نمیدانم این چه اخلاقی است در بعضی از ما و امثال ما (و حتی شما)! که همیشه عادت داریم فقط دنبال چیزهای منفی در یک پدیده و پروژه جدید باشیم و برای یافتن و گاهی هم بافتن آن موارد عدیده هر سوراخ سمبهای را زیر و رو میکنیم. حالا نگرد، کی بگرد...!
کد خبر: ۲۱۷۷۴۸
حرف بی ربط: گفت آن که یافت مینشود، آنم آرزوست
مثال جدید التاسیس این قضیه، همین دوربینهایی که در معابر و سطح خیابانهای شهر نصب العین عموم اهالی در حال عبور و مرور شهر تهران، شهر اخلاق شده است. هنوز هیچی نشده، اعتراضها بلند شد که این یعنی به خطر انداختن آزادی و حریم خصوصی عمومی شده شهروندان داخل پیاده رو و سواره رو و میانه رو که از وسط خیابان دارند رد و بدل میشوند.
و یا رد وبدل میکنند(....!این تک مضراب را یکی از عابران داخل ماشین از شیشه بیرون پراند که چون فهمید این حرکت ناصوابش را از داخل دوربین موبایلمان ملاحظه کردیم، شیشه غیر روانگردانش را بالا کشید، مثل جن در رفت)!
اینها خوب است بدانند که بر این اقدام قانونی که سابق بر این در کشور بریتانیای سابقاً کبیر هم به مرحله اجرا گذاشته شده است چه مزایا و امتیازات مثبت و مفیدی مترتب است. دوربین اصولاً چیز خوبی است. اگر نبود که تلفنهای همراه هم به آن مجهز نمیشد و کاش که علاوه بر دوربینهای معمول و متعارف کنونی، یک دوربینهای درون گیر و درونگرا و درون نگرهم اختراع میشد که بشود علاوه بر ظاهرآدم ها، باطن آنها را هم دید زد و به نیتشان پی برد. در این حالت هرآدم خلافکاری در همان مرحله نیت کردن سریعاً به راه راست هدایت میشد و اینقدر هزینه روی دست جامعه گذاشته نمیشد. از قضا حضرت مولوی هم عین همین عقیده زهوار در نرفته ما را دارد و در ادامه ما میفرماید: ما درون را بنگریم و حال را......و حال ساده استمراری به این میگویند. برو حالشو ببر!
از سر نزدیک بینی:
چه سود از دوربینهای کنونی که عکس از صورت تنها بگیرد خوش آن روزی که آید دوربینی که عکس از سیرت و معنا بگیرد
یک عکاس درونگرا: لطفاً از ته دل لبخند بزنید تا روحتان شاد شود... خب... حالا... یک... دو... سه... شد... سه شد... انداختیم!