روئوس این نامه به قرار زیر است :
برکسی پوشیده نیست که کشور متبوع اینجانب به عنوان بزرگترین قربانی بلندپروازی های آقای صدام حسین , بیشترین صدمات و خسارات جانی و مالی و زیست محیطی را در طول هشت سال جنگ تحمیلی از ناحیه ارتش مهاجم عراق و حامیان غربی آن متحمل شده است , به نحوی که هنوز هم آثار شوم آن جای جای ایران و در میان خانواده های دغدار و آسیب دیده ایرانی به وضوح مشهود است.
از این رو ملت ایران بیش از هر کشور دیگری حق دارند همچنان نسبت به سیاست ها و اقدامات خصمانه و ناصواب گذشته دولت بعثی عراق.
تسلیح کنندگان آن دلریش و آزرده خاطر باشند و با مغتنم شمردن فرصت موجود , به خونخواهی از جان باختگان خود و مطالبه خسارات وارده بر اقتصاد کشورشان قیام کنند.
به این اعتبار چه بسا برخی انتظار داشته باشند و گمان نمایند که ملت ما و خصوصا خانواده های شهدا و جانبازان و سایر آسیب دیدگان ناشی از جنگ هشت ساله از وضعیت موجود و نایره جنگ ناخواسته ای که امروز حمایت کنندگان دیروز صدام در سرزمین عراق برافروخته اند خرسند و شادمانند و آن را تاوان مظالم عراقی ها علیه ایرانیان پنداشته و از این حیث ضمن ابراز رضایتمندی از تجاوز ارتش آمریکا و انگلیس به خاک عراق , به دست افشانی و پایکوبی مشغولند.
گرچه بسیاری از ما دنیا را دار مکافات دانسته و معتقدیم «هرکس آن درود عاقبت کار که کشت» لکن قویا اعلام می کنم که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران از مصیبت وارده بر ملت ستمدیده عراق به شدت متاسف و متاثر می باشند.
تظاهرات اعتراض آمیز ایرانیان در روز هشتم فروردین ماه 82 و اعلام انزجار آنان نسبت به تجاوز ارتش آمریکا و انگلیس به خاک عراق و ابراز همدردی با مردم مظلوم این کشور مؤید این ادعاست....
در بخش دیگری از این نامه آمده است : ضمن اعلام همدردی با مردم بی پناه عراق , اعتراض و تاسف شدید خود را از همراهی آقای تونی بلر با رئیس جمهوری آمریکا که شائبه از سرگیری سیاست های استعماری و تجاوزکارانه دولت انگلیس را در اذهان ایجاد می کند , ابراز می دارم.
اعلمی نوشته است : بنده بر این اعتقادم که دولت های آمریکا و انگلیس برای گفتگو و وادار کردن رژیم حاکم بر عراق برای رعایت مقررات بین المللی قواعد بازی را کاملا نادیده گرفته و به زبان فاشیسم با رژیم صدام تکلم کرده و زمانی که دولت عراق به دلایل پرستیژی در حدی ضعیف تر به عمل متقابل اصرار ورزیده , حاکمیت ملی این کشور را مورد تهدید قرار داده اند.
در این نامه همچنین آمده است , بنده و شما می دانیم که رهبران کاخ سفید از چند دهه قبل در رویای دستیابی به نظم نوین دلخواه در دهکده جهانی مطلوب نظر خود و در نتیجه سیادت بر جهان سلطه بلامنازع بر منابع کره زمین به دفعات با تجاوز به حریم کشورهای مختلف نظیر کامبوج , ویتنام , آلبانی , یونان , هائیتی , السالوادور , گواتمالا , گرانادا و لیبی در مقام تمهید مقدمات سیادت خود بر جهان برآمده اند لکن به دلایل مختلف نتوانستند به طور کامل به اهداف خود فائق آیند.
اعلمی همچنین نوشته است , کنسرت شوم مرگ را که جرج بوش و تونی بلر در منطقه خاورمیانه و بویژه خلیج فارس و عراق به اجرا در آورده اند صرفا ارواح خبیثه و اشباح شیطانی را بوجد آورده و آنها را سرمست و شادمان می سازد.
در این نامه آمده است : مقدونیان به فرماندهی اسکندر , هونها به فرماندهی آتیلا , چنگیزخان مغول , تیمور لنگ و در سده اخیر هیتلر همه منجیان شمشیر بدستی بوده اند که همچون جورج بوش و تونی بلر با وسوسه فتوحات جهانی به جنگ و خونریزی و تجاوز روی آوردند اما به رغم همه اقتداری که داشتند , جملگی ستاره اقبال شان افول کرد و قدرت آنها با تندباد حوادث امروز فرو ریخت و به غرقاب فنا افتاد.
سرنوشت همه آنها نشان می دهد که هیچ فرد متکی به نظامیگری حتی اگر ستاره اقبالش مانند تیمور لنگ هم بلند باشد قادر نخواهد بود بدون کیفر و عقوبت دست به نهیب و قتل عام بزند و دست تقدیر گریبانش را نگیرد.
هر جنگی نابکارانه , همچون عجوزه هزار داماد خود را عروسی دوست داشتنی می نمایاند و عاقبت , حلقوم شیفتگان خود را چنان می فشارد که راه گریزی از این فشار مرگبار نیست.
متن کامل نامه را در آینده در سایت جام جم آنلاین قرار خواهیم داد.