پیمانکاری که 182 هزار دلار اسکناس مربوط به 88 سال پیش (روز رکود اقتصادی بزرگ آمریکا) را در دیوار دستشویی (به عنوان جایی امن)! در خانهای پنهان کرده بود نتوانست همه این پولها را صاحب شود.
پیدا شدن غیرمنتظره این پول بیشتر باعث غم و غصه پیمانکار بختبرگشته خوششانس شد.
کد خبر: ۲۱۷۸۹۸
(میبینید چه تناقض باحالی دارد. هم خوششانس باشید، هم بد شانس) چون یابنده نتوانست با صاحب خانه درباره تقسیم این پول به توافق برسد. البته از طرف دیگر خانم «آماندا ریس( »صاحبخانه) هم نصیبی از این 182 هزار دلار باد آورده نبرد. بدبختیهای خانم ریس آنقدر بود که قصد داشت در آیندهای نزدیک اعلام ورشکستگی کند و اتفاقا یک بانک هم یکی از املاک او را ضبط کرده بود. پاتریک دون تاجر ثروتمندی که در همان دهه 20 و دوره ورشکستگی بانکها و بیکاری و گرسنگی انبوه مردم این پول کلان را در دیوار خانهاش پنهان کرده بود حالا 21 وارث از خودش به جا گذاشته است و همین کار یابنده را سخت کرد.
وکیل املاک دون گفته است، اگر این دو نفر (یعنی خانم ریس و آقای کیتس) اختلافات را بین خودشان حل و پول را تقسیم میکردند وراث اصلا از آن خبردار نمیشدند. آنها چون نتوانستند باهم کنار بیایند و پول را به شیوهای عاقلانه تقسیم کنند، هر دو ضرر کردند.
کیتس سال 2006 مشغول خراب کردن دیوارهای این خانه در نزدیکی دریاچهای بود که 2 جعبه فلزی سبزرنگ را دید که درون دیوار زیر جعبههای کمکهای اولیه از سیمی آویزان بودند. داخل جعبهها پاکتهای سفیدی با نشانی گیرنده «آژانس خبری دون» وجود داشت. کیتس میگوید گوشه یکی از پاکتها را باز کردم، یک اسکناس 50 دلاری دیدم و کمی گیج شدم.
کیتس که اتفاقا با خانم ریس در دبیرستان همکلاس بودند به ریس تلفن میکند و تمام ماجرا را میگوید. آنها باهم پولها را میشمرند و در حالی که مانند برندگان بختآزمایی میخندیدند در کنار هم عکس گرفتند.
اما بعد از خنده و عکس یک سوال اساسی پیش آمد. پولها را چطور تقسیم کنند؟!
ریس پیشنهاد میکند که 10 درصد را کیتس بردارد اما کیتس درخواست 40 درصد میکند و این گونه میشود که اختلاف دو همکلاسی قدیمی آغاز میشود و به گوش آنهایی که نباید برسد، میرسد. تمام بازماندگان مستغلات دون هم تا قضیه را فهمیدند برای گرفتن حق خودشان شکایت کردند اما تا آنها این قضیه را بفهمند پول چندانی از آن مقدار باقی نمانده بود.
ریس هم مدعی شد 14 هزار دلار از این مبلغ را در سفر به هاوایی خرج کرده است و تعدادی از اسکناسهای کمیاب مربوط به دهه 1920 را فروخته است.
او گفت 60 هزار دلار آن را هم داخل یک جعبه کفش در قفسههای خانهاش گذاشته که از بد ماجرا آن را هم دزدیدهاند! اما او این دزدی را به پلیس گزارش نکرده است. اما این قضیه را هیچ آدم عاقلی باور نمیکند و از آنجایی که کیتس هم یک خرده عقلی داشت ریس را به دزدیدن این پولها متهم کرد و حتی او را تهدید کرد! وکیل خانواده دون هم میگوید دزدیده شدن پولها را باور نمیکند اما نمیتواند خلاف آن را ثابت کند. حالا این وسط کیتس خودش شاکی شده است. او گفته چون گزارشهای مطبوعات او را مردی طماع و حریص نشان داده است کارش بشدت کساد شده و کلی ضرر کرده است اما احساس میکند تصمیم دادگاه برای دادن بخشی از این پول به او نشانه حقارت اوست. اما سوالی که همه از او میپرسند این است که چرا سکوت نکرد تا تمام پول را به جیب زده باشد و خب کیتس هم یک جواب معمولی دارد. «اینطوری بزرگ نشدهام.»