بد نیست یکبار دیگر گزارش های خبری حمله به نیویورک را مرور کنیم .
روز یازدهم سپتامبر 2001 ، ساعت 50/8 دقیقه صبح ، شبکه خبری CNN، با قطع برنامه عادی خود، گزارش داد که یک هواپیمای مسافربری با برج شمالی تجارت جهانی برخورد کرده است.
از آنجا که هنوز فیلمی از محل حادثه گزارش نشده بود، تصویر ثابتی از برج منهتن در حالی که دود از آن بیرون می زد نشان داده شد.
سال 2001 را شاید بتوان بدترین دوران تاریخ خطوط هوایی امریکا دانست.
قبل از یازدهم سپتامبر شرکتهای هواپیمایی ورشکستگی را در چند قدمی خود احساس می کردند.
خدمات فنی هواپیماها در ارزان ترین و سطحی ترین صورت رفع و رجوع می شدن و برجهای مراقبت فرودگاه ها خدمات مطمئنی ارائه نمی کردند و تراکم هوایی بیش از حدی که در اطراف فرودگاه و شهر نیویورک وجود داشت ، باعث بی نظمی گسترده ای شده بود.
لذا پس از اولین گزارش CNN، آنچه ذهن مخاطب را به خود مشغول می کرد، تاسف بر این شاهکار خطوط هواپیمایی امریکا بود.
اگرچه امکان هر حادثه ای غیر از تصادف هوایی وجود داشت ، اما CNN در خبر بعدی گزارش داد که : این حادثه می تواند حمله ای تروریستی باشد.
در گذشته ای نه چندان دور، یعنی در 26 فوریه 1993، یکبار برج تجارت جهانی مورد حمله قرار گرفته بود.
در آن زمان با انفجار یک وانت استیشن پر از مواد منفجره در پارکینگ زیرزمین ساختمان ، شش نفر کشته و هزاران تن دیگر زخمی شدند.
حمله سال 1993 به گروههای مسلح اسلامی نیویورک به رهبری شیخ عمر عبدالرحمان نسبت داده شد.
مفسر خبری CNN معتقد بود در صورت عمدی بودن حادثه کار، احتمالا کار گروههای بنیادگرای اسلامی به رهبری اسامه بن لادن ، میلیونر سعودی است.
بن لادن که از او به عنوان پشتیبانی کننده مالی این عملیات یاد می کنند، در تاریخ 23 اوت 1996 از پناهگاهش در افغانستان ، فتوایی مبنی بر یک جهاد مقدس علیه امریکا و اسرائیل صادر کرده بود.
حملاتی که در هفتم اوت 1998 بر علیه سفارتخانه های امریکا در نایروبی (کنیا) و دارالسلام (تانزانیا) تدارک شده بود را هم به وی و گروه او نسبت می دهند.
لذا، درچند سال اخیر، بن لادن به دشمن شماره یک امریکا شهرت یافت و پلیس فدرال امریکا برای کله او پنج میلیون دلار جایزه تعیین کرد و شورای امنیت سازمان ملل از دولت طالبان خواست او را جهت محاکمه تسلیم کند.
دولت امریکا نیز همواره در پی محاکمه غیابی بن لادن در دادگاه نیویورک بوده و هست .
بعد از حادثه ، شبکه های تلویزیونی امریکا، یکی بعد از دیگری پخش زنده و مستقیم از حادثه نیویورک را آغاز کردند و بینندگان تلویزیون برخورد دومین هواپیما به برج جنوبی مرکز تجارت بین المللی را به طور زنده از شبکه های تلویزیونی امریکا مشاهده کردند.
تصویربرداران شبکه های تلویزیونی که تا لحظاتی قبل از 9و 3و دقیقه صبح ، مشغول تهیه گویاترین تصویر از آتش سوزی برج شمالی بودند، به یکباره دوربین ها را به طرف هواپیمایی متمرکز کردند که با سرعت زیاد به برج جنوبی نزدیک شد.
لحظه اصابت این هواپیما به برج دوم را میلیون ها نفر به طور زنده از گیرنده های خود دیدند.
در آن لحظه هیچ کس تردید نکرد که امریکا در خاک خود مورد حمله تروریست ها قرار گرفته است.
پس از دو حمله هوایی نزدیک به هم ، وحشت از حملات تکمیلی زمینی و کماندویی تروریست ها باعث شد که تمام بندرها، پلها و تونلها بسته اعلام شود.
پلیس نیویورک در ساعت 9 و 40 دقیقه طی اطلاعیه ای ، حمله هوایی به سایر برجها را هم محتمل دانست و بیست دقیقه بعد یعنی راس ساعت 10 صبح ، همزمان با اعلام خبر حمله به پنتاگون ، مردم دنیا مستقیما شاهد فروریختن برج جنوبی بر صفحه تلویزیون ها بودند.
ساعت 10 و 29 دقیقه نوبت به سقوط دومین برج (برج شمالی) رسید و منهتن در زیر چادری از دود و غبار پنهان شد.
احتمال آن می رفت که دهها هزار نفر در این حادثه کشته و زخمی شده باشند.
بعدها معلوم شد که حرارت حاصل از برخورد و انفجار بسیار شدید هواپیماها، سازه های فلزی ساختمان را ذوب کرده و ستونها تحمل بار فوقانی را از دست دادند.
جرج پاتاکی فرماندار نیویورک ، با بسیج تمامی دفاتر ایالتی از گارد ملی خواست که به نجات مصدومان حادثه بشتابند.
او گفت : من هیچ فکری جز نجات کسانی که در آن دو برج گرفتار شده اند ندارم .
انگار همه آنها دوستان و بستگان من هستند برای نجات آنها از هیچ کوششی فروگذار نکنیم .
ساعت 11و2 دقیقه صبح رادیو نیویورک وان خطاب به اهالی نیویورک ، اطلاعیه ای را پخش کرد.
مفاد این اطلاعیه که رودولف گیلیانی ، شهردار وقت نیویورک در یک تماس تلفنی آن را برای شنوندگان رادیو خواند، از این قرار بود: از تمام کسانی که خارج منطقه منهتن قرار دارند درخواست می کنم که از منزل و محل کار خود خارج نشوند.
اگر در منطقه تجاری شهر قرار دارید، برای تسهیل در عملیات نجات از منطقه حادثه دیده گرفته به آرامی به سمت شمال شهر حرکت کنید، تا ما بتوانیم عملیات نجات را هرچه سریعتر و بهتر انجام دهیم.
پس از پخش این اطلاعیه ، جمعیتی بالغ بر دهها هزار نفر، با پای پیاده از روی پلها، به خارج از منهتن گریختند (پلها قبلا به روی اتومبیل ها بسته شده بود) ساعت 20/5 عصر، برج شماره هفت مرکز تجارت بین المللی هم ، بی آن که هواپیمایی به آن برخورد کند، فرو ریخت.
این برج قبل از حادثه کاملا تخلیه شده بود مرکز خدمات امدادی نیویورک ، علت ریزش برج هفتم را ناشی از اثر جانبی فروریختن دو برج شمالی و جنوبی تشخیص داد.
از آنجا که فروریختن سایر برجها نیز محتمل به نظر می رسید و امکان داشت تلفات ، لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر شود، این مرکز سفارش حمل سی هزار کیسه ملحفه پلاستیکی برای حمل اجساد احتمالی را داد.
پس از گذشت یک شبانه روز بود که ویرایش دوم داستان 11 سپتامبر این گونه تنظیم شد: گروههای نظامی اسلامگرای وابسته به شبکه بن لادن ، در گروههای پنج نفره و مسلح به تیغهای موکت بری ، هواپیماها را در اختیار گرفته بودند.
آنها با قربانی کردن خود هواپیماها را به سبک خلبانان انتحاری ژاپنی (Kamikaze) به برجها کوبیدند.
در نگاه اول همه چیز کاملا روشن و انکارناپذیر می نمود، اما هرچه در شرح وقایع منتشره عمیق تر می شدیم ، تناقض های بیشتری آشکار می شد.
اف . بی . آی ، 2 هواپیمای یاد شده را از نوع بوئینگ 767 شناسایی کرد. یکی از آنها پرواز شماره 11 شرکت هواپیمای امریکن ایرلاین بود که در مسیر بوستن - لوس آنجلس پرواز می کرد و دیگری پرواز شماره 175 شرکت یونایتد ایرلاین بود که او هم در همان مسیر بوستن - لوس آنجلس در پرواز بود.
هر دو شرکت هوایی هم گم شدن هواپیماهای خود را تایید کردند.
برخی از مسافران هواپیما توانستند لحظه هایی از ماجرای عملیات را برای بستگان و دوستان خود به وسیله تلفنهای همراه گزارش کنند.
از میان گفته های مسافران معلوم شده که همه را در انتهای هواپیما جمع کرده بودند.
به عبارت دیگر، همه را از محل اصلی عملیات که کابین خلبان باشد دور نگاه داشتند.
تعداد مسافران به عمد و یا سهو بسیار کمتر از ظرفیت اصلی هواپیما بود.
در پرواز شماره 11 امریکن ایرلاین ، 81 نفر و در پرواز 175 یونایتد ایرلاین 56 نفر بودند در حالی که ظرفیت هریک از هواپیماها 239 نفر است .
بنا به اطلاعاتی که از مسافران به دست آمده ، هواپیماربایان به سلاح سرد مسلح بودند.
زمانی که تمام فرودگاه ها بسته اعلام شده و تمام هواپیماهای در حال پرواز، جهت کنترل ، مجبور به فرود در نزدیک ترین فرودگاه شدند، در بازرسی FBI از داخل 2 هواپیما، دو عدد تیغ کاتر در زیر تشک صندلی ها کشف شد.
این هواپیما، پروازهای شماره 43 (نیویورک - لوس آنجلس) و1729 (نیویورک - سانفرانسیسکو) اعلام شدند.
بعدها سازمان CIA، چندین کیسه تیغ کاتر در محل اقامت بن لادن در افغانستان پیدا کرد.
سازمان سیا، تیغهای کشف شده در منزل بن لادن را، شاهدی بر تمرین و آمادگی چریکهای اسلامی در به کار گرفتن این سلاحها دانست و حالا جالب اینجاست که عبور دادن سلاحهای گرم از جنس کامپیوزیت (سلاح های گرمی که از آلیاژ مخصوص ساخته شده و دستگاه های کنترل هواپیما قادر به شناسایی آن نیست).
به داخل هواپیماکاری به مراتب راحتتر از عبور دادن تیغهای فولادی است .
نمی توان باور کرد که بن لادن ، مرتکب چنین بی احتیاطی بزرگی شده باشد.
اما واقعا چرا پای سلاح سرد و تیغ کاتر به میان کشیده شد؛ پاسخ روشن است : افکار عمومی مردم امریکا، چنین شکل گرفته که عربها و چریکهای اسلامی ، اغلب قربانیان خود را با سلاح سرد می کشند.
آن هم به سبک بریدن گلوی قربانی ! پیش کشیدن موضوع کاتر، عرب بودن تمام هواپیمارباها را القا می کند.
موضوعی که در افکار قالبی جامعه امریکا نسبت به عربها، نیازی به اثبات ندارد.
هواپیما برای این که برج و هدف را به خوبی ببینید و نشانه رود، بایستی ارتفاع خود را به مقدار قابل توجهی کاهش می داد تا درست رودرروی هدف قرار بگیرد.
نمای شهر از ارتفاع بالا چیزی شبیه نقشه راهنمای شهری است .
علایم و نشانه ها ناپیداست و برج از نمای فوقانی ، اصلا مناسب هدفگیری نیست .
برای اصابت به نقطه موثر، هواپیما بایستی در ارتفاع بسیار پایین ، هر لحظه تغییر موقعیت دهد و مانور بسیار ظریفی را به نمایش گذارد.
تنظیم ارتفاع هواپیما از زمین و ساختمان های اطراف و همچنین هدایت مستقیم به طرف نقطه موثر برج ، کاری بسیار دقیق و حرفه ای را می طلبید.
عرض برج حدود 75 متر و طول بالهای بوئینگ 767، حدود 55 متر است و فیلمهای ویدئویی از حادثه نشان می دهد که هواپیما درست در وسط برج فرو می رود.
در حالی که اگر در هدایت هواپیما فقط 65 متر (در محل هدف و نه از لحظات اول هدفگیری) خطا پیش می آمد، هواپیما با همان سرعت ، بدون برخورد با هدف ، از کنار برج می گذشت .
دشواری هدف گیری زمانی ملموس تر می شود که بدانیم .
این فاصله (65 متر) در سرعت 460 کیلومتر بر ساعت در زمانی حدود 3/0 ثانیه طی می شود.
با توجه به قدرت مانور اندک بوئینگ 767، این هدف گیری برای خلبانان پرتجربه هم باورنکردنی است ; چه رسد به خلبان های آماتور و در مرحله آموزش ! برای هواپیمای اول باد در جهت موافق می وزید و این حالت حفظ تعادل هواپیما را برای خلبان آسان می کرد.
اما باد مخالف ، با فشارهای چرخشی خود از روبه رو، هدایت دومین هواپیما را برای خلبان ، پیچیده و مشکل کرده بود.
با این حال این خلبان هم هواپیما را به نقطه ای حساس تر از پیش و در ارتفاع پایین تر و در وسط برج دوم کوبید.
در نظرخواهی از خلبانان پرتجربه در مورد کیفیت و دقت عمل هواپیماربایان در این ماجرا، اغلب معتقد بودند در این حرفه کمتر کسی پیدا می شود که بتواند مدعی چنین پرواز دقیقی باشد; چه رسد به خلبانهای تازه کار و آماتور.
البته برای انجام چنین پرواز دقیقی ، روش مطمئنی وجود دارد: استفاده از امواج رادیویی هدایت گر هواپیما.
امواجی که از محل هدف منتشر شده و هواپیما را بصورت خودکار به سمت خود هدایت می کند.
به منظور جلوگیری از کشف محل استقرار فرستنده هدایتگر امواج ، این امکان وجود دارد که فرستنده ها فقط در لحظه مورد نیاز روشن و فعال شده باشند. به هر حال از گروه هواپیماربایان ، بایستی کسی یا کسانی هم از روی زمین ، بخشی از عملیات را هدایت می کردند.
اگر چنین باشد و بخشی از هدایت ، از طریق فرستنده های رادیویی انجام شده باشد، دیگر چه نیازی است به افراد متعددی از خلبانان کارآموز در داخل هواپیما؛ فقط کافی است که ، 1 الی 2 نفر از هواپیماربایان پس از در دست گرفتن کنترل هواپیما، هواپیما را بحالت پرواز اتوماتیک درآوردند.
در واقع برای هدایت چنین پرواز دقیقی ، در اصل ، هیچ نیازی به ربودن هواپیما و گروگانگیری نیست .
کافی است ، قبل از پرواز، با دستکاری سیستم کامپیوتری هواپیما، قصد طراحان عملیات عملی شود و حتی با تکنولوژی جدید گلوبال هاوس نیازی به عملیات نامطمئن دستکاری کامپیوتری هواپیما در روی زمین هم نیست ! این سلاح جدید وزارت دفاع امریکا قادر است که هواپیمای در حال پرواز را تحت کنترل مرکز هدایتگر زمینی یا هوایی خود درآورد.
هواپیمای بوئینگ نیز احتمالا تحت چنین شرایطی بصورت کنترل از راه دور و شبیه هواپیماهای بدون خلبان ، به سمت هدف هدایت شده است .
شاهکار خطوط هوایی آمریکا
پس از فروریختن برجها، آژانس مدیریت
حوادث امروز غیرمترقبه امریکا (FEMA) هیاتی مرکب از اعضای انجمن مهندسان عمران امریکا را مامور تحقیق تفحص پیرامون حادثه کرد.
در گزارش اولیه این انجمن ، چنین آمده بود که : حرارت بسیار شدید حاصل از انفجار سوخت هواپیما، ساختار فلزی مرکز ساختمان را تا جایی تضعیف کرد که قادر به تحمل بار فوقانی طبقات بالا نبود.
اما این فرضیه ، از طرف انجمن آتش نشانان نیویورک ، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و نشریه Fire Engineeing با ارائه جداول و محاسبات نشان داد که ستونهای مرکزی برج پس از آن حرارت هنوز مقاوم بوده و قادر بودند مدتهای طولانی دوام بیاورند.
ماموران آتش نشانی که زودتر از بقیه در محل حاضر شده بودند، کاملا مطمئن بودند که لحظاتی قبل از فروریختن برج ، صدای انفجاری از طبقات زیرین ساختمان شنیده اند.
آنها حتی خواستار بررسی این موضوع توسط مراکز تحقیقاتی مستقل شدند.
سازمان آتش نشانی نیویورک در صدد بود که نوع ماده انفجاری در انفجار زیرزمین را بیابد، اما هیچ جوابی بدست نیامد.
همچنین در رابطه با انفجاری که منجر به کشته شدن گروهی از ماموران نجات ، در طبقه همکف برج شد هم ، سوال ها بی پاسخ ماند.
وان رومرو ، چهره سرشناس موسسه تحقیقات و فن آوری معدن واقع در نیومکزیکو هم معتقد بود که این کار فقط در قالب انفجار می توانست صورت گرفته باشد.
مرکز تجارت جهانی که ظاهرا کاربری غیرنظامی داشته ، جایگاهی نظامی را هم در دل خود پنهان داشته بود و به این ترتیب از هزاران نفر قربانیان این حادثه ، بدون آن که بدانند، به عنوان دیوار دفاعی استفاده می شده است .
مخفیگاه های CIA نه تنها در برج شماره هفت که در سایر ساختمان ها و در طبقات زیرین گسترده بود.
پایگاه اطلاعاتی CIA در برج شماره هفت ، از سال 1950 ماموریت داشت تا تردد هیات های خارجی در سازمان ملل را زیرنظر بگیرد.
اما در زمان ریاست جمهوری کلینتون به طور غیرقانونی ، دامنه فعالیت هایش را به جاسوسی الکترونیکی در سطح منطقه منهتن گسترش داد و در عمل ، تمامی ساز و برگها و مکانیزم های ضدشوروی در زمان جنگ سرد، یکجا در خدمت جاسوسی اقتصادی قرار گرفت .
با این ترتیب ، پایگاه اطلاعاتی CIA واقع در نیویورک به مهمترین پایگاه اطلاعات جاسوسی اقتصادی تبدیل شد.
این تجدید ساختار غیرقانونی و خودسرانه ، زمینه ساز درگیری های شدیدی بین این مرکز و سایر شاخه های ساختار سنتی CIA شد.
اگر به گذشته ای نه چندان دور برگردیم ، بعید نیست حمله 26 فوریه سال 1993 به برج تجارت جهانی که 6 کشته و هزاران زخمی بر جای گذاشت هم در اصل ، با هدف تخریب این مرکز سری CIA طراحی و اجرا شده بود.
اگرچه این مرکز در آن زمان به توسعه یافتگی سال 2001 نبود.
با توجه به این نکته که در زمان فعالیت برجهای دوقلو، به طور معمول 30 تا 40 هزار نفر در آن تردد داشته و به کار مشغول بودند، از آنجا که هر یک از برجها شامل یکصد و دوطبقه بود، به طور متوسط هر طبقه یکصد و سی و شش نفر را در خود جای می داد.
در حادثه برج شمالی ، هواپیمای بوئینگ ، طبقات بین طبقه 85 و طبقه 80 را مورد اصابت قرار داد.
ساکنان این طبقات را بایستی در ردیف کسانی قرار داد که در همان لحظات اول با اثر ضربه شدید و حرارت حاصل از انفجار، نابود شدند.
اما با بالا گرفتن شعله های آتش ، افرادی که در طبقات بالاتر از هشتادمین بودند هم بدون هیچ راه فراری خود را گرفتار آتش دیدند.
برخی بین تسلیم در برابر آتش و پریدن از پنجره ، راه دوم را انتخاب کردند.
اندکی بعد، زمان فرو ریختن ساختمان فرا رسید و تمامی کسانی که در سی طبقه فوقانی ساختمان گرفتار بودند نیز تسلیم مرگ شدند.
با محاسبات ما از معدل ساکنان هر طبقه ، تعداد کشته شدگان نبایستی کمتر از 4080 نفر می شد، اما گزارش رسمی نهم فوریه 2002، مجموعه تلفات دو حادثه را 2843 نفر اعلام کرد.
تازه این تعداد ، شامل مسافران و خدمه هواپیما اعضای گروه ، پلیس و گروه نجات که هنگام فرو ریختن برجها درزیر آوار ماندند هم می شد.
در رابطه با حادثه مرکز تجارت جهانی ، افاضات رئیس جمهور جرج بوش شنیدنی است ، این گفتگو در جریان ملاقات رئیس جمهور با شهروندان اورلاندو در فلوریدا بتاریخ چهارم دسامبر انجام شد.
سوال : جناب رئیس جمهور، اولا این که ، شاید شما نیز نتوانید تصور کنید چه تلاشهایی برای این آب و خاک انجام داده اید، ثانیا، علاقه مندیم بدانیم پس از شنیدن خبر حمله تروریست ها (به مرکز تجارت جهانی) چه احساسی داشتید؛ (تشویق و کف زدن حضار) رئیس جمهور جرج بوش : از شما متشکرم ، جردن (مجری مراسم) خوب ، جردن ، نمی توانی تصور کنی که پس از شنیدن حمله تروریست ها، در چه شرایطی قرار گرفتم .
من در فلوریدا بودم و Andy card رئیس ستادم همراه من بود.
قرار بود در کلاس درس برای بچه ها راجع به برنامه مطالعاتی و کارهای آنها صحبت کنم .
تا زمان رفتن به کلاس در فضای بیرون منتظر نشسته بودم ، آنجا بودن که برخورد هواپیما با برج را دیدم ، البته تلویزیون روشن بود، من خودم زمانی پرواز می کردم ، با خودم گفتم ، خوب ، این هم یک خلبان ناشی ، گفتم این باید، حادثه وحشتناکی باشد یکباره خشکم زد، فرصت فکر کردن به این موضوع نبود، من توی کلاس نشسته بوم و Andy رئیس ستادم هم آنجا نشسته بود، بطرف من آمد و گفت ، هواپیمای دوم هم به برج خورد، به امریکا حمله شده .
جردن ، در لحظات اول ، نمی دانستم چه تصمیمی بگیرم.
تو میدانی من در دوره ای بزرگ شدم که حمله به امریکا مفهومی نداشت و هیچ وقت چنین تصوری هم در ذهنم شکل نگرفته بود، شاید پدر و مادر شما هم هرگز چنین تصوری را نداشتند و من در آن لحظه کوتاه با خودم فکر کردم ، حمله به امریکا چه مفهومی ممکن است داشته باشد، من می دانستم کسی قدرت پرداخت تاوان حمله به امریکا را ندارد.
خوب ، از قرار معلوم ، رئیس جمهور امریکا، طبق گفته خودش ،چند ثانیه پس از برخورد اولین هواپیما به برج ، تصویر این حادثه را دیده است.
به طور یقین ، این تصاویر، از میان تصاویری که مستندسازان فرانسوی julesو Gedeon Navdetو به طور اتفاقی از حادثه گرفتند انتخاب نشده بوده چون این مجموعه اولین بار، سیزده ساعت بعد توسط موسسه Gamma پخش و منتشر شد.
تصاویری که جرج بوش چند لحظه بعد از برخورد هواپیما به برج اول (شمالی ) مشاهده کرد، یقینا تصاویر موسسه Gamma نبوده و بایستی تصاویر سری دیگری بوده ، که بدون درنگ به محل استقرار رئیس جمهور ارسال شده باشد، به طور یقین تجهیزات مخابراتی محرمانه ای از قبل در اطاقی که برای رئیس جمهور در محل دبستان اختصاص داده شده ، تدارک دیده بودند و اگر سازمان اطلاعات امریکا، فیلم برخورد اول را تهیه کرده باشد، به این معنی است که آنها از قبل آماده چنین حادثه ای بوده اند و در این صورت باید پرسید چرا اقدامی در جهت نجات دوستان و هموطنان خود انجام ندادند؛.
نتایج مطالعات ما، به طور خلاصه از این قرار است که : تروریست ها با تدارک تجهیزات و همکارانی در بخش زمینی ، عملیات را به انجام رساندند.
بخش زمینی عملیات ماموریت داشت که دو منبع رادیویی هدایتگر هواپیما را در زمان مشخص فعال کرده و همچنین قبل از وقوع حادثه ، با هشدار و تهدیدات تلفنی به افراد مستقر در برجها، تلفات را به حداقل رسانده و در نهایت به تخریب انفجاری طبقات زیرین هر سه برج شمالی ، جنوبی و شماره 7، اقدام کنند، تمام این مراحل در مقابل چشمان سازمان اطلاعاتی امریکا صورت گرفت ، بی آن که قدمی در توقف آن بردارند.
آیا می توان پذیرفت که عملیاتی تا این حد دقیق و عظیم ، از ذهن و فکر مردانی در دل غارهای افغانستان تراوش کرده و یا توسط تعداد انگشت شماری از شبه نظامیان اسلامی صورت پذیرفته باشد؛.
کاخ سفید و موش کورها
از آن روز ناخوشایند روایتی رسمی به جای مانده است ، از این قرار: Robert Mueler رئیس سازمان FBI پس از دومین حمله بلافاصله ، شرایط اضطراری موسوم به 3 Conplan را اعلام فعال کرد.
در این شرایط، تمام موسسات دولتی پس از آگاهی از نوع حادثه ، با تمام امکانات تحت امر مرکز اطلاعات و عملیات FBI موسوم به SICO و همچنین ستاد مقابله با
حوادث امروز غیرمترقبه CDRG قرار می گیرند.
با اعلان وضعیت Conpaln تمام مراکز تجمع خصوصی و دولتی ، از مراکز آسیب پذیر و در معرض حملات تروریستی شناخته شده و بلافاصله پس از خارج کردن افراد از محل ، بسته می شوند.
ساعت ده صبح ناگهان ، سرویس امنیتی مسوول حفاظت از مقامات ارشد، با اعلان شرایط اضطراری ، اطلاعیه جدیدی صادر می کند: کاخ سفید و هواپیمای اختصاصی رئیس جمهور هر دو در معرض هجوم قرار دارند.
در غیاب رئیس جمهور، جانشین و معاون وی ، دیک چینی ، به مرکز عملیات در شرایط اضطراری این مرکز فرماندهی زیرزمینی ، درست زیر یال غربی ساختمان کاخ سفید حفر شده است .
پس از استقرار چینی ، طرح تثبیت و استمرار حکومت جهت اجرا، ابلاغ می شود.
بنا به دستورالعمل این طرح ، مقامات ارشد سیاسی کشور، مقامات اجرایی و همچنین اعضای کنگره امریکا به محل امنی هدایت و از این طریق توسط هلی کوپترهای نیروی دریایی به دو پناهگاه ضداتمی منتقل می شوند.
این پناهگاه عبارتند از (Mount Weather) در ویرجینیا و دیگری "Raven Rock MMountain" در نزدیکی کمپ دیوید نباشد و به پایگاه "R" شهرت یافته به پایگاه اول که به فناوری های پیشرفته مجهز شده پایگاه اصلی و پایگاه R، نقش جایگزینی دارد، این پایگاه های پیشرفته بجای مانده از دوران جنگ سرد می تواند پذیرای هزاران میهمان ناخوانده باشد، اما جناب رئیس جمهور به چه مشغول اند؛ جرج بوش در حال هزیمت به واشنگتن بود که مسیر خود را به سمت پایگاه "Barksdale" واقع در لویزیانا تغییر داد، هواپیمای رئیس جمهور بدون توقف در این پایگاه ، عزم پرواز به پایگاه هوایی (offutt) در نبراسکا فرمودند.
پایگاه اخیر (offutt) مرکز فرماندهی استراتژیک امریکا است و فرمانهای مراحل آماده سازی ، تعین اهداف و حملات اتمی از این مرکز صادر می شود.
هواپیمای رئیس برای در امان ماندن از حملات ، فاصله دو پایگاه نظامی را در ارتفاع کم و در پناه جنگنده های محافظ، بطور زیگ زاگ ، پرواز کرده بود.
برای محافظت از رئیس جمهور در مقابل حمله احتمالی تک تیراندازان از باند فرود و محل توقف هواپیما تا آستانه ساختمان پایگاه ، راهرویی فولادی از اتومبیل های نظامی شکل گرفت .
عملیات حفاظت از مقامات بلندپایه کشور تا ساعت شش بعدازظهر یعنی زمان خروج جرج بوش از پایگاه و پرواز به سمت واشنگتن ادامه داشت .
برنامه "Meet the Press" شبکه NBC در شانزدهم سپتامبر میزبان دیک چینی ، معاون ریاست جمهوری بود، شرایط و چگونگی اعلام شرایط اضطراری توسط سازمان اطلاعات ، در این مصاحبه شرح داده شده است ،6 این گفتگوها توسط Tim.Russert مجری برنامه meetthepress صورت پذیرفته .
چینی : چند دقیقه ای در دفترم [یال شمالی کاخ سفید] مشغول تماشای شکل گیری
حوادث امروز بودم و تازه می خواستم فکر کنم که چه باید بکنم که مامور سازمان امنیتی ، داخل اطاق شد، بدون این که مرا "Sir" خطاب کند و یا رسمی و مودبانه برخورد کند گفت ما باید فورا از اطاق خارج شویم و بدون درنگ مرا گرفت و...
راسرت : یعنی عملا شما را بلند کرد و برد؛
چینی : آره ، می دونید، اونها از من درشت تر و بلندترند، و همین طور که منو با خودشون می بردند پاهام زمین می خورد، بالاخره منو کاملا بلند کردند و رفتند داخل راهرو، از اونجا هم از پله ها پایین رفتند.
از پله ها و راهروها و... تا به زیرزمین کاخ سفید که برای شرایط اضطراری از خیل تدارک شده ، علت این اقدام آنها گزارشی بود مبنی بر تغییر مسیر تروریست ها بسمت کاخ سفید.
راسرت : این همان پرواز شماره 77 بود که از دالاس بلند شده بود؛
چینی : از قرار معلوم همان پرواز شماره 77 بود که دالاس را به مقصد اوهایو ترک کرده بود.
او در این مسیر تروریست ها هواپیما را ربودند، اونها فرستنده هواپیما را خاموش کرده بودند، بعدا گزارش شد که هواپیما در اوهایو سقوط کرده ، ولی این طور نبود، البته آنها مسیر رو دور زدند و یکسره بطرف واشنگتن آمدند، یا بهتر بگیم که اونها در اصل بقصد کاخ سفید و... راسرت : در حقیقت هواپیما کاخ سفید را دور زد؛
چینی : کاخ سفید رو دور نزد، ولی بسمت کاخ سفید در حرکت بود، سازمان امنیتی با سازمان هواپیمایی کشوری (FAA) بطور دایم در تماس بودند، این هماهنگی بعد از حادثه برج تجارت جهانی بوجود آمد.
راسرت : از طریق رادار.
چینی : فرمانی که هواپیما وارد منطقه خطر شد و معلوم شد که قصد حمله به کاخ سفید رو داره ، آن وقت بود که منو برداشتند و با خودشون به زیرزمین کاخ بردند، این که هواپیما به کاخ برخورد نکرد، کاملا معلومه ، اما، آنچه که سایت رادار ثبت کرده ، نشان می ده هواپیما دوری زد و از کاخ دور شد و دوباره برگشت و بعد به پنتاگون خورد.
چینی : ما از طریق سازمان اطلاعات کشور، متوجه شدیم که هواپیمای رئیس جمهور در معرض خطره ، رئیس جمهور هم در هواپیما بود.
راسرت : واقعا قصد داشتند به هواپیمای رئیس جمهور حمله کنند؛ شما کاملا مطمئن بودید؛
چینی : من مطمئن بودم ، حالا، شما می دونید، ممکنه یک آدم نامتعادل این تلفن رو زده باشه ، اما وسط او جریانات امکان بررسی این که کی اون تلفن رو زده نبود.
من فکر می کنم اون تهدید، چیزی نبود که بشه بسادگی ازش گذشت ، برای همین هم بود که سازمان اطلاعات منو در جریان گذاشت ، همین که منو به پناهگاه کاخ بردند، در تماس تلفنی و بعد از شرح ماجرا برای رئیس جمهور، به او گفتم فعلا از مراکز تهدید خودشو دور نگه داره ، خوب من هم به مرکز عملیات در بحران یا "PEOC" رفتم ، اونجا از طریق معاون راه و ترابری کشور NormMineta یا هواپیمایی کشوری (FAA) در تماس بودم معاون رئیس جمهور اقرار می کند که بطور غیرمنتظره توسط مامور حفاظت اش از احتمال حمله به کاخ سفید مطلع و به اجبار به پناهگاه کاخ منتقل شد و معلوم شده هواپیمای ربوده شده از نوع بوئینگ 77، ناتوان از یافتن کاخ سفید بر فراز واشنگتن در حال گشت زنی بوده و سرانجام بر پنتاگون سقوط می کند.
