجی دارای طرح مربع شکل به مساحت30x20  متر بود و زیر آن مقبره‌ای با یک مجسمه روی نقطه مرتفعی در داخل مقبره قرار داشت.

این معبد در بخش شمالی یک ساختمان بزرگ با دیوارهایی به ارتفاع 60 متر قرار دارد که در ابتدا شامل 12 اتاق بزرگ به شکل مستطیل می‌شد با بلندی‌هایی در امتداد دیوارها و چهارستون در محور اتاق برای نگهداشتن سقف اتاقها. بعدا پس از نوسازی عمارت 10 اتاق کوچک دیگر نیز بر این مجموعه افزوده شد. ورودی‌های اتاقها مسدود شده بودند و بر روی سفالها اثر مهره‌های مختلف بر جای مانده‌اند که ظاهرا نشان از آن دارد که این مکان مخزن گنج مخصوص به اموات بوده است.

معبد مدور نیز به قطر 17 متر، مرکب از 2 طبقه و 3 ورودی بود که در طبقه فوقانی مجسمه‌های سفالی خدایان به ارتفاع 5/2 متر وجود داشت، سقف این معبد نیز چوبی بوده و بر روی چهار ستون آجری و دیوارهای آن بنا شده بود. نور داخل سالن از طریق دریچه‌های تعبیه شده بر دیوارها تامین می‌شد و احتمالا با فرشهای گرانقیمت مفروش بوده است.

خم‌خانه

در فاصله کمی از عمارت مربع‌شکل و در سمت شرقی آن مجموعه انبارهای شراب قرار داشت بیش از 2700 متن مکتوب دوره پارتها که بر روی قطعات شکسته خم‌ها و کوزه‌های نوشته شده بود، کشف گردیده است که زبان نوشته‌ها پارتی و الفبای آن آرامی و متعلق به قرن دوم پیش از میلاد است.

کشف ریتونها از میان بقایای این گنجینه‌های بسیار مهم است. ریتونها ظروف مخصوصی هستند که عاج فیل ساخته شده‌اند و برای نوشیدن شراب به هنگام اجرای آیین‌های مذهبی و اعیاد و جشنها مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این ظروف ویژه، علاوه بر عاج فیل از شاخ حیوانات دیگر، سفال، فلزات و شیشه ساخته می‌شدند. از بین ریتونهای کشف شده در مناطق مختلف جهان، ریتونهای نسای قدیم هم از نظر شکل و هم از نظر زیبایی و تزئینات هنری استثنایی‌اند و به همین دلیل برخی معتقدند آنها را می‌توان از شاهکارهای هنری جهان محسوب نمود.

تالار جشن‌ها

از حفاری‌های انجام شده می‌توان پی برد که در بخش مرکزی کاخ، تالار جشن‌ها با سه ورودی از طرف حیاط(30x20)  قرار دارد، صخامت تقریبی دیوارها 3 متر است که نیمه پایینی آنها با نیم‌ستونهای آجری تزئین گردیده‌اند. بین ستونهای فوقانی طاقچه‌ها و رفهایی قرار داشتند، بر روی آنها مجسمه زنان با لباسهای بلند و کلاههای لاکی رنگ و مردان شنل‌پوش دارای ریش قرار داده شده بودند که ظاهرا مجسمه‌های پادشاهان سلسله اشکانیان بود.

گنجینه‌ها

در عصر شکوفایی دولت پارت از سراسر امپراتوری عظیم که از آمودریا و مرغاب تا دجله و فرات را در بر می‌گرفت ثروت بی‌حد و حساب پادشاهان و هدایای قیمتی به سوی نسای قدیم پایتخت امپراتوران پارت سرازیر می‌شد و در گنجینه‌های ویژه نگهداری اشیاء قیمتی، انباشته می‌شد. گنجینه پادشاهان پارت در نسا شامل ساختمان چهارضلعی بزرگی با اتاق‌های متعدد، ایوانها و محوطه‌های کوچک داخلی بود. بلافاصله پس از پر شدن یکی از اتاق‌های این گنجینه از اشیاء با ارزش و جواهرات، آن را از همه طرف مسدود نموده و به نوعی به گاوصندوق بزرگ تبدیل می‌شد.

این گنجینه‌ها تا زمان سقوط نسا قدیم پایتخت امپراتوری پارت در دهه 20 سده سوم پیش از میلاد به دست ساسانیان دست نخورده باقی ماند. با وجود غارت گنجینه‌ها به دست ساسانیان اشیاء و آثار هنری بی‌نظیری از طلا، نقره، عقیق، کریستال و مرمر کشف گردیده‌اند.

مجسمه‌های مرمرین نسا

از حفاریها و کشفیات باستان‌شناسی در نسا قدیم نمونه‌های بی‌نظیر هنری شامل آثار نقاشی، مجسمه‌سازی، سنگ‌تراشی، ریخته‌گری‌های هنری و تزئینات معماری به دست آمده‌اند در میان آنها  مجسمه مرمرین از ارزش ویژه‌ای برخوردار است این مجسمه، مجسمه نیمه عریان یک زن است که از دو نوع مرمر یعنی از مرمر سفید با لکه‌های قرمز که قسمت عریان نیم‌تنه و سر مجسمه را تراشیده‌اند و پایین تنه آن از مرمر خاکستری رنگ تراشیده شده است. ظرافت این پیکره که توانسته است سیمای روانشناسی بسیار دقیقی را بوجود آورد شگفت‌آور است.

قسمتی از دستها قطع شده است. این مجسمه احتمالا پیکره رادوگونا دختر مهرداد اول پادشاه پارت است چرا که مشخصاتی که نویسندگان عهد عتیق برای رادگونا برشمرده‌اند بصورت فوق‌العاده‌ای با این مجسمه شباهت دارند. مجسمه دیگری که در گنجینه نسا قدیم کشف شده است اصطلاحا «الهه نسانی» نامیده می‌شود که آن هم از جهت ارزش هنری به همان میزان قابل توجه است.

ابوذر ابراهیمی ترکمان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها