در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در نمایش کارناوال با لباس خانه به نویسندگی و کارگردانی چیستا یثربی با 5 کمدی تکپردهای کوتاه روبهرو هستیم که تاملی کوتاه در این نوع نمایش را الزامی میکند.
معمولا حوادث، عادات و گفتارهای کمیک حتی در شکل بسیار کوتاه و لحظهای هم مایه خنده و نشاط میشوند و بر حسب آن که پرحادثه یا کمحادثه و از لحاظ زمانی کوتاه یا بلند باشند، به شکل تکپردهای کوتاه، تکپردهای بلند یا چندپردهای پردازش میشوند. گاهی نیز مجموعهای از چند نمایش تکپردهای ارائه میشود که ممکن است به همدیگر بیربط یا به هم مرتبط و اپیزودیک باشند.
موضوع ساختگی
در نمایش کارناوال با لباس خانه، نمایشهای تکپردهای به هم ربط ندارند و در نتیجه اپیزودیک نیستند. نمایش اول به موضوع سالگرد ازدواج میپردازد، اما چون حضور زوج مورد نظر از ظرفیت نمایشی چندانی برای شکلدهی به یک نمایش کمیک برخوردار نیست، لذا چیستا یثربی دو پرسوناژ جنبی را هم وارد نمایش میکند و بظاهر بر آن است با دخالت دادن نقش و مضمون رفتاری و گفتاری این دو پرسوناژ موضوع نمایش را بسط دهد. واقعیت آن است که نمایش تک پردهای اول، از لحاظ دیالوگ و موضوع بسیار معمولی و کسلکننده است و در آن همراه ادا و اطوارها، زشتگوییها و زشت نماییهایی مبتذل و عوامانه به عنوان یک فرهنگ اجتماعی به تماشاگر ارائه میشود. این نمایش از لحاظ موضوعی بسیار پر ابهام و دوگانه هم هست و هرگز معلوم نمیشود از گزینههای ارائه شده برای معرفی دو پرسوناژ فرعی، کدام یک صحت دارد. علت آن را میتوان به تحمیلی بودن دو پرسوناژ جنبی ربط داد. ضمنا نوع حضور خود آنها هم بیانگر مبهم بودن نمایش است: اغلب وارد خانه میشوند و دوباره پشت در قرار میگیرند و چنین وانمود میشود که هنوز وارد خانه نشدهاند؟!
نمایش تک پردهای دوم به پسر و دختری میپردازد که با والدین مسن خود زندگی میکنند. این نمایش دوم همانند نمایش تک پردهای اول پر از زشتگویی و زشتنمایی و ادا و اطوار است. اینجا باید موضوع مهمی را یادآور شد: منظور از زشتنمایی و زشتگویی آن نیست که هنر و مخصوصا نمایش نباید به آنها بپردازد، بلکه بعکس باید به زیباترین شیوه زشتی و ابتذال زشتیها را نشان دهد؛ اما در کمدی تک پردهای دوم، نویسنده سعی کرده این دادهها را به عنوان یک معجون وجیه، فرحبخش و شادیآور با شکل و اجرایی کودکانه عرضه کند.
با دیدن نمایش دوم دیگر تماشاگر واقعا از این که به تئاتر آمده و چنین چیزهایی را میبیند، کلافه میشود. ضمن آن که، هر دو نمایش از لحاظ موضوع هم ساختگی و جعلی هستند.
تناقضهای باورناپذیر
در نمایش تک پردهای سوم که به یک زوج میپردازد که میخواهند به سفر بروند، رویکرد نویسنده تغییر میکند و موقعیتی باورپذیر را که پر از تناقضات است، به نمایش میگذارد. این نمایش تک پردهای واقعا تماشاگر را میخنداند و از لحاظ موضوع هم که به وسواس داشتن شوهر اشاره دارد، بسیار جذاب است. در پایان این نمایش چیستا یثربی موقعیتهای زن و شوهر را با جا به جا کردن عادتهایشان تغییر میدهد که ترفند مناسبی به نظر میرسد؛ اما چون جابهجایی به طور کامل و غلوآمیز انجام میشود، باورپذیر بودن وضعیت کمیک قبلی زیر سوال میرود.
نمایش تک پردهای چهارم که در اصل یک بازیگر محوری دارد و در آن مردی خاطرات تلخ و کمیک زندگی خصوصی خود را در قالب مونولوگی بلند بازگو میکند، زیباترین و جذابترین بخش نمایش کارناوال با لباس خانه است که با بازی زیبا و هنرمندانه محمد حاتمی گیرایی و جذابیت خاصی پیدا میکند. ضمنا جنبههای بسیار کمیکش در ذهن تماشاگر به یک درون گشت ذهنی، روحی و روانی شادی بخش میانجامد.