دومین اخطار حمله به هواپیمای رئیس جمهور زمانی به سازمان اطلاعات کشوری می رسد که ماموران این سازمان در حال جابجایی و انتقال مقامات ارشد و اعضای کنگره به محل امن بودند.
ظاهرا یک هواپیمای ربوده شده دیگر قصد کوبیدن هواپیما به هواپیمای رئیس جمهور را داشته است .
یک بار دیگر و تناقضی دیگر در روایت مقامات رسمی از حادثه .
ریک چینی رئیس جمهور یک بار هدف هواپیمای ربوده شده را کاخ سفید و هواپیمای رئیس جمهوری اعلام می کند و بار دیگر پرواز شماره 77 ساخته ذهن اش را بر پنتاگون فرود می آورد.
تصور گشت زنی هواپیما بر فراز کاخ سفید با هدف یافتن هدف نیز از فرآورده های ذهن خلاق ! جناب معاون است .
بنا به روایت ریک چینی بایستی چنین تصور کنیم که ماموران امنیتی مستقر در کاخ سفید، بجای فعال کردن سیستم ضدهوایی کاخ ، فقط دستور داشته اند مقامات ارشد را به پناهگاه هدایت کنند.
طرفه این که ذهن خلاق جناب معاون با دست ودل بازی هواپیمای دیگری خلق می کند که در جستجوی هواپیمای رئیس جمهور بر فراز واشنگتن در جولان است ، در حالی که هواپیمای رئیس جمهوری با چندین جنگنده نیروی هوایی اسکورت می شود، یافتن منبع این الهامات هنری کار دشواری نیست ، کافی است که شیرین کاری های اسب سواران در فیلم های وسترن را بخاطر بیاورید.
حتما اگر بخواهیم این داستان را با همه تناقضات آن یک جا بپذیریم هنوز جوابی برای برخی از حرکتها و اقدامات بظاهر امنیتی ، رئیس جمهور نمی توانیم پیدا کنیم.
بعنوان نمونه ، چرا مقامات امنیتی حتی در پایگاه نظامی استراتژیک و محل فرود هواپیمای رئیس جمهور نگران حمله تک تیراندازان به رئیس جمهور بودند؛ آیا مقامات امنیتی واقعا نگران نفوذ چریک های اسلامی به این پایگاه نفوذناپذیر نظامی بودند؛! داستان های سرگرم کننده دیک چنی باعث شد تا از سخنان سخنگوی کاخ سفید Ari fleischer و همچنین Karl Rove مشاور ارشد کاخ سفید غافل شدیم ، صحبتهای این دو مقام ارشد کاخ سفید سرنخ هایی ترفندهای درون حزبی بدست می داد، آماده سازی و هدایت افکار عمومی به مقابله با دشمنان خارجی و لزوم ورود به جنگ محور اصلی سخنان این دو مقام ارشد امریکایی است.
روزنامه های 12 و 13 سپتامبر به نقل از سخنگوی کاخ سفید "A.fleischers" عنوان کردند که : سرویس امنیتی قبل از
حوادث امروز ، پیامهایی از علاملان حمله دریافت کرده بودند، دراین پیامها، کاخ سفید و هواپیمای رئیس جمهور در فهرست اهداف حمله قرار داشت.
در این روز خبر بسیار عجیب و بی سابقه بهره برداری و استفاده عاملان حمله از رمز مخابراتی سری رئیس جمهور، برجسته ترین عنوان خبری روزنامه نیویورک تایمز را بخود اختصاص داد.
در چنین اوضاع و احوالی دیگر خبر نشدید "Wofld Net Daily" برای خوانندگان غیرمنتظره نبود.
ورلدنت دیلی عنوان کرد که تروریست ها به رمز عبور اکثر مقامات ارشد اطلاعاتی دست یافته بودند، ازجمله : آژانس مبارزه با موادمخدر، (Drug EEnforement Agency) اداره تجسس کشوری (National Reconnaissance offic)، اداره اطلاعات نیروی هوایی Air Force) (intelligence، اداره اطلاعات ارتش (Army intelligence) اداره اطلاعات نیروی دریایی (Naval Intelligencence)، اطلاعات منطقه ای نیروی دریایی The Marine) (corpslligencel، مرکز خدمات اطلاعات وزارت کشور The intelligence Services of) (state Department و درنهایت وزارت انرژی ، شمار مقاماتی که فقط یکی از رمزهای فوق را دراختیار دارند بسیار اندک است ، و هیچ مقام ارشدی غیر از رئیس جمهور مجاز به دانستن بیش از یک رمز نیست ، این که عاملان حمله چگونه به مجموعه ای از رمزها دست یافته اند دو احتمال بذهن می رسد، یکی این که آنها با استفاده از نرم افزارهای پیچیده کشف رمز، از ساختار حفاظت اطلاعات رئیس جمهوری عبور کرده باشند، و دیگری نیروی نفوذی که در میانه بدنه بالاترین رده اطلاعاتی قرار داشته باشد.
با توجه به این نکته که الگوریتم نرم افزار رمزهای گفته شده یکبار به سرقت رفته نه تنها نفوذ به داخل آن حتی بازنویسی اش کاری دشوار نیست ، سارق نرم افزار از افسران FBI بنام RobertHansen است که درفوریه 2001 شناسایی و دستگیر شد.
