فردا جمعه است؛ روزهایش از این به بعد با طلوعی دیگر گرم و شکوفا میشود. شکفتگی، با روح رنگها تکثیر میشود.
فردا جمعه است. روزی که میتواند بهاری ترین روز تقویم خاکستری ما باشد.روزی که میتواند سرشار شود از بیکرانگی حسی که قرنهاست جانمان را فرا گرفته است.
فردا جمعه است.از این پس بر شبها دیگر هراس سایه اهریمنان گسترده نمیشود. چشمها نگران به در و دیوار مینگرند.
فردا جمعه است؛ جمعه روز آغاز اوست؛ آغاز روزهای با او، آغاز روزهای فراوان، آغاز بیکرانی انسان...
آغازی برای پایان انتظار، پایان انتظار زمانهها و اعصار...
جمعه، روز دیگری است، روزی که ...
ای پادشه خوبان
داد از غم تنهایی
دل بیتو به جان آمد
وقت است که باز آیی...
پینوشت: از این پس هر پنجشنبه شب را در این فضا سرشار از زیباترین احساسها و امیدوارترین معرفتها با هم دعای فرج میخوانیم با زبانی دیگر.