نمایش آخر با رویکردی کمیک به یک حادثه جنایی میپردازد. این نمایش تک پردهای میتوانست به دلیل نامتعارف بودن موضوع آن بسیار قابل تامل باشد؛ اما متاسفانه پایانبندیاش نمایش را تا حدی از کمدی خارج و به کمدی تراژیک تبدیل میکند. در نتیجه، این نمایش کاملا با بقیه سنخیت ندارد و پایان آن هم در همان آغاز نمایش لو میرود.
ارتباط زندگی و کمدی
دیدن نمایشهای تکپردهای فوق مخاطب را با یک پرسش دیگر روبهرو میسازد: آیا باید تماشاگر را به هر چیزی خنداند یا گزینه و گزینشی هم در کار است؟
اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ بدهیم، الزاما باید به پرسش قبلی هم مبنی بر اینکه آیا نمایش کمدی به خود زندگی ارتباط دارد یا نه، جواب جامعتری بدهیم:
زندگی اغلب طی پروسههای زمانی نسبتا طولانی به تراژدی منجر میشود و انسان هم همواره در برابر رخدادهای تلخ و عارضهزا دافعه دارد، در حالی که کمدی اساسا با زندگی بشر آمیخته است زیرا روان و روح انسان همیشه شادی را طلب میکند اما این بدان معنا نیست که کمدینویس تماشاگران را به هر حادثهای بخنداند یا برای خنداندن آنها حوادثی ذهنی و ساختگی تدارک ببیند که قابلیت و ظرفیت آنها برای خنداندن و به فکر واداشتن مخاطب بسیار کمتر از حوادث واقعی باشد. لذا پاسخ نهایی به پرسش دوم هم این است که اساسا به اقتضای معنی و ارزشهای هنر و دنیای نمایش، موضوع و رخدادها باید انتخابی باشند؛ یعنی حتی پیش از شکلدهی و پردازش ساختاری متن، ویژگیهایی دال بر قطعیت برخی تناقضات و فرابتهای کمیک در موضوع مشهود و برجسته باشد تا کمدینویس بتواند بعدا با تخیل و خلاقیت بر این ویژگیها بیفزاید.
اگر کمدی بیمهار و بیمعیار باشد، در آن صورت تمام جنبهها و نمایههای گفتاری و رفتاری عارضهمند و زشت جای وجوه معنادار و زیبای زندگی را میگیرد و هنر از معنای خویش تهی و عملا سبب تقویت، تبلیغ و ترویج همان بخشهای آسیبرسان فرهنگی و اجتماعی میشود.
از طراحی صحنه تا بازیها
از لحاظ اجرا، طراحی صحنه نمایش کارناوال با لباس خانه که توسط الهام دهقانی انجام شده، به طراحی صحنههای کابارهای شبیه است؛ صرفا تزیینی است و هیچ مناسبتی برای اجرای چنین نمایشی ندارد.
موسیقی زنده نمایش که حاصل کار نوید گوهری و سعید کاوه است، با نمایشهای فوق همخوانی دارد؛ بخصوص استفاده از ساز گیتار که نوایش با تکضربههای کوتاه و ریتمیک شکل میگیرد، با نمایشها و نوع رخدادهای آنها همسوست.
کارگردانی نمایش صرفنظر از طراحی نامناسب صحنه، در کل و فقط در نمایشهای تکپردهای سوم، چهارم و پنجم قابل تامل است، زیر شکلدهی حرکات و چگونگی حضور بازیگران سنجیده و حساب شده به نظر میرسد.
نمایشهای پنجگانه کارناوال با لباس خانه به نویسندگی و کارگردانی چیستا یثربی که عنوانی بیربط هم دارد، هیچ سنخیت و ارتباطی با هم ندارند، اما در کل و با توجه به نمایشهای سوم و چهارم، سرانجام موفق میشود با دو بهانه، یعنی «گاهی» با دادههای قابل اعتنای خود زندگی آدمها و «اغلب» با قراردادها و مضمونپردازیهای گفتاری و ساختگی ذهن خود نویسنده، تماشاگران را بخنداند و گرچه از میان این مجموعه نمایشی کوتاه فقط دو نمایش آن واقعا جذاب، کمیک و دارای ساختاری منسجم است، اما به علت بازیهای گیرای بازیگران، بویژه بازی زیبا و به یادماندنی محمد حاتمی و نیز بازی مهسا کریمزاده در نمایش آخر، مجموعه کارناوال با لباس خانه در کل دیدنی است.
حسن پارسایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: