حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کتاب «هزار و یکشب» که برخیها معتقدند نام اصلی آن هزار افسان بوده، در خارج از ایران (یا به عبارت بهتر مشرق زمین) عاشقان زیادی داشته و دارد، از خورخه لوئیس بورخس مرحوم گرفته تا میشل فوکو معروف این اثر را نه تنها خوانده بودند و مجذوب شیوه داستانسرایی آن شده بودند بلکه در مورد آن هم نوشته بودند.
ریمسکی کورساکف هم که آهنگساز بود و در سال 1908 دارفانی را وداع گفت: این سمفونی را براساس همین کتاب خلق کرد و نام آن را شهرزاد گذاشت.
شهرزاد، راوی هزار و یکشب است که با هنر قصهگویی هر بامداد مرگش را به تعویق میاندازد.
در دنیای موسیقایی این اثر سازها به روایت میپردازند و بعد روایی موسیقی را در این اثر آدم کاملا حس میکند.
حرکت کشتیها، طوفان، برخورد شخصیتها با هم، جشنها و تکگوییهای راوی هر کدام به وسیله یک یا چندین و چندساز بازگویی میشوند تا دنیای شنیداری زیبایی رقم بخورد که به جای کلمه پر از صداها و نواهای رنگارنگ و زیباست.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....