امروز دوازدهمین سالی است که سینمای ایران «علی حاتمی»اش را ندارد؛ فیلمسازی بزرگ که بیشتر ساختههایش دغدغه اصالتی بود که جلوی چشم همه، زیر چرخهای روزگاری که آهنگ مدرن شدن کرده بود، له میشد. او در زمان حیاتش قدر ندید و آن گونه که باید بر صدر ننشست، اگرچه حالا زمانه بسیار تفاوت کرده است.
خبرگزاری ایسنا در این باره نوشته است، حاتمی میگفت: هدف من در سینما، ساختن فیلمهایی است که دارای جنبههای فرهنگی باشد. منظور از فرهنگ، نه این که کاری ادیبانه ارائه نمایم که قهرمانانش برای هم شاهنامه بخوانند، مطلقا چنین چیزی نیست، هدف من این است که در فیلمهایم بتوانم فرهنگ مردم، فرهنگ ایرانی را نشان دهم...
کد خبر: ۲۲۱۶۲۸
داوود رشیدی هم در این باره به فارس گفت: با وجود بیماری علی حاتمی، هرگز ندیدم از مرگ حرف بزند. او همیشه حرفهای امیدبخشی میزد.
رشیدی ادامه داد: سالها دوستی و ارتباط با علی حاتمی و خانوادهاش باعث شده خاطرات بسیار زیادی از او داشته باشم که هر کدام از آنها برایم هنوز جالب است.
وی افزود: سال 1342 که در مدرسه هنرهای دراماتیک استاد بودم، در کلاس بازیگری برای اولین بار علی حاتمی را دیدم که برای یادگرفتن بازیگری به این کلاسها آمده بود. معمولا وقتی استاد از شاگردها میپرسد امروز چه کسی متنی آماده دارد یا تمرین کرده هیچکدام از شاگردها اول دست خود را بلند نمیکنند، اما علی حاتمی همیشه اولین کسی بود که آمادگی خود را برای ارائه متنها اعلام میکرد و این به خاطر شوق یادگیری و ذخیره کردن علم بود که در دلش داشت و از همان زمان، آشنایی ما با هم شروع شد تا این که اولین تئاتر او را که حسن کچل بود من روی صحنه بردم.
رشیدی درباره خصوصیات اخلاقی و کاری علی حاتمی گفت: من همیشه تعجب میکردم که علی حاتمی برای انجام کارهایش وقت از کجا میآورد. وقتی شبها دور هم جمع میشدیم همیشه میدیدم که او درباره فیلمهای روزی که اکران شده صحبت میکند یا مقاله و مطلبی نوشته اما نمیدانم وقت برای انجام این کارها را از کجا میآورد. همیشه برای من سوال بوده که او چه زمانی وقت میکند این دیالوگهای زیبا را که مثل جواهرات درخشان است بنویسد؛ دیالوگهایی که همیشه سر صحنه به ما تحویل میداد و ما با خواندنش لذت میبردیم.
علی حاتمی آدم افتاده و بیریایی بود و حتی اگر بازیگری راجع به دیالوگها نظری داشت که به او بگوید و یا میخواست آنها را زیاد کند، هیچوقت روی کار خود تعصب نداشت و اصرار نمیکرد که حتما این دیالوگها به شکل اولیه باقی بماند. موقع کار خیلی به بازیگران اهمیت میداد و میگفت بازیگران بخشی از فیلم هستند که دیده میشوند. به همین خاطر باید راحت باشند و این چیزی است که متاسفانه کمتر کارگردانی به آن فکر میکند.
محمدعلی کشاورز نیز گفت: سینمای علی حاتمی از بطن جامعه شکل گرفت و به همین دلیل هم بود که به او هیچ وقت و در هیچدورهای جایزه ندادند چون یک سینماگر مستقل و مردمی بود.
او در ادامه گفت: شاید فیلم حاتمی در قالبهای مختلفی جای گیرد، اما من سینمای او را با واژههایی چون سینمای ملی، سینمای معناگرا و فاخر و از این قبیل نمیسنجم، چرا که سینمای علی حاتمی از بطن جامعه و متشکل از ویژگیها و خصوصیات مردم ایران در قبل و بعد از انقلاب بود.
بازیگر هزار دستان، کمالالملک، مادر و دلشدگان گفت: سینمایی که حالا سرمشق سینمای ایران شده یا قرار است بشود، از سینمای علی حاتمی گرفته شده، چه از لحاظ فضاسازی، چه به لحاظ کاراکتر، چه از نظر بازیگری، چه از نظر معماری صحنه و چه از بابت دیالوگ، همه از سینمای علی حاتمی گرفته شده است.
محمدعلی کشاورز با ذکر این جمله که «علی حاتمی حیف شد»، گفت: حاتمی سینماگری بود که تمام خصوصیات یک سینماگر ایرانی را داشت، اما در زمان حیات مورد بیمهری قرار گرفت. سرانجام این فیلمساز بزرگ بعد از مدتها جدال با بیماری روی در نقاب خاک کشید. «حالا مثل این که از این سینما هم باید بروم و یا به قول دیالوگ فیلمهایم طعمه دام و صید صیاد شدم و یا میشوم و شاید این پایان عشق است و یا آغاز راه و اگر مرگی هست هیچگاه چیز ترسناکی نیست. همانطور که در شاهنامه ما هم نبوده و یا به همان نحو که من در فیلمهایم مرگ را ترسیم کردهام، دلشدگان، مادر و ... حتی در فیلم «مادر» مرگ قبلا تمرین میشود و من در فیلمهایم پرسوناژهایم را قبل از مرگ تطهیر میکنم. هرچند خداوند عادل است و رحمان و رحیم، ولی من که در این موارد یک آدم عامی و سنتی هستم یا داستانهایم را با مرگ جمع کردهام و یا بیانیههای مهم. فیلمهای من با مرگ به تماشاگر القا شده و شاید همه داستان بشر در مرگ و زندگی خلاصه شود و البته مرگ پایانی برای زندگی نیست. شما غیر از این فکر میکنید؟»