حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حتما شما هم بکرات شنیدهاید که تیمهای پیام خراسان و ابومسلم مشهد به لحاظ مشکلات مالی و پرداخت نشدن تعهدات مالیشان به مربیان و بازیکنان، به دفعات تا مرز تعطیلی پیش رفتهاند و کجدار و مریز و با تعصب تیمی تا اینجا به حرکت خویش در لیگ ادامه دادهاند.
جالب اینجاست که در چنین شرایطی، مسوولان تربیت بدنی استان خراسان رضوی از این دو تیم به عنوان دو سرمایه استان یاد میکنند، اما در عمل به لحاظ اختلاف سلیقهها و ناهماهنگیهای طبیعی! موجود، قدمی برای بهبود وضعیت این دو باشگاه (بهتر است بگوییم تیم) برداشته نمیشود تا در تازهترین فعل و انفعال صورت گرفته نیز، امیرحسین پیروانی، سرمربی جوان تازه پیوسته به ابومسلم، قید ماندن را زده و استعفایش را تقدیم مسوولان تیم مشهدی کند.
البته وضع پیام، دیگر تیم مشهدی نیز از این بدتر است و ریشه بسیاری از درگیریها و جنجالهای دو سه هفته گذشته پیرامون این تیم را میتوان در همین نداریها جستجو کرد.
این وضعیت نداری نیز به نمایندگان فوتبال خراسان رضوی در لیگ برتر ختم نمیشود و امروز ملوان، این باشگاه پرسابقه و با قدمت شمالی نیز وضعیتی نزار دارد و از نداشتنها مینالد و میسوزد تا این سوال مطرح باشد که در چنین شرایطی چرا باید تعدادی از تیمها بدون برآورد لازم از هزینهها و مسائل و مشکلاتی که گریبانشان را در اواسط بازیها میگیرد، پا در میدان پرمخاطره لیگ باصطلاح حرفهای بگذارند.
میگوییم باصطلاح حرفهای چون اساس این لیگ روی بستری سست و نامتوازن بنا نهاده شده است. یعنی مسوولان امر صرفا خواستهاند لیگی تشکیل شود، آن هم از نوع به اصطلاح حرفهایاش تا دامنه این پز دادنها، جنبهای فرامرزی به خود بگیرد که البته چون آسیاییها تنها ظاهر را میبینند، در جریان مشکلات تو در توی این لیگ قرار نمیگیرند تا ما تنها دلخوش به این باشیم که لیگ فوتبالی داریم که صدقه سری پرسپولیس و استقلال و یکی دو تیم دیگر، چندین هزار نفر را در طول هفته به ورزشگاهها میکشاند و میلیونها نفر را نیز پای جعبه جادویی میخکوب میکند.
همه اینها ظاهر قضیه است، اما این که یک تیم برای حضور در مسابقات و برپایی اردوهای تدارکاتی و ... چگونه باید خود را به لحاظ مالی جمع و جور کند، مسائلی است بیپاسخ در فوتبال ما، بیپاسخ از این حیث که دخل و خرج مشخص نیست، حتی تیمها برای برگزاری مسابقات در زمینهایی که به آنها اختصاص مییابد، باید هزینههای فاکتور شدهای را بپردازند تا از این رهگذر، دیگران از چرخش فوتبال به نان و نوایی برسند و بس.
باشگاهها تنها باید هزینهکننده باشند و چشمداشتی به برگشت سرمایهها نداشته باشند تا تنها دلخوشیشان این باشد که سری توی سرها دارند و مسابقاتشان حداقل 4 باری پخش مستقیم میشود تا همه متوجه شوند که هنوز ابومسلم و ملوان نیز از جمع قدیمیها در فوتبال این مرز و بوم نفس میکشند. این که چگونه و تحت چه شرایطی، داستان هفتاد من مثنوی است که حکایتش را شما بهتر از ما میدانید.
حجتالله اکبرآبادی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....