اتهام Hansen جاسوسی و گردآوری اطلاعات محرمانه از پرونده های FBI بود، Hansen این اطلاعات را به سفارش یکی از مدیران اسبق CIA بنام James Woolsey تهیه کرده بود و از این طریق رمزهای مخابراتی به خارج از بدنه دولتی انتقال یافت ، Woolsay امروز در حلقه مخالفان صدام حسین قرار دارد و از طرفداران حمله نظامی به خاک عراق است و عملیات سرقت رمزهای مخابراتی را به گردن گروههای سری و خطرناک عراقی می اندازد.
لذا، سومین احتمال می تواند چنین باشد که : ساختار اطلاعاتی ، بطور پنهان ، شاهد پروژه سرقت اطلاعات بوده و از روی عمد مانع نشده است.
بهرحال عاملان حمله یازدهم سپتامبر هر گروهی که می خواهد باشد، هیچگونه دسترسی به رمزهای مخابراتی نمی توانستند داشته باشند مگر ازطریق نفوذهایی نظیر Hansenدر FBI Woolsey و در CIA ، و اگر تابحال کوچکترین شکی در دروغ بزرگ یازدهم سپتامبر وجود داشت ، عملیات داخلی سرقت رمزهای مخابراتی آن را برطرف کرد، از این رو بایستی از روشنگری عاملان و آمران این عملیات تشکر کرد.
جدای از اهداف و نیات طراحان عملیات سرقت رمزهای مخابراتی ، اطلاعات عادی و مورد تائید مقامات امریکا، وجود دو عنصر خیانتکار در بالاترین رده دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور را انکار نمی کند، آیا تنها توفیق گروه Woolsey سرقت رمزهای مخابراتی بوده؛ آیا قدرت نمایی ها و ضرب شست های دیگری به رقیب ها نشان دادند؛ ولی باید به محافظان رئیس جمهور حق داد که از ترس حمله های تک تیراندازان ماهر در امن ترین پایگاه هوایی امریکا، شدیدترین مراقبت ها را بعمل آورند.
در آن روز بحرانی ، از محل فرود هواپیمای رئیس جمهور تا راهرو ساختمان فرودگاه Offutt دو صف طولانی از خودروهای زرهی بطور متراکم چیده شد، تا رئیس جمهور محافظان وی از میان آنها عبور کنند.
عاملان حمله در تماس تلفنی با استفاده از رمزهای مخابراتی محرمانه چه گفتند؛ و چه شنیدند؛ مقامات امریکایی ترجیح می دهند محتوای این مکالمه یا بهتر بگوییم مذاکره ! سکوت کنند، و حتی از دو طرف مذاکره فقط یک طرف آن که عاملان احمله باشند آشکار شده و هنوز ازطرف دیگر مذاکره اطلاعاتی منتشر نشده است .
استفاده عاملان حمله از رمز مخابراتی رئیس جمهوری جهت تماس با سرویس مخفی امریکا بمنظور مذاکره ای خطیر و در سطوح بالای مقامات دولتی صورت گرفته و دراین مذاکره عاملان حمله تقاضایی مشخص و از پیش تعیین شده داشته اند، تقاضاهایی توام با تهدید و ضرب الاجل .
مرحله بحرانی یازدهم سپتامبر چند ساعتی بیشتر طول نکشید، و در همان روز کم کم تهدیدها برطرف شد و نمایندگان مجلس و مقامات ارشد با بازگشت رئیس جمهور به کاخ سفید از پناهگاه ها بیرون آمدند، بعد از عادی شدن اوضاع و برقراری آرامش ، تماس تلفنی دیگری از سوی عاملان حمله گزارش نشد.
ظاهرا مذاکرات عاملان حمله با بالاترین مقام دولتی یعنی رئیس جمهور با تسلیم جورج بوش درمقابل درخواست های آنان به پایان می رسد.
عاملان حمله با دراختیار داشتن رمزهای مخابراتی و خطوط تلنی کاخ سفید و هواپیمای رئیس جمهور، توانستند برای مدت معینی تمام اختیارات رئیس جمهور را در دست بگیرند، آنها هر دستوری که به نیروهای مسلح می دادند بایستی فی الفور اجرا می شد، حتی شلیک موشکهای حامل کلاهک هسته ای نیز کاملا دراختیار آنها بود.
اگرچه مذاکرات بین عاملان حمله و رئیس جمهور به نتیجه دلخواه عاملان حمله رسیده بود لیکن تا رسیدن رئیس جمهور به مقر فرماندهی واقع در پایگاه نظامی Offutt، همه چیز در هاله ای از ابهام می نمود، با فرود هواپیمای مخصوص ریاست جمهوری موسوم به Air Force One بر باند فرودگاه نظامی Offutt اندکی از التهاب رئیس جمهور و همراهان او کاسته شد، همانطورکه گفته شد، Airforce one مجبور شده بود تمام طول مسیر را در ارتفاع پایین و بصورت زیگ زاگ پرواز کند تا از حملات موشکی عاملان حمله در امان بماند، در پایگاه نظامی نیز احتمال ترور رئیس جمهور توسط تک تیراندازان وجود داشت ولی با استفاده از رئیس جمهور در مقر فرماندهی و حدود دستورات جدید وی بار دیگر کنترل نیروهای نظامی و انتظامی را بدست گرفت .
طبق قوانین و دستورالعمل های نظامی ، فرمانها و دستورهای صادره از مقر فرماندهی استراتژیک درصورتی معتبر خواهد بود که ، رئیس جمهور شخصا و بصورت فیزیکی در مقر حضور داشته و دستورات توسط وی صادر شود.
از یک سو، هواپیمای رئیس جمهور برای پرواز مستقیم از فلوریدا به پایگاه Offutt کافی نبود، و شرایط پرواز در ارتفاع پایین مصرف سوخت را از میزان معمول بالاتر می برد.
نویسنده : تیری می سان
مترجم : سید محمد تقی یاسینی