هدف از برنامه‌سازی چیست؟

یک معمار خوب، اهل بساز و بفروش گسترده نیست. به جای این‌که زیاد بسازد، خوب می‌سازد. ماندگار می‌سازد و هیچ‌گاه منفعت مالی، شهرت، مقبولیت عـمومی (مبتنی بر ارضای پسند عامه اگرچه در سطحی‌ترین شکل ممکن) را به تعهد هنری ترجیح نـمی‌دهد. ساختمانی نمی‌سازد که با کوچک‌ترین زمین‌لرزه‌ای فرو بریزد. بی‌اعتنا به نیاز مردم و با هدف نگهداری در موزه ساختمان نمی‌سازد و معماری را با هنرهای غیرکاربردی مدرن امروزی اشتباه نمی‌گیرد.
کد خبر: ۲۲۰۴۶۶

از طرف دیگر هم نقشه بنا را طوری طراحی نمی‌کند که مخاطب را به هر قیمتی راضی نگه دارد و مثلا به جای راحتی و زیبایی، امکان کسب درآمد هرچه بیشتر با اجاره دادن فضاهای مختلف ساختمان را برای صاحبخانه فراهم سازد. ارزش‌های هنری و اعتقادی خودش را فدای پسند مشتری نمی‌کند. موقعیت هنری خود را به موقعیتی فنی، مهندسی، مکانیکی و یا بدتر از همه تجاری تنزل نمی‌دهد. نه این‌که تجارت به خودی خود بد باشد؛ بلکه چون هنر ابزار تجارت نیست. چنانچه علم و دانش هم نیست. همان‌طور که پزشک خوب و روحانی خوب هیچ‌کدام نمی‌بایست با هدف کسب موقعیت مادی و رفاهی در جامعه به فعالیت بپردازند، هنرمند خوب هم چنین است.
هنرش را به هیچ قیمتی نمی‌فروشد. آنچه به او پرداخت می‌کنند را مابه‌ازای فعالیت هنری‌اش نمی‌داند، هرچقدر هم کم باشد بدان رضایت دارد و در نظرش تنها هدیه‌ای است در قبال خدمتی که به رشد خود و جامعه کرده است.
هنرمند، وقتی می‌میرد که تاجر شود. چنانچه عالم نیز. در تاریخ علم و معرفت ایران همواره منش عالمان درباری نکوهش شده است و همگان شان عالم و دانشمند را بالاتر از دیگران حتی شاه و قدرت حاکم دانسته‌اند و در نتیجه استقلال علم از قدرت همواره ستوده شده است. سؤال دیرینه «علم بهتر است یا ثروت؟» دیگر از تکراری‌ترین سؤالاتی است که می‌توان طرح نمود. پاسخش هم کاملا بدیهی است اگرچه در دنیای امروز صحت معیارهایی برای زندگی بدیهی فرض شده است که به موجب آن دیگر کسی نمی‌تواند بداهت برتری علم بر ثروت را باور کند. امروزه دیگر فقط با این جواب‌هایی که غیر مستقیم به همان پاسخ اول (علم بهتر است) می‌رسند می‌توان تا اندازه‌ای غبار از چهره حقیقت زدود. پاسخ‌هایی مثل: «پول خوشبختی نمی‌آورد اما فقر حتما منجر به بدبختی خواهد شد»
و «داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است اما نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.» همه می‌دانیم که منظور از علم، هر دانش و آگاهی لاینفعی نیست. مراد معرفت است. شناخت از هستی، انسان و هدف آفرینش. با این وصف هنر را بی‌شک می‌بایست شاخه‌ای اصلی از درخت تنومند معرفت دانست. هنر البته اگر واقعاً هنر باشد نه صرفا اعجابی مدرنیستی، تفننی غفلت زا و یا در بهترین حالتش تکنیکی فنی و قابل اکتساب و تقلید.

 سینما و تلویزیون را اثرگذارترین رسانه‌های دنیای امروز دانسته‌اند و نیز پرمخاطب ترین و پول‌سازترین رسانه‌ها. از استثنائات که بگذریم عموما ستاره‌های سینما و تلویزیون به نسبت فعالیت‌شان ثروتمندترین‌های جامعه خود هستند. نیز محبوب‌ترین و مشهورترین‌های آن جامعه. پس بحث علم و ثروت یا آنچه بخصوص مدنظر ماست یعنی هنر و تجارت در این جا بیشتر قابلیت مطرح شدن دارد. سینما و تلویزیون را هنر ــ صنعت دانسته‌اند.  به همین دلیل نمی‌توان همه اقتضائات هنر محض را برایشان قائل شد. اما آیا این می‌تواند بهانه‌ای شود برای آنکه نام «هنرـ‌ صنعت» را مسامحتا برای پدیده‌ای به‌کار بریم که به دلیل استحاله امروزی‌اش به ابزاری صرفا تجاری و تبلیغاتی‌اش کوچک‌ترین ارتباطی با هنر ندارد؟ سینما و تلویزیون در اساس بیگانه با هنر نیستند اما آنچه امروزه وجود دارد اگر نگوییم ارتباطی با هنر و فرهنگ ندارد دست کم می‌توان به جرا‡ت ادعا نمود که وجه صنعتی‌اش غالب بر جنبه هنری آن است. سینما برای آنکه نمیرد ــ اگر هنوز زنده باشد! ــ‌  بایست پیوسته در حال ساخت و ساز باشد و ساخته هایش هم مشتری داشته باشد و به فروش برود. تلویزیون هم اگر بخواهد موجودیت رسانه‌ای‌اش را حفظ کند و در مقابل ده‌ها شبکه ماهواره‌ای دیگر قد علم کند ناچار است نگران آنتن باشد و به هر قیمتی تمام ساعات فراغت مخاطبان خود را پر کند. از آن جا هم که درآمد اقتصادی تلویزیون با تبلیغات و آگهی‌ها تأمین می‌شود نه فروش گیشه، نمی‌توان از آن انتظار داشت چهره تبلیغی نداشته باشد و صرفاً فرهنگ ساز باشد. پس چه باید کرد؟
مشکل از کجاست؟ از ریشه؟ از این‌که اصلاً تکنولوژی همین است و چاره‌ای از آسیب‌های گاه بیش از فوایدش نیست؟ بحثی است مفصل و نیازمند تحقیقی تخصصی و جامع. آنچه فعلاً مدنظر ماست کلیت این نظام رسانه‌ای نیست. نگرش ما در اینجا به اجزای تشکیل دهنده این نظام کلی است. اجزاء انسانی یعنی فیلمسازان و برنامه‌سازان یا به تـعـبـیـر دیـگـر آن‌هـایـی کـه بـیشتر به نام هنرمند می‌شناسیم‌شان نه کارگر، کارمند، تکنیسین و یا تاجر. بحث را جزئی‌تر می‌کنیم. فیلمسازی برای سینما را که اقتضائات متفاوتی از برنامه‌سازی  برای تلویزیون دارد کنار می‌گذاریم و تمرکزمان را بر تلویزیون قرار می‌دهیم چراکه در سینما مشکل عمده، استحاله هنرمند به تکنیسین و تاجر است اما در تلویزیون می‌توان به نام هنرمند، کارمند و کارگر ساده‌ای هم بیشتر نبود و این به مراتب موقعیت اسفبارتری است. هنری که در راستای معرفت و شناخت و هدف غایی آفرینش انسان قرار دارد و شایسته استقلالی همیشگی از تعلقاتی چون ثروت و قدرت است، چگونه می‌تواند در حد فعالیت روتین و مکانیکی کارخانه‌ای نزول پیدا کند و بی‌اعتنا شود به ارزش، تعهد، فرهنگ، تعالی و کمال انسانی و عاری باشد از بداعت و خلاقیت و زیبایی؟ تلویزیون برای برنامه‌ساز می‌بایست مقدس باشد چنانچه ساز برای نوازنده، نت برای آهنگساز، واژه برای شاعر و نویسنده، رنگ برای نقاش و دوربین برای عکاس. برنامه‌سازی  که تلویزیون را نه ابزاری برای کسب معاش، که وسیله‌ای برای بیان حقیقت و ایفای رسالت انسانی خویش بداند و نه چنان که دیگران خطابش می‌کنند بلکه خود، صادقانه، فعالیت خویش را هنر بداند و پیراسته از شائبه‌های مخرب، هم اوست که حقیقتاً شایسته اتصاف به وصف زیبای «هنرمند» است. در ردیف عالمان و دانشمندان جای دارد و آن وقت دیگر نه از روی اجبار و اکراه که با اختیار تام، اراده و عشق، به معنای «تعهد» در هنر ایمان می‌آورد و میراث گرانبهای فرهنگ ایرانی خودش را این‌گونه پاس می‌دارد. تحقیق مبسوطی نیاز نیست تا بدانیم و باور کنیم که هنر در فرهنگ غنی سرزمین ما ایران نه فقط آمیخته با تعهد که سلوکی در مسیر وصول به حقیقت است. تخلیه روانی،  بیان خویشتن، حدیث نفس و تئوری‌های ظاهرفریب و نخبه انگارانه‌ای همچون «هنر برای هنر» نه فقط قابل اطلاق به هیچیک از هنرهای اصیل فرهنگ ما نیستند که در برابر آثار به جای مانده و هم به یادمانده‌ای همچون اشعار حافظ و سعدی و مولانا به شوخی شبیه‌ترند.

 برنامه‌ساز خوب همچون معمار خوب، اهل بساز و بفروش گسترده نیست. به جای این‌که زیاد بسازد، خوب می‌سازد. ماندگار می‌سازد و هیچ گاه منفعت مالی، شهرت، مقبولیت عمومی (مبتنی بر ارضای پسند عامه اگرچه در سطحی ترین شکل ممکن) را به تعهد هنری ترجیح نمی‌دهد. او برنامه می‌سازد نه چون شغل و هدفش برنامه‌سازی  است بلکه چون طالب معرفت است. تصویر زبان اوست و چون می‌خواهد یاد بگیرد تا حرف خوبی برای گفتن نداشته باشد سکوت می‌کند.